یک معامله گر Polymarket طی ماه گذشته بیش از 106,000 دلار سود تولید کرده است، با وجود اینکه تنها یک مورد از چهار پیشبینی را برده است.
این عملکرد خلاف شهود، بحث درباره معاملات احتمالاتی در مقابل حدس و گمان سنتی را برانگیخته است.
معامله گر sb911 با 294 پیشبینی که تنها 75 برد داشت، با بازده قابل توجهی خارج شد. این استراتژی به جای دقت پیشبینی، بر بازدههای نامتقارن متکی بود.
هسته رویکرد sb911 بر بازارهای هفتگی متمرکز بود که میپرسیدند چند بار ایلان ماسک در X پست میگذارد.
دادههای Lookonchain نشان میدهد این بازارها به طور مکرر با محدودههای توییت مشخص ظاهر میشدند. هر هفته گزینههای متعددی مانند 200 تا 219 توییت، 220 تا 239 و 240 تا 259 را نمایش میداد.
عادات پستگذاری ماسک در دورههای کوتاه از نظر آماری ثابت باقی میماند. این ثبات فعالیت را به جای تصادفی بودن، قابل اندازهگیری کرد.
معامله گر تلاش نکرد نتایج دقیق را مشخص کند.
در عوض، sb911 سهام را در چندین محدوده مجاور در همان هفته خریداری کرد. Polymarket هر محدوده را به عنوان یک بازار شرطبندی جداگانه ساختار میدهد. با این حال، تعداد توییتها از توزیعهای احتمال پیوسته پیروی میکند.
با پوشش چندین بازه به طور همزمان، این استراتژی بیشتر نتایج واقعگرایانه را ضبط کرد. این روش محدودههای متصل را به عنوان یک طیف احتمال واحد در نظر گرفت.
قیمتهای ورودی نقش حیاتی در محاسبات داشتند.
بسیاری از موقعیتهای برنده تنها 1 سنت، 3 سنت یا 5 سنت به ازای هر سهم هزینه داشتند. پیشبینیهای صحیح با 100 سنت به ازای هر سهم تسویه میشدند. این امر سود بسیار زیاد با ریسک نزولی محدود ایجاد کرد.
سرمایهگذاری 1,100 دلاری در یک موقعیت تقریباً 79,000 دلار بازده داشت. آن معامله واحد نماینده بازده بیش از 6,600 درصد بود.
اکثر شرطهای فردی به ضرر کامل ختم شدند.
تاریخچه معامله گر دهها موقعیت را نشان میدهد که به ارزش صفر رسیدهاند. این یک نقص در اجرا نبود بلکه ویژگی طراحی بود. این رویکرد شکستهای کوچک مکرر را پذیرفت تا موفقیتهای عظیم نادر را به دست آورد.
اندازه موقعیت ضررها را قابل مدیریت نگه داشت در حالی که بردها به طور چشمگیری ترکیب شدند.
طبق گفته Lookonchain، sb911 بر رویدادهایی با قوانین حلوفصل واضح و الگوهای تکراری تمرکز کرد.
بازارها بر اساس تعداد توییتهای قابل تأیید به جای نتایج ذهنی حلوفصل شدند. این ابهام را از بین برد و مدلسازی احتمال را امکانپذیر کرد. معامله گر حدس نمیزد کدام محدوده خاص به هدف میرسد. سؤال این شد که آیا سناریوهای واقعگرایانه را میتوان با قیمتهای مطلوب پوشش داد.
درصد پیروزی 25 درصدی مکانیسم سودآوری واقعی را پنهان کرد. محاسبات ارزش مورد انتظار به جای تعداد دفعات برد، تصمیمگیری را هدایت کرد.
سهامی که به قیمت سنتها خریداری شده بود گاهی اوقات زمانی که محدودهها به هدف رسیدند، به شکل انفجاری در ارزش افزایش یافتند. یک نتیجه موفق دهها تلاش ناموفق را تأمین مالی کرد. این محاسبه زمانی کار میکند که ضرایب سود صعودی، تعداد دفعات برد را کوچک جلوه دهد.
معیارهای سنتی دقت پیشبینی این نوع معاملات را ضبط نمیکنند.
درصد پیروزی صحیح بودن را اندازهگیری میکند اما اندازه موقعیت و نسبتهای پرداخت را نادیده میگیرد. یک پرتفولیو میتواند با دقت 75 درصدی پول از دست بدهد اگر ضررها بیشتر از سودها باشد.
برعکس، دقت 25 درصدی زمانی سودآور میشود که برندگان 50 یا 100 برابر هزینهشان بازده دهند. مورد sb911 معاملات توزیعهای احتمال را در بازارهای همبسته به جای پیشبینیهای جداگانه نشان میدهد.
پست چگونه یک کاربر Polymarket شرطهای بازنده را به سود ماهانه 106 هزار دلاری تبدیل کرد ابتدا در Blockonomi ظاهر شد.

