جنگ رئیسجمهور دونالد ترامپ علیه ایران، اقتصاد از قبل ضعیف آمریکا را تشدید میکند و باعث نگرانی جمهوریخواهان شده است که هرچه این وضعیت ادامه یابد، از نظر سیاسی بدتر خواهد شد — «نقطه پایان».
«هرچه این وضعیت ادامه یابد، از نظر سیاسی بدتر است، نقطه پایان»، متیو بارتلت، استراتژیست جمهوریخواه که ترامپ او را در دوره اول خود به وزارت امور خارجه منصوب کرد، به وال استریت ژورنال گفت. او اضافه کرد که ترامپ بر سیاست خارجی متمرکز است و امور داخلی را نادیده میگیرد.
«'آمریکا اول' اکنون به آمریکا ابتدا حمله میکند تبدیل شده است»، بارتلت نوشت. تردید او توسط سناتور کوین کرامر (جمهوریخواه، داکوتای شمالی) نیز به اشتراک گذاشته شد، که روز سهشنبه به خبرنگاران گفت که رایدهندگان «تردید عمومی» نسبت به جنگ دارند و افزود «من همچنین از این واقعیت قدردانی میکنم که دونالد ترامپ، پوپولیستی که هست، تصمیمات امنیت ملی را بر اساس نظرسنجیها نمیگیرد.»
پل کروگمن، اقتصاددان برنده جایزه نوبل، روز چهارشنبه برای نیویورک تایمز استدلال کرد که دو خبر بد در رابطه با اقتصاد فعلی آمریکا وجود دارد.
«اخبار بد در دو بخش ارائه میشود»، کروگمن نوشت. «اول، هر امیدی به اینکه این جنگ ممکن است بسیار کوتاه باشد در حال محو شدن است. دولت ترامپ ممکن است تصور کرده باشد که از بین بردن دولت ایران تغییر رژیم سریع به همراه خواهد داشت، اما دولت اسلامی یک دولت متشکل از اراذل و اوباش صرف نیست — بله، آنها اراذل و اوباش شرور هستند، اما آنها همچنین متعصبین مذهبی جدی هستند که با آنچه برای آنها یک تهدید وجودی است روبرو هستند. و کنترل آنها بر قدرت آنقدرها هم آسان نیست که بشکند.... دوم، جنگ در وسط مهمترین منطقه تولید نفت جهان — که همچنین منبع کلیدی گاز طبیعی مایع است — به ناچار پیامدهای عمدهای برای قیمتهای انرژی دارد.»
اگرچه برتری هوایی آمریکا و اسرائیل ممکن بود قبلاً قادر به محدود کردن توانایی ایران برای تلافی باشد، کروگمن اضافه کرد که ما «در عصری زندگی میکنیم که حتی قدرتهای درجه سه توانایی پرتاب موشکها و پهپادها را دارند، ایران ذخیره عظیمی از پهپادها دارد و همچنین موشکهای بالستیک دارد که مخرب هستند، رهگیری آنها دشوار است و برد ۱۲۰۰ مایلی دارند.» در نتیجه، «اهداف بالقوه در معرض خطر شامل بخشهای کلیدی زیرساختهای انرژی منطقه است. مهمتر از همه، جنگ ترافیک نفتکشها را از طریق تنگه هرمز تهدید میکند، که به این ترتیب بخش عمده نفت و گاز خاورمیانه به طور معمول به بازارهای جهانی میرسد. و خطر حملات ایرانی به طور مؤثر تنگه را بسته است.»
جنگ ایران تنها عامل آسیبرسان به اقتصاد آمریکا نیست. همانطور که مونا چارن، مفسر محافظهکار، در فوریه برای بولوارک نوشت، «رایدهندگان به ندرت قادر به ربط دادن سیاست به نتایج هستند، اما آنها این کار را در مورد تعرفهها انجام دادهاند. در سال ۲۰۲۴، آمریکاییها تقریباً به طور مساوی در مورد مسئله تجارت تقسیم شده بودند، برخی طرفدار تعرفههای بالاتر و تعداد تقریباً مشابه انتخاب تعرفههای پایینتر بودند. تجربه نظرات آنها را تغییر داده است.»
همانطور که بلومبرگ در فوریه گزارش داد، اقتصاد ایالات متحده در یک «رونق بدون شغل» است که در آن اقتصاد در سال گذشته ۲.۷ درصد رشد کرد در حالی که اشتغال فقط در ۱۵٬۰۰۰ شغل در ماه رکود کرد، بسیار کمتر از ۵۰٬۰۰۰ در ماه که در ابتدا انتظار میرفت. دایان سوانک، اقتصاددان ارشد KPMG، اقتصاد را با یک «صندلی تکپایه» مقایسه کرد.
«ما هرگز در پایان یک دوره رشد چیزی شبیه آنچه امروز میبینیم ندیدهایم، و این همان چیزی است که آن را بسیار غیرعادی و قضاوت در مورد اینکه به کجا میرویم دشوار میکند»، سوانک توضیح داد. «در پایان روز ما روی یک چهارپایه تکپایه نشستهایم، که پایدارترین مکان برای بودن نیست.»


