آیا این روزها کریپتو به طرز عجیبی ساکت به نظر میرسد؟ تقریباً به طور ناراحتکنندهای؟ هیچ رالی دیوانهواری، بحرانهای روزانه وجودی در توییتر کریپتو، یا تیترهای نفسگیر وجود ندارد که قول میدهند همه چیز تا سهشنبه آینده برای همیشه تغییر خواهد کرد. قیمتها نیز به طور جانبی در حال حرکت هستند در حالی که چرخههای خبری ضعیف به نظر میرسند.
اگر به اندازه کافی در این حوزه بودهاید که هرج و مرج سقوطهای سریع، میلیونرهای یکشبه و میم کوینهایی که به جنبشها تبدیل شدند را به خاطر بسپارید، این آرامش میتواند اشتباه به نظر برسد. مثل اینکه موسیقی متوقف شد و هیچکس آخرین فراخوان را اعلام نکرد.
شاید فکر کنید که این سکوت به معنای شکست است. شاید جادو تمام شد، آزمایش به اوج خود رسید، یا کریپتو قبلاً لحظه خود را داشته است. اما حقیقت خلاف شهود اینجاست: این دقیقاً همان چیزی است که پیشرفت شبیه آن است. عدم وجود سر و صدا به این معنی نیست که هیچ اتفاقی نمیافتد. در واقع، اگر از نزدیک نگاه کنید، چیز مهمی متوجه خواهید شد: افرادی که پشت کریپتو هستند در حال ساخت چیزهایی هستند که برای ماندگاری طراحی شدهاند. به همین دلیل است که این مهم است.
سکوت نشانه عادیسازی است
بازارهای سفتهبازی به طور طبیعی پر سر و صدا هستند زیرا از حرکت، داستانها و فوریت تغذیه میکنند. همه چیز دراماتیک به نظر میرسد زیرا درام سرمایه جذب میکند. اما وقتی آن مرحله خود را میسوزاند، آنچه باقی میماند صادقانهتر است.
در حال حاضر، کریپتو به صبر پاداش میدهد. به همین دلیل است که قیمتها گیر کرده به نظر میرسند حتی در حالی که توسعه به آرامی در پسزمینه ادامه دارد. نقدینگی از طریق مکانیزمهایی بهبود مییابد که هیچکس در مورد آنها توییت نمیکند، و عملیات خزانهداری، تعدیلهای ترازنامه و تخصیصهای مجدد داخلی جایگزین اعلامیههای چشمگیر میشوند. در نتیجه، مشارکت کاهش مییابد که باعث میشود نمودارها بیروح به نظر برسند.
معاملهگران خرده فروش معمولاً اولین کسانی هستند که وقتی هیجان محو میشود کنار میروند. از سوی دیگر، موسسات سازماندهی مجدد میکنند، ساختار کیف پول را بازاندیشی میکنند، سیاستها را بازنویسی میکنند و سؤالات ناخوشایند اما ضروری میپرسند. هیچیک از اینها جذاب نیست، اما این روشی است که داراییها از حاشیه به ترازنامههای واقعی منتقل میشوند.
حتی میتوانید این تغییر را در نحوه صحبت مردم درباره حریم خصوصی ببینید. زمانی، راهاندازی یک کیف پول XMR برای توکنهای Monero (XMR) شما مانند یک بیانیه به نظر میرسید که سیاسی، ایدئولوژیک و تقریباً شورشگرانه بود. اکنون، اغلب فقط عملی است. مردم به همان دلیلی که پیامرسانی رمزگذاری شده را میخواهند، حریم خصوصی مالی میخواهند، زیرا نظارت مداوم خستهکننده است. این تغییر لحن مهم است زیرا نشاندهنده عادیسازی است.
موسسات از هیجان اجتناب میکنند
موسسات از غیرقابل پیشبینی بودن و ریسک عملیاتی متنفرند. به عبارت دیگر، نوسانات کریپتو برای آنها جذاب نیست. اما بانکها اکنون به آرامی در حال آزمایش خزانههای توکن شده هستند و تیمهای عملیاتی در حال آزمایش تسویه بلاک چین درون گردش کارهایی هستند که قبلاً آنها را درک میکنند. این پروژههای آزمایشی تیتر خبری نمیسازند، اما بیشتر از هر اعلامیه ویروسی اهمیت دارند - زیرا نشان میدهند که سازمانهای بزرگ در حال احساس امنیت بیشتر در تعامل با کریپتو هستند.
اینجا همان جایی است که مقررات شروع به اهمیت میکنند؛ به طور خاص، قوانین واضح حدس و گمان را کاهش میدهند. وقتی انتظارات نوشته میشوند، سازندگان تلاش برای اختراع مجدد پول از ابتدا را متوقف میکنند و شروع به حل مشکلات درون اقتصادهای موجود میکنند.
استیبل کوینها روشنترین نمونه از این تغییر ظریف اما عمیق هستند. آنها تسویه سریع، ارزش قابل پیشبینی و یکپارچهسازی آسان را وعده میدهند. هیچکس از کاربران نمیخواهد که فقط برای پرداخت چیزی به بحثهای ده ساله اهمیت دهند. و دقیقاً به همین دلیل است که آنها کار میکنند.
پرداختها باید خستهکننده شوند قبل از اینکه بتوانند مفید باشند
با تمام چشماندازهای بزرگی که کریپتو در طول سالها ارائه کرده است، پرداختها همیشه آزمون واقعی بودند. بالاخره، نمیتوانید محصولات مالی پیچیدهای را روی ریلهایی بسازید که با جابجایی پایه پول مشکل دارند. بله، Bitcoin مشکل صرف دوگانه را حل کرد که انقلابی بود، اما همه چیز را حل نکرد. سؤالات در مورد هویت، قصد و انطباق فقط به این دلیل که دفتر کل غیرمتمرکز شد ناپدید نشدند. بازرگانان هنوز هم باید میدانستند چه کسی پرداخت میکند و بانکها هنوز هم باید میدانستند چرا پول در حال حرکت است. قوانین همچنان اعمال میشدند، چه سازندگان آن را دوست داشته باشند یا نه.
چه اتفاقی افتاد؟ کریپتو سازگار شد. به جای اصرار بر خلوص ایدئولوژیک، اکوسیستم عملگرایی را انتخاب کرد. اکنون، تیمهای انطباق هر قدم را زیر نظر دارند زمانی که ارز فیات به استیبل کوینها تبدیل میشود، ارزش در بلاک چینها حرکت میکند و سپس دوباره به ارز فیات تبدیل میشود. آیا این آشفته است؟ بله. آیا از نظر فلسفی ناقص است؟ قطعاً. اما کار میکند. و سیستمهای کاری برنده میشوند.
علاوه بر این، امور مالی سنتی همیشه پول را در کنار اطلاعات جابجا کرده است. کریپتو به طور فزایندهای همین کار را انجام میدهد. واسطهها در حال تغییر نام هستند زیرا هنوز کسی باید تراکنشها را تأیید، تطبیق و تأیید کند. در این مرحله، مفید بودن هر بار از ظرافت پیروز میشود.
هویت دیگر دشمن نیست
زمانی بود که ناشناس بودن مانند بالاترین ایدهآل کریپتو به نظر میرسید: بدون اصطکاک، بدون مجوز، نامرئی. اما جهان تغییر کرد زمانی که هوش مصنوعی اینترنت را با محتوای مصنوعی پر کرد. اکنون، هویت دوباره ارزشمند شده است. پلتفرمها باید بدانند آیا یک فرد واقعی پیامی ارسال کرده، تراکنشی را تأیید کرده یا قراردادی را امضا کرده است.
اینجا جایی است که ابزارهای هویت رمزنگاری وارد میشوند. به جای اینکه کاربران را مجبور کنند بین حریم خصوصی و مشارکت یکی را انتخاب کنند، سازندگان در حال کاوش افشای انتخابی هستند. میتوانید هویت خود را تأیید کنید بدون اینکه همه چیز خود را فاش کنید.
این خیانت به چشمانداز اصلی کریپتو نیست. بالاخره، حریم خصوصی زمانی بهترین کار را میکند که عمدی باشد. سازندگانی که آن تعادل بین انطباق و عاملیت شخصی را درک میکنند، آینده را شکل میدهند.
مقررات شروع یک بازی جدید است
هر سیستم مالی که دوام میآورد سرانجام از مقررات عبور میکند. کریپتو اکنون در همان مرحله است. در سراسر ایالات متحده و اروپا، سیاستگذاران چارچوبهای واضحتری در مورد حکمرانی، الزامات گزارشدهی و استانداردهای اجرایی ترسیم میکنند.
وقتی قوانین قابل مشاهده هستند، سرمایه جدی میداند چگونه تعامل کند. مدیران صندوق میتوانند دستورها را تنظیم کنند در حالی که شرکتهای سرمایهگذاری خطرپذیر میتوانند سرمایه را به سمت زیرساخت به جای سفتهبازی هدایت کنند.
سیستمهایی که دوام میآورند به ندرت سر و صدا ایجاد میکنند
سیستمهای سفتهبازی روشن میسوزند و سریع میسوزند، اما زیرساخت با خستهکننده بودن زنده میماند. به ویژه، اتاقهای تسویه، ریلهای پرداخت و لایههای تسویه، هر روز تریلیونها دلار را بدون ترند شدن یا ویروسی شدن جابجا میکنند. آنها فقط کار میکنند. و چون کار میکنند، همه چیز دیگر روی آنها ساخته میشود.
کریپتو سرانجام این درس را جذب میکند. در ابتدا، بسیاری معتقد بودند که کد به تنهایی میتواند جایگزین موسسات، قوانین و قضاوت انسانی شود. اما چرخههای بازار ایدههای دیگری داشتند. نظریههای بزرگ به یکپارچهسازیهای عملی با داراییهای دنیای واقعی محدود شدند. مکالمه مقداری هیجان خود را از دست داد، مطمئناً. اما مفید بودن به دست آورد.
بنابراین، اگر کریپتو در حال حاضر خستهکننده به نظر میرسد، این نشانهای است از سازندگانی که بدون تشویق ریل میگذارند، موسساتی که به آرامی سیستمها را آزمایش میکنند، و تنظیمکنندههایی که قوانینی مینویسند که مشارکت گستردهتر را ممکن میسازند. و این بار، کار برای تحت تأثیر قرار دادن ساخته نخواهد شد. برای ماندگاری ساخته خواهد شد.


