Harvey AI پنج شرط برای تحول هوش مصنوعی در مؤسسات حقوقی را مشخص میکند
Lawrence Jengar 1404/01/12 13:29
استارتاپ حقوقی هوش مصنوعی Harvey چارچوبی منتشر میکند که نشان میدهد چرا اکثر مؤسسات حقوقی علیرغم استقرار گسترده ابزارها، در گسترش پذیرش هوش مصنوعی فراتر از پذیرندگان اولیه شکست میخورند.
Harvey AI چارچوب جدیدی منتشر کرده است که مشخص میکند چرا اکثر مؤسسات حقوقی علیرغم استقرار ابزارهای هوش مصنوعی در سراسر سازمانهای خود، در عبور از برنامههای آزمایشی دچار مشکل میشوند. تحلیل این استارتاپ حقوقی هوش مصنوعی، که از کار با مؤسسات بزرگ به دست آمده، به دینامیکهای سازمانی به جای کیفیت فناوری به عنوان تنگنای اصلی اشاره میکند.
بر اساس دادههای نظرسنجی موارد استفاده SKILLS Legal AI که 130 مؤسسه حقوقی بزرگ جهان را پوشش میدهد، هوش مصنوعی در حال حاضر برای کارهای با اهمیت بالا از جمله پیشنویس، دقت لازم و بررسی قرارداد مورد استفاده قرار میگیرد. با این حال، پذیرش فردی به تغییر در سطح کل مؤسسه تبدیل نمیشود.
پنج شرطی که واقعاً اهمیت دارند
چارچوب Harvey پنج عامل به هم پیوسته را شناسایی میکند که تعیین میکنند آیا هوش مصنوعی گسترش مییابد یا متوقف میشود:
الگوسازی نقش رهبری در صدر فهرست قرار دارد. نه یادداشتهای تأیید—استفاده واقعی. در ArentFox Schiff، پذیرش زمانی تغییر کرد که یک شریک محترم دعاوی از همکاران دعوت کرد تا گردش کار واقعی او را مشاهده کنند نه اینکه یک نمایش ببینند. شک و تردید زمانی از بین رفت که همتایان خروجی را در زمینه دیدند.
ایجاد قابلیت نیاز به رها کردن رویکرد سمینار آموزشی سنتی دارد. Hengeler Mueller جلسات هفتگی متمرکز بر موارد استفاده منفرد را برگزار میکند—به اندازه کافی کوتاه که در طول یک استراحت اسپرسو به پایان برسد، به گفته Pierre Zickert، مشاور و مدیر فناوری حقوقی مؤسسه. وکلا آنچه را که یاد میگیرند بلافاصله به کار میبرند نه اینکه تا هفته بعد آن را فراموش کنند.
شرایط باقیمانده—ارتباطاتی که استفاده از هوش مصنوعی را عادی میکند، ساختارهای گردش کار که آن را در انتظارات جاسازی میکنند، و دسترسی بدون اصطکاک به فناوری—زمانی که دو مورد اول وجود داشته باشند، به عنوان ضربکنندههای نیرو عمل میکنند.
چرا این موضوع فراتر از حوزه حقوقی اهمیت دارد
الگویی که Harvey توصیف میکند منحصر به مؤسسات حقوقی نیست. پذیرش هوش مصنوعی سازمانی در صنایع مختلف دینامیکهای مشابهی را نشان میدهد: ابزارها به طور گسترده مستقر میشوند، تحول به ندرت حاصل میشود. شکاف بین داشتن هوش مصنوعی و استفاده مؤثر از هوش مصنوعی برای سازمانها هم هزینههای مستقیم مجوز و هم هزینههای فرصت ناشی از دستاوردهای بهرهوری تحقق نیافته را به همراه دارد.
برای مؤسساتی که سرمایهگذاریهای فناوری حقوقی یا پلتفرمهای هوش مصنوعی سازمانی را به طور گستردهتر ارزیابی میکنند، چارچوب Harvey پیشنهاد میکند که دقت لازم باید کمتر بر مقایسه ویژگیها و بیشتر بر آمادگی سازمانی متمرکز شود. بهترین ابزار مستقر شده در یک سازمان آماده نشده، عملکرد کمتری نسبت به یک ابزار مناسب با مدیریت تغییر صحیح خواهد داشت.
راهنمای کامل Harvey، «فراتر از ابزارها: آنچه واقعاً برای تحول یک مؤسسه حقوقی با هوش مصنوعی لازم است»، در وبسایت شرکت برای مؤسساتی که به دنبال تشخیص محل متوقف شدن تلاشهای پذیرش خود هستند، در دسترس است.
منبع تصویر: Shutterstock- هوش مصنوعی
- فناوری حقوقی
- هوش مصنوعی سازمانی
- harvey ai
- تحول دیجیتال



