شاید دونالد ترامپ بتواند پرفروشترین کتاب دیگری منتشر کند، بازنویسی بهروزشده کتاب دیل کارنگی در سال ۱۹۳۶ "چگونه دوستان را به دست آوریم و بر مردم تأثیر بگذاریم."
بالاخره، از زمانی که او مرد "اخراجی" در برنامه تلویزیونی "کارآموز" بود، ترامپ توانسته است با فریب، تقلب، توهین مستقیم و توهین عمومی، حتی روشهای هنر معامله خود را به مجموعهای قابل توجه از استراتژیهای ناخوشایند تبدیل کند که تنها در نتیجه انداختن تقریباً همه کسانی که با آنها سر و کار داشته زیر نزدیکترین اتوبوس، ثابت هستند.
کافی است که او از دشمنانش متنفر است، دیروز به طرز بیادبانهای از مرگ رابرت مولر، مدیر سابق FBI و مشاور ویژه، به خاطر جرأت تحقیق درباره او، خوشحالی کرد، اما ترامپ اکنون به طور منظم علیه متحدان خود میچرخد.
همانطور که ترامپ معاملهگری را به عنوان یک هنر مبتنی بر هوشمندی در یافتن مبادلات قابل قبول متقابل برای جنگطلبی و تهدید بازنویسی کرد، شاید بازنویسی جدید او از دوستیها بتواند از باجگیری اقتصادی و سلطه نظامی به عنوان خواستگاری برای روابط پایدار بهرهبرداری کند.
تنها در این سال بازگشت به کاخ سفید، ترامپ به تنهایی و بدون فشار توانسته است دههها روابط شخصی و رسمی با متحدان اروپایی را خراب کند و وحشت نیمکره را برانگیزد. او به دشمنان شکستخوردهای مانند ولادیمیر پوتین روسیه جان تازهای بخشیده و شکافهایی را در اتحادهای سیاسی داخلی خود ایجاد کرده است.
این هفته، ترامپ توانست شرکای G-7 و ناتو را توهین کند که همزمان از آنها کمک میخواست تا تنگه هرمز را دوباره باز کنند - علیرغم اینکه خودش نتوانسته بود از پاسخ پیشبینیشده ایران به جنگ پیشدستانه جلوگیری کند. او آنها را "ترسو" خواند، حتی در حالی که از آنها میخواست کشتیهای جنگی را برای نبردی که تصمیم گرفته بود به تنهایی شروع کند، متعهد کنند و توصیههای آنها را نادیده بگیرد. او گفت پاکسازی تنگه "آسان" است و میخواست آنها این کار را انجام دهند، اما تهدید کرد که از حمله به ایران بدون اینکه خود ایالات متحده کار پاکسازی را انجام دهد، کنارهگیری کند.
چه هدف رهبر اوکراین باشد یا نخستوزیر ژاپن که در صندلی دفتر بیضی مینشیند در حالی که ترامپ خودنمایی میکند، بازدیدکننده اکنون منتظر است تا اظهار نظری از ترامپ که روشن کند "دیپلماسی" با یک متحد شامل توهین است.
جدای از همه چیز، ترامپ دوستان ایالات متحده را با سیاستها و توجیهات دائماً در حال تغییر برای جنگ گیج کرده است. تا پایان هفته، او حتی اختلاف نظر با تنها دوست بینالمللی واقعی خود، بنیامین نتانیاهو اسرائیل، را نشان داد، در مورد اینکه آیا راهی برای خروج از این جنگ وجود دارد. نتانیاهو به وضوح میبیند که ادامه جنگ به او در داخل کشور کمک میکند.
پایگاه شکننده ترامپ باقی میماند
با این حال، علیرغم اختلاف نظرها حتی در پایگاه حامیانش، ترامپ هنوز صاحب قانونگذاران جمهوریخواه است که از خشم انتخاب مجدد او برای خودشان میترسند. و ترامپ هنوز از یک سوم یا بیشتر از مردم نظرسنجی شده که به نظر میرسد مایل به بلعیدن هر چیزی به نام شکستن دولت و تبدیل شعارهای ضد ترنس و ضد مهاجر به بالاترین اولویتهای کشور هستند، موافقت داشت.
به هر دلیلی، حامیانش همچنان کلمات او را، هرچند متناقض، راحتتر از اعمالش مییابند و مایلند نگرشهایی را که با نژادپرستی، تفرقهافکنی، قدرت دیکتاتوری و اکنون حتی جنگ به عنوان توجیهپذیر به سوی هدفی بزرگتر برای شکستن وضعیت موجود لمس میکنند، نادیده بگیرند.
میلیونها کلمه بر سر جادوی ترامپ در نگه داشتن حامیان نزدیک در طول یکی از "معاملات تراکنش" او ریخته شده است، تنها برای اینکه بلافاصله پس از آن چاقو به پشت آنها بزند.
اسکلتهای معاون رئیس جمهور سابق مایک پنس، دادستانهای کل سابق، رؤسای ستاد، شخصیتهای دفاعی، ژنرالها و سناتورهای سرسخت جمهوریخواه مانند میچ مککانل یا کوین مککارتی در راه ورودی دفتر بیضی ردیف شدهاند.
ظاهراً تنها چیزی که بدتر از داشتن ترامپ به عنوان دشمن سوگند خورده است، داشتن او به عنوان یک دوست پرحرف است - تنها برای اینکه بفهمید دشمن فقط یک نظر خراش دور است.
این ایده که ترامپ به جز تصویری از قدرت، برای آرمانهایی که فقط به اندازه کافی برای تکمیل یک معامله بیصبرانه دوام میآورند، نماینده چیزی نیست، اکنون در میراث ترامپ سیمان شده است. به نام او، آمریکاییهایی که در برابر او زانو نمیزنند آسیب میبینند، و حتی "دوستان" سیاسی یا بینالمللی همیشه با او در محاکمه هستند.
ترامپ برای دههها اصرار داشته است که تنها او میتواند مشکلات را تشخیص دهد و حل کند، که به هیچ توصیه و مشاورهای نیاز ندارد، و اینکه، در واقع، از سیستمهای قوانین و سنتها - از جمله قانون اساسی - که ممکن است عمل کردن بر اساس احساسات غیرآگاهانه او را مسدود کند، متنفر است. در هفتههای اخیر، این تصمیمگیری انزواطلبانه با یک سری جلسات استماع بد کنگره که اعضای کابینه او قادر به توضیح حتی اساسیترین تناقضات در اظهارات ترامپ و سیاستهای بخشی که بر امنیت ملی، مهاجرت، عدالت، بهداشت یا محیط زیست تأثیر میگذارد به نمایش درآمده است.
ترامپ عدم قطعیت شخصی، ملی، حتی اخلاقی را به عنوان سلاحی برای به دست آوردن دوستان و جستجوی نفوذ جهانی پذیرفته است. این چیزی نیست که ما به بچههایمان آموختهایم.

