پس از پرتلاطمترین هفته دو دهه اقامتم در امارات، آماده میشدم تا یک یادداشت خشمگین درباره نحوه پوشش بخشهایی از رسانههای غربی - بهویژه بریتانیایی - بنویسم که رویدادهای دبی را کماهمیت جلوه داده، هیجانزده و نادرست معرفی کرده بودند.
اما همکاران من در امارات این کار را بسیار خوب انجام دادهاند. بنابراین در اینجا به برخی از جنبههای کنجکاویبرانگیز، گذرا و گاهی غیرواقعی زندگی در هفتهای میپردازم که موشکهای بالستیک و پهپادها ناگهان بخشی از چرخه اخبار محلی شدند.
تاریخ، به هر حال، از لحظات کوچک و همچنین رویدادهای بزرگ ساخته شده است.
نخستین نکته این است که روزهای مالبک بازگشتهاند. کهنهکارهای دوران کووید به یاد خواهند آورد که چگونه آن شراب سرخ شگفتانگیز آرژانتینی همراه ایدهآلی برای آیین روزانه مطالعه نمودارهای ابتلا و بیانیههای دولتی شد. یک یا دو لیوان به نرم کردن لبههای آن گزارشهای روزانه دلگیر کمک میکرد.
اکنون این آیین با شکلی کمی متفاوت بازگشته است. به جای آمار ابتلا، گفتگوهای عصرگاهی به موشکهای رهگیری شده، مسیر پهپادها و اینکه کدام سیستمهای پدافند هوایی شب بهتری داشتهاند میپردازد. شگفتانگیز است که چقدر سریع یک جمعیت میتواند عادات گفتگویی خود را تطبیق دهد. مالبک کمک میکند.
مانند همهگیری، بحران کنونی نیز روال آشنای دیگری را احیا کرده است: آموزش از راه دور. مدارس در سراسر امارات به طور موقت به صورت آنلاین درآمدهاند، که در تئوری به معنای ادامه آموزش بدون وقفه است. در عمل - حداقل در خانواده من - به نظر میرسد سیستم به این صورت کار میکند: بیدار شوید. وارد شوید. دوباره بخوابید.
دختر نوجوان من همچنین برای اولین بار روزه رمضان را رعایت میکند، که به طور منطقی میتواند بر سطح اشتیاق تحصیلی تأثیر بگذارد. با این حال، سیستم به طور کلی کاربردی به نظر میرسد. اینکه آیا واقعاً یادگیری زیادی در حال وقوع است موضوع دیگری است.
از آپارتمان طبقه دهم خود دید واضحی به دبی مارینا دارم - که مدتهاست آن را مارینگراد مینامم به دلیل تعداد زیاد مهاجران روسی که اینجا زندگی میکنند.
در شرایط عادی این منظرهای از قایقهای تفریحی، برجهای شیشهای و گردشگرانی است که از غروب خورشید عکس میگیرند. در هفته گذشته ویژگی اضافی پیدا کرده است. هنگامی که صدای مشخص رهگیری هوایی در جایی در دوردست شنیده میشود، ساکنان در بالکنهای خود ظاهر میشوند تا آسمان را با ترکیبی از کنجکاوی و نگرانی تماشا کنند. گاهی اوقات قطعات درخشان از رهگیری در قوسهای آهسته به سمت دریا میافتند.
چندین بار تلاش کردهام این لحظات را در ویدیو ثبت کنم (البته برای استفاده شخصی)، با نتایج متفاوت. متأسفانه، میترسم فرصتهای بیشتری وجود داشته باشد.
یک کشف غیرمنتظره این هفته این است که تریر یورکشایر من به نظر میرسد قابلیت هشدار زودهنگام برتر از سیستم هشدار تلفن همراه رسمی دارد. ثانیهها قبل از رسیدن صداهای انفجار رهگیری، او سفت میشود، سرش را بلند میکند و دنبالهای از پارسهای مضطرب را آغاز میکند که معمولاً برای دیدن کبوتر عبوری رزرو شده است.
شاید DNA اوکراینی او است - او به عنوان تولهای کوچک از کیف به دبی آمد - اما غرایز او به نظر میرسد به دقت با صدای بالستیکهای ورودی تنظیم شده است. من شروع کردهام توجه بیشتری به هشدارهای او کنم.
یک عصر در طول هفته با دو دوست در مکگتیگان مدینه جمیرا ملاقات کردم - یک روزنامهنگار برجسته بریتانیایی (که او را از شکایتهای قبلیام درباره شادی از بدبختی رسانهها معاف میکنم)، و یک متخصص اطلاعاتی با دانش عمیق از منطقه. آنچه در پی آمد یک سمینار بداهه درباره استراتژی نظامی در خلیج بود.
گوش دادن همیشه آرامشبخش نبود. گفتگو از ازدحام پهپادها و استقرار نیروی دریایی تا محاسبات ناراحتکننده تدارکات منطقهای را در بر میگرفت - در زیر سایه برج العرب که چند روز قبل مورد حمله قرار گرفته بود. تحلیل هوشیارانه همیشه مفیدترین نیست.
و در نهایت مسئله اجاره وجود دارد. مانند بیشتر ساکنان دبی، من اجاره خود را سالانه پرداخت میکنم. قرارداد آپارتمان من با رقمی توافق شده که فقط میتوان آن را چشمگیر توصیف کرد، قبل از اینکه موشکها شروع به سقوط کنند. من هنوز مدارک نهایی را امضا نکردهام.
این یک سؤال اخلاقی ظریف را مطرح میکند. آیا از نظر اخلاقی موجه هستم که درخواست کاهش کنم، با توجه به اینکه رویدادهای این هفته یک عامل ریسک جدید قابل توجه به بازار املاک دبی معرفی کرده است؟ یا آیا موظف به شرافت هستم که با قیمت توافق شده قبلی ادامه دهم - حتی اگر آن قیمت ممکن است در چند هفته آینده آسمانی به نظر برسد. اینها معضلات اخلاقی کوچکتر جنگ هستند.
هیچ یک از اینها، البته، نباید واقعیت بزرگتر را مبهم کند. برای مردمی که تحت بمباران مستقیم در منطقه زندگی میکنند، هیچ چیز گذرایی در مورد رویدادهای هفته گذشته وجود ندارد.
اما دبی اکنون یک پناهگاه امن اثبات شده است، و خانواده، دوستان و خودش را با شجاعت و عزم محافظت کرده است. امیدوارم که طولانی ادامه یابد.
فرانک کین سردبیر ارشد AGBI و روزنامهنگار تجاری برنده جایزه است. او به عنوان مشاور وزارت انرژی عربستان سعودی عمل میکند


