افشا: نظرات و عقاید بیان شده در اینجا منحصراً متعلق به نویسنده است و نمایانگر دیدگاهها و نظرات سردبیری crypto.news نیست.
در بیشتر تاریخ کوتاه ارز دیجیتال، رشد از یک فرمول ساده پیروی میکرد: به رفتار پاداش بده و تکرار خواهد شد. استخراج نقدینگی، حلقههای ارجاع، راهاندازی توکن، ایردراپها. اگر پذیرش کند میشد، تیمها مشوقها را افزایش میدادند. وقتی این کار دیگر جواب نمیداد، کمپینهای بازاریابی، اعلامیههای چشمگیر و مجموعههای شراکت پر از لوگو را اضافه میکردند. آن دوران به پایان رسیده است.
ارز دیجیتال متوقف نشد زیرا مردم فراموش کردند چگونه بازاریابی کنند. متوقف شد زیرا صنعت اعتماد را تمام کرده بود. در بازاری که روزانه کلاهبرداریها ظاهر میشوند، فرارهای شبانه معمول هستند و معیارها قابل ساخت هستند، خریداران دیگر به آنچه نشان داده میشد اعتقاد نداشتند. نتیجه ناخوشایند اما واضح است: توجه دیگر تبدیل نمیشود.
بازده حاشیهای هزینه در حال فروپاشی است زیرا هیچ یک از این مکانیسمها به سوال واقعی که خریداران دیگر میپرسند پاسخ نمیدهند: به چه کسی میتوانم اعتماد کنم؟ وقتی اعتماد ناپدید میشود، رشد از پول پیروی نمیکند. از اعتبار پیروی میکند.
به همین دلیل است که یک سیستم جدید بیسروصدا بازاریابی سنتی ارز دیجیتال را جایگزین کرده است: رشد مبتنی بر اعتبار بنیانگذار. در این مدل، محرک اصلی پذیرش پاداشها، هزینه یا شراکتها نیست. توانایی بنیانگذار در کسب مداوم اعتماد از طریق توضیح، آموزش و تجسم محصول در عموم است.
اما این فقط برندسازی شخصی نیست. چیز ساختاریتری است.
بازارها دیگر محصولات را از طریق صفحات فرود کشف نمیکنند. آنها را از طریق افرادی کشف میکنند که به طور مکرر با همان جهانبینی، همان منطق و همان موضع فکری ظاهر میشوند. خریداران داشبورد نمیخواهند. آنها توضیحاتی میخواهند که بتوانند داخلی تکرار کنند. آنها مدلهای ذهنی میخواهند که بتوانند هنگام متقاعد کردن تیمهایی که در توییتر ارز دیجیتال زندگی نمیکنند، قرض بگیرند.
به همین دلیل است که کمپینها و شراکتهای لوگوی جعلی مردهاند. زمانی کار میکردند زیرا بازار سادهلوح بود، اما امروزه تنها چیزی که نشان میدهند عملکرد است نه ماهیت. یک بیانیه مطبوعاتی پر از لوگو دیگر مشروعیت را نشان نمیدهد — تئاتر را نشان میدهد. در بازاری که اعتماد تمام شده، هر چیزی که ساختگی به نظر برسد فوراً تخفیف میخورد.
رشد مبتنی بر اعتبار بنیانگذار مدل قدیمی را وارونه میکند. من این الگو را در دهها تیم تکرار شده دیدهام. محصولاتی با فناوری قوی اما حضور ضعیف بنیانگذار برای حرکت فراتر از پذیرندگان اولیه دچار مشکل شدند، حتی با بودجههای جدی. در همین حال، محصولات دیگر — گاهی از نظر فنی سادهتر — علاقه ورودی نامتناسبی جذب کردند زیرا بنیانگذار به توضیح همان مشکل به همان روش ادامه داد تا اینکه بازار بالاخره آن را فهمید.
تفاوت چیست؟ انسجام.
یک کمپین میتواند آگاهی ایجاد کند. نمیتواند قاطعیت ایجاد کند. رشد مبتنی بر اعتبار بنیانگذار کار میکند زیرا سه وظیفه را انجام میدهد که مشوقها هرگز نتوانستند.
این تغییر ناخوشایند است زیرا تغییر میدهد چه کسی مالک رشد است. ورود به بازار دیگر چیزی نیست که بتوانید به طور کامل برونسپاری کنید. میتوانید برای کمپینها پول بپردازید. نمیتوانید برای باور پول بپردازید.
چشمانداز، فلسفه و قاطعیت غیرقابل انتقال هستند. بازار سخنگو نمیخواهد. شخصی را میخواهد که معاوضهها را انجام داده است. میتوانید کسی را برای نوشتن اعلامیههایتان استخدام کنید. نمیتوانید کسی را برای تجسم جهانبینیتان استخدام کنید.
به همین دلیل است که بنیانگذاران بیسروصدا به زیرساخت تبدیل شدهاند. آنها دیگر فقط سازنده نیستند. آنها لایه توزیعی هستند که از طریق آن بازارها یاد میگیرند چگونه سیستمهای مالی پیچیدهتر را اتخاذ کنند.
بازاریابی ارز دیجیتال در حال مرگ نیست زیرا تیمها تلاش را متوقف کردند. در حال مرگ است زیرا رابط تغییر کرد. و در فضایی که با کلاهبرداریها، شراکتهای خالی و مشوقهای در حال زوال اشباع شده، تنها موتور رشدی که هنوز کار میکند اعتماد معتبر و مبتنی بر اعتبار بنیانگذار است.
وقتی اعتماد کمیاب میشود، اعتبار به محصول تبدیل میشود.



تحلیل اخبار
اشتراکگذاری
این مقاله را به اشتراک بگذارید
کپی لینکX (Twitter)LinkedInFacebookEmail
تهدید ترامپ به بلاک کردن کنگره بر سر