چالش تعیینکننده امنیت سایبری دهه آینده به ارث برده نشده است. ما از دوران مهاجرت و مدرنسازی سیستمهای قدیمی با بدهیهای امنیتی انباشتهشان فراتر رفتهایم. مرز جدید، اتاق خالی است: یک پروژه از ابتدا برای ساخت یک محصول مبتنی بر هوش مصنوعی—یک کمکپرداز پرداختهای بهداشتی، یک بازار رسانههای مولد، یک برنامهریز لجستیک خودکار—که هیچ عملکرد امنیتی، زنجیره ابزار، یا سابقهای در آن وجود ندارد. سوال اصلی برای نوآوران دیگر "چگونه این را ایمن کنیم؟" نیست، بلکه "چگونه امنیت را برای این ایجاد کنیم؟" است.
همانطور که هر شرکتی برای تبدیل شدن به یک شرکت هوش مصنوعی مسابقه میدهد، حیاتیترین رشته در حال ظهور، امنیت مولد است—روش ایجاد و مقیاسپذیری سیستماتیک یک برنامه امنیتی سفارشی از صفر در درون یک تیم سریعالحرکت و بومی هوش مصنوعی. این هنر و علم اولین مدافع است، مهندسی که لایه امنیتی بنیادی را برای محصولاتی که قبلاً هرگز وجود نداشتهاند، نمونهسازی میکند.
شما نمیتوانید یک هوش جدید را با کتابخانه تهدیدات دیروز ایمن کنید. مدلسازی تهدید سنتی، ساخته شده بر الگوهای شناختهشده مانند تزریق SQL یا احراز هویت شکسته، زمانی که ارزش اصلی محصول یک مدل هوش مصنوعی اختصاصی است که واجد شرایط بودن پزشکی را تفسیر میکند یا داراییهای خلاقانه را به صورت پویا قیمتگذاری میکند، شکست میخورد. اولین اقدام اولین مدافع، مدلسازی تهدید استقرایی است: استدلال از قابلیت مورد نظر محصول به حالتهای شکست منحصر به فرد و ابداع شده آن.
این به معنای پرسیدن است: "اگر این هوش مصنوعی موفق شود، چه سطوح حمله جدیدی ایجاد کردهایم؟" برای یک هوش مصنوعی که پرداختهای بهداشتی را مدیریت میکند، ریسک اولیه از سرقت داده به فساد یکپارچگی مدل تغییر میکند—آیا یک مهاجم میتواند دادههای آموزشی یا ورودیهای استنتاج را دستکاری کند تا بازپرداختهای متقلبانه ایجاد کند؟ برای یک پلتفرم رسانهای مولد، تهدید فقط کارتهای اعتباری سرقت شده نیست، بلکه حملات تزریق دستور است که هوش مصنوعی را دستکاری میکند تا محتوای مضر یا دارای حق نسخهبرداری را در مقیاس وسیع تولید کند.
این فرآیند فراتر از بررسی فهرستی از آسیبپذیریهای رایج به شبیهسازی موارد سوءاستفاده سفارشی که ذاتی منطق جدید هوش مصنوعی محصول هستند، حرکت میکند. خروجی یک پرسشنامه عمومی نیست، بلکه یک ژنوم ریسک زنده خاص هوشمندی محصول است که هر تصمیم امنیتی بعدی را از روز اول هدایت میکند.
در یک اتاق خالی، نمیتوانید یک مجموعه امنیتی سازمانی یکپارچه طراحی شده برای یک سازمان 10000 نفره را مستقر کنید. زنجیره ابزار باید به اندازه تیمی که آن را میسازد، چابک و محصولمحور باشد. یک اولین مدافع بر اساس اصل ترکیبپذیری به جای یکپارچگیها عمل میکند، یک تجربه توسعهدهنده امنیتی حداقلی، مبتنی بر API و خودکار ایجاد میکند که به طور یکپارچه در چرخه توسعه خود محصول ادغام میشود.
هدف این است که توسعه ایمن را به مسیر کمترین مقاومت تبدیل کنیم. این به معنای ساخت اسکنرهای سبک و سفارشی به عنوان افزونههای CI/CD است که پشته فناوری خاص تیم را درک میکنند، ایجاد کتابخانههایی که رمزگذاری و فراخوانیهای ایمن API را در توابع رایج میپزند، و ایجاد داشبوردهای خودسرویس که به توسعهدهندگان بازخورد فوری و متنی در مورد وضعیت امنیتی شاخهشان میدهند. معیار موفقیت این است که زنجیره ابزار امنیتی چقدر نامرئی میشود—نه به عنوان یک دروازه، بلکه به عنوان یک ویژگی توانمندساز خود محیط مهندسی. این زنجیره ابزار سفارشی تجلی ملموس مدل ریسک ایجاد شده است، و اطمینان میدهد که تهدیدات جدید شناسایی شده دقیقاً همانهایی هستند که بررسیهای خودکار برای یافتن آنها طراحی شدهاند.
برای محصولی که در قلمرو ناشناخته عمل میکند، نمیتوانید بدانید یک حادثه بزرگ چگونه به نظر میرسد. بنابراین، حیاتیترین کار معماری یک اولین مدافع، ایجاد "ژنوم پاسخ" محصول است—مجموعهای از سیاستهای امنیتی تغییرناپذیر و پروتکلهای مهار خودکار—قبل از اینکه اولین خط کد محصول ارسال شود. این امنیتی است که در زیستشناسی عملیاتی محصول طراحی شده است.
این شامل مهندسی محافظهای بنیادی است که تعریف میکنند سیستم هرگز نمیتواند چه کاری انجام دهد، صرف نظر از خطای انسانی یا اقدام مهاجم. در رایانش ابری، این به معنای پیادهسازی سیاستهای کنترل سرویس سختگیرانه است که اقدامات پرخطر را در سطح حساب مسدود میکنند، یا استقرار خطوط پایه رفتاری که به طور خودکار اجزایی را که الگوهای غیرعادی نشان میدهند، جداسازی میکنند. تمرکز بر ایجاد مرزهای ایمنی خودکار و غیرقابل برگشت است.
به عنوان مثال، یک سیاست ممکن است اطمینان حاصل کند که هیچ گره محاسباتی در یک خط لوله استنتاج هوش مصنوعی هرگز نمیتواند یک فراخوانی اینترنتی خروجی انجام دهد، و کل کلاسی از حملات استخراج داده یا بدافزار بازخوانی را خنثی کند. با ایجاد این هسته انعطافپذیر، اولین مدافع اطمینان میدهد که وقتی یک حمله جدید ناگزیر رخ میدهد، "پاسخ ایمنی" خود سیستم فوراً فعال میشود، شعاع انفجار را محدود کرده و زمان حیاتی برای تحلیل انسانی را خریداری میکند.
مسابقه برای ساختن آینده، مسابقهای برای ایجاد اعتماد است. شرکتهایی که میتوانند به طور ایمن و سریع محصولات جدید و هوشمند را نمونهسازی کنند، بر عصر بعدی تسلط خواهند داشت. این نیازمند یک الگوی جدید از متخصص امنیت است: مهندس امنیت مولد. این صرفاً یک متخصص رایانش ابری یا یک متخصص AppSec نیست، بلکه یک اولین مدافع استراتژیک است که میتواند وارد اتاق خالی یک پروژه نوپای هوش مصنوعی شود، DNA جدید آن را درک کند، و به طور سیستماتیک عملکرد امنیتی دقیق، تطبیقی و خودکاری را که برای رشد و شکوفایی نیاز دارد، ایجاد کند.
کار آنها لایه اعتماد بنیادی را ایجاد میکند که تمام نوآوریهای هوش مصنوعی به آن وابسته است. همانطور که در آستانه عصر محصول هوش مصنوعی ایستادهایم، مهمترین سوال امنیتی تغییر کرده است. دیگر این نیست که "آیا ما امن هستیم؟" بلکه "چقدر ماهرانه میتوانیم امنیت را برای آنچه که قرار است بسازیم، ایجاد کنیم؟" اولین مدافعان در حال حاضر به آن پاسخ میدهند.


