تا سال ۲۰۲۵، وزارت آموزش و پرورش (DepEd) با عقب افتادگی ۱۶۵,۰۰۰ کلاس درس مواجه است که تکمیل آن حدود ۳۰ تا ۵۵ سال زمان میبرد و به منابع مالی عظیمی نزدیک به ۳۹۷ میلیارد پزو نیاز دارد. هر سال، تیترهایی درباره کمبود کلاس درس و درخواست برای ساختمانهای مدرسه بیشتر میبینیم.
این راهحل پیشنهادی اغلب شامل سرمایهگذاریهای زیرساختی بزرگ است و در حالی که این تلاشها میتواند به مناطقی در بخشهای بزرگتر لوزون، ویسایاس و میندانائو که به کلاسهای درس موقت وابستهاند کمک کند، چالش اصلی در منطقه پایتخت ملی، کالابارزون و لوزون مرکزی را برطرف نمیکند.
در پرازدحامترین مناطقی که در اینجا ذکر شد، باید فراتر از دیدن مشکل به عنوان کمبود کلاس درس برویم و در عوض آن را به عنوان یک مسئله چندلایه از ازدحام مدرسه ببینیم.
بیایید مورد مترو مانیل، یکی از پرجمعیتترین مناطق در فیلیپین را در نظر بگیریم. حتی اگر منابع مالی در دسترس باشد، واقعیت این است که دیگر فضای موجودی در NCR برای ساخت و ایجاد کلاسهای درس بیشتر وجود ندارد. مدارس در شهر دیگر نمیتوانند به بیرون گسترش یابند، و جادهها، مشاغل و مسکن در بسیاری از مناطق در حال حاضر شلوغ هستند. اغلب، نتیجه کلاسهای چند نوبته، کلاسهای درس شلوغ و فشار بر معلمان و دانشآموزان است - نه به این دلیل که کلاسهای درس کافی نساختهایم، بلکه به این دلیل که زیرساخت فعلی دیگر نمیتواند هجوم دانشآموزان را در طول سالها در خود جای دهد.
مورد دبیرستان ملی باتاسان هیلز در شهر کوزون، که برای سالهای متمادی برای پذیرش ۱۵,۰۰۰ یادگیرنده به جابجایی کلاس متوسل شده است، نمونه کاملی از مدرسهای است که با مسئله ازدحام روبرو بوده است. حتی اگر منابع مالی برای ساخت کلاس درس به آنها اختصاص یابد، این راهحل عملی برای حل مشکل نیست زیرا دیگر فضای قابل ساخت برای کلاسهای درس جدید وجود ندارد. علاوه بر این، رسیدگی به مسئله عقب افتادگی کلاس درس به سادگی سایر کمبودها را با ورودیهای آموزش پایه، مانند معلمان مورد نیاز، مبلمان مدرسه و هزینههای عملیاتی برای فعال نگه داشتن یک کلاس درس جدید حل نمیکند.
وقتی بحران آموزشی NCR را به عنوان کمبود کلاس درس تعریف میکنیم، خودمان را با یک راهحل چالشبرانگیز محدود میکنیم: ساخت و ساز بیشتر. زیرساخت در جایی که فضا برای ساخت وجود دارد حیاتی است، اما در منطقهای که هر متر مربع حساب شده است، این رویکرد غیرعملی میشود. فرض کنید ما به دیدن مشکل در این مناطق پرازدحام به عنوان صرفاً یک مسئله عقب افتادگی کلاس درس ادامه دهیم. در آن صورت، فرصت رسیدگی به علت اصلی محیطهای یادگیری ضعیف را از دست خواهیم داد. باید فراتر از رسیدگی به علامت برویم و مشکل کمبود کلاس درس را به عنوان یکی از علائم بسیاری از مشکل بزرگتر ازدحام مدرسه ببینیم.
اینجاست که برنامههایی مانند کمک دولت به آموزش خصوصی و اجاره املاک موجود میتوانند وارد شوند. GASTPE دانشآموزان را قادر میسازد تا با کمک یارانهای و کوپن در مدارس خصوصی با صندلیهای موجود تحصیل کنند. کمیته مجلس در زمینه آموزش و فرهنگ پایه اخیراً لایحه کمک کوپن آموزش خصوصی را تصویب کرده است که هدف آن گسترش برنامه به مهدکودک تا پایه ۶ است. این برنامه به عنوان یک راهحل مقرون به صرفهتر و فوری برای ازدحام مدرسه، به ویژه در NCR، لوزون مرکزی و کالابارزون است.
بر اساس تحلیل فعلی موسسه فیلیپین برای مطالعات توسعه، به حداکثر رساندن استفاده از کمکها و یارانهها برای انتقال یادگیرندگان از مدارس دولتی شلوغ به مدارس خصوصی به بودجه کوچکتری و جدول زمانی اجرای سریعتری نسبت به ساخت کلاس درس نیاز دارد.
ساخت یک کلاس درس جدید، بر اساس برآورد DepEd، حدود ۲.۵ میلیون پزو هزینه دارد که ممکن است حدود ۳ تا ۵ سال طول بکشد تا به طور کامل ساخته شود. در مقایسه، ارائه یارانهها و کوپن به حدود ۴۰ یادگیرنده مدرسه دولتی برای انتقال فوری آنها به مدارس خصوصی حدود ۵۲۰,۰۰۰ تا ۹۰۰,۰۰۰ پزو در هر سال تحصیلی هزینه دارد. بر اساس تعداد ذینفعان و زمان مورد نیاز برای اینکه یادگیرندگان از کلاسهای درس تازه ساخته شده بهرهمند شوند، GASTPE کارآمدترین به نظر میرسد. با ۲ میلیون ذینفع، تخمین زده میشود که ۴۴,۰۰۰ کلاس درس در مدارس دولتی شلوغ در صورت استفاده از GASTPE آزاد شود.
DepEd همچنین در حال حاضر در حال بررسی امکان اجاره املاکی است که میتوانند به فضاهای یادگیری تبدیل شوند. این نیز یک راهحل امیدوارکننده است زیرا یک برنامه اجاره میتواند از ساختمانهای موجود با هزینه کمتر استفاده کند. اگر به طور استراتژیک گسترش یابد، میتواند فشار را از مدارس دولتی شلوغ فوراً کاهش دهد و بدون هزینههای زیاد. اگر ابتکار اجاره با حداکثر کردن برنامه GASTPE هماهنگ شود، میتوانیم راهحل مقرون به صرفهتر و فوریتری برای رسیدگی به محیطهای یادگیری ضعیف مدارس دولتی خود ببینیم.
برای NCR، کالابارزون و لوزون مرکزی، استراتژی واقعی باید بر بررسی راهحلهای دیگر برای توزیع مجدد دانشآموزان به فضاهای یادگیری مساعدتر متمرکز شود، نه فقط ساختن کلاس درس. باید فراتر از ذهنیت صرفاً زیرساختی برویم و راهحلهای محرک تقاضا را اتخاذ کنیم که هم مقرون به صرفه و هم مزایای فوری دارند.
تا زمانی که ازدحام مدرسه را به عنوان مسئله اصلی تشخیص ندهیم، به ریختن منابع در کمبودهای کلاس درس که، حداقل در بیشتر کلاسهای درس شلوغ، چالش واقعی نیستند، ادامه خواهیم داد. وقت آن است که تصویر بزرگتر را ببینیم که مشکل فقط عقب افتادگی کلاس درس نیست، بلکه ازدحام مدرسه است. فراتر رفتن از رسیدگی به علامت به ارائه رویکردهای متعدد برای هدف قرار دادن علت اصلی ممکن است ارزش بررسی بیشتری داشته باشد تا به یادگیرندگان ما یک محیط یادگیری بهتر بدهیم. – Rappler.com
لوئیجی لورش جی. آلموجانو استادیار انسانشناسی در دانشگاه فیلیپین لس بانیوس و تشکیلدهنده ائتلاف دانشآموز اول است.

