استیو اشمیت، استراتژیست جمهوریخواه، میگوید که نزدیک به 30 سال جمهوریخواه بوده است، مدت زمان کافی برای دیدن «انحطاط» تأسفبار آن در چند سال اخیر.
اشمیت در ساباستک روز شنبه خود نوشت: «دیروز، صد و هفتاد و دومین سالگرد تولد حزب جمهوریخواه در سال 1854 بود». «هوراس گریلی، یکی از بنیانگذاران آن، وعده داد که این حزب 'بزرگترین حزب آزادی که جهان تاکنون دیده است' خواهد بود.»
او اشاره میکند که این حزب در دهه 1850 «در مخالفت با گسترش بردهداری» به وجود آمد.
اشمیت گفت: «این حزب آبراهام لینکلن بود، حزبی که جنگ داخلی آمریکا را پیگیری کرد و اتحادیه را حفظ نمود. هدف بنیادین آن ریشه در آزادی انسانی و این باور داشت که ایالات متحده نمیتواند نیمی برده و نیمی آزاد دوام آورد. این اهمیت داشت. معنایی داشت. این حزبی بود که توسط یک هدف اخلاقی بزرگتر از خودش متحرک شده بود.»
اما طی دو دهه گذشته، حزب جمهوریخواه «از مسیر خارج شده و به ناودان پست و خائنانهای کشیده شده است.»
اشمیت گفت: «این حزبی است که نیوت گینگریچ ساخته است. این حزب شکایت، رنجش و تعصب است». «... این حزب تبدیل شده است... عمدتاً به همان چیزی که افراد عجیب و غریبی که زمانی در حاشیه آن پنهان بودند به خاطرش طرد میشدند. این ظرفی از تعصب، افراطگرایی، دیوانگی مذهبی و ایدئولوژی رادیکال است که چکمه آهنین دولت را بالاتر از حقوق انسانها قرار میدهد.»
این حزب پس از انتخاب باراک اوباما چرخشی داشت، زمانی که اشمیت گفت «آنچه خود را به عنوان شورش مردمی علیه مالیات و دخالت بیش از حد دولت نشان میداد، در زیر سطح، چیزی تاریکتر را حمل میکرد: سیاستی که به طور فزایندهای توسط رنجش، هویت و توطئه سوخت میگرفت. مصالحه به خیانت تبدیل شد. حکومتداری ثانویه اجرا شد.»
اما گسست قاطع، صعود دونالد ترامپ بود که «آشکار کرد به چه چیزی تبدیل شده است.»
اشمیت گفت: «حزبی که زمانی لینکلن را به عنوان قطبنمای اخلاقی خود ادعا میکرد، رهبری را پذیرفت که در دروغ تجارت میکرد، به نهادهای دموکراتیک حمله میکرد و وفاداری را نه به قانون اساسی، بلکه به خودش تعریف میکرد»، و افزود که تحول نهایی در حمله 6 ژانویه به کاپیتول بود.
اشمیت گفت: «اوباشی که توسط یک رئیسجمهور در حال خدمت تحریک شده بود، به مقر دموکراسی آمریکا حمله کرد تا انتخابات آزاد و منصفانه را واژگون کند. و حزب چه کرد؟ تا حد زیادی، آن را توجیه کرد، کماهمیت جلوه داد یا صریحاً از آن دفاع کرد». «این همان انحطاط است.»
اشمیت گفت، امروز حزبی که زمانی برای حفظ اتحادیه و گسترش آزادی ایستاده بود، برای «قدرت به هر قیمتی» میایستد. زبان آزادی آن با «زبان قربانی بودن» جایگزین شده است و تعهد آن به حقیقت با «تمایل به باور هر چیزی - تا زمانی که به هدف خدمت کند» جایگزین شده است.
او میگوید، امروز این حزب «ترسویی و خیانت، تسلیم و پستی» است و همچنین حزب «کفشهای فلورشایم سه سایز بزرگتر و ایدههایی که به طور یکنواخت کوچک، ظالمانه و احمقانه هستند.»
اشمیت گفت: «احزاب سیاسی تغییر میکنند. آنها سازگار میشوند. آنها تکامل مییابند». «اما تفاوتی بین تکامل و رها کردن وجود دارد.»


