نقره از 1403/11/10 43 درصد کاهش یافته و از رکورد تاریخی 121.67 دلاری خود به 69.50 دلار تا بسته شدن روز جمعه سقوط کرده است. طلا نیز در همان دوره کاهش یافت اما از طریق تقاضای بانک مرکزی جایگاه محکمتری پیدا کرد.
واگرایی بین این دو فلز سوالات جدیدی را در میان تحلیلگران کالاها و سرمایهگذاران مطرح کرده است. این حرکات در حال تغییر شکل دیدگاه بازارها نسبت به نقش نقره به عنوان دارایی پولی و صنعتی است.
بیش از 60 درصد تقاضای نقره صنعتی است که توسط بخش کالاهای جی پی مورگان تایید شده است. الکترونیک، بستهبندی تراشههای هوش مصنوعی، پنلهای خورشیدی و سیمکشی خودروهای برقی از جمله کاربردهای اصلی آن هستند.
زمانی که درگیریها تنگه هرمز را بستند، قیمتهای انرژی افزایش یافت و هزینههای کارخانهای بالا رفت. هزینههای بالاتر فعالیت صنعتی را کند کرد و تقاضای نقره را کاهش داد.
تحلیلگر شاناکا انسلم پررا در رسانههای اجتماعی اشاره کرد که واگرایی "دیگر یک رویداد بازار نیست. این یک حکم است." فدرال رزرو اکنون 50 درصد احتمال افزایش نرخ بهره تا مهر ماه را قیمتگذاری میکند. بانک مرکزی اروپا و بانک انگلستان هر کدام سه یا بیشتر افزایش را برای سال 2026 قیمتگذاری مجدد میکنند.
مجتمع راس لفان قطر قبل از حمله ایران 30 تا 33 درصد هلیوم جهانی را تامین میکرد. اسکی هاینیکس تنها 64.7 درصد هلیوم خود را از آن تاسیسات تامین میکرد.
هلیوم برای خنککاری ویفر و لیتوگرافی در ساخت تراشه ضروری است. کارخانهها گزارش میدهند که دو تا سه ماه عرضه ذخیره باقی مانده است.
زمانی که هلیوم کم میشود، تولید تراشه کند میشود و تقاضای بستهبندی نقره کاهش مییابد. افزایش انرژی، انتظارات افزایش نرخ بهره و کمبود هلیوم به طور همزمان به پایگاه صنعتی نقره ضربه زد.
روایت پولی فلز هیچ پناهگاهی ارائه نکرد زمانی که کارخانهها تحت فشار اقتصادی قرار گرفتند. نقره با سه شوک تقاضا که به طور همزمان وارد شدند وارد این محیط شد.
طلا از 5,589 دلار در دی ماه به تقریباً 4,494 دلار این هفته سقوط کرد، اما خرید هر کاهش را جذب کرد. خریداران خرده فروشی چینی عرضهها را هر روز صبح در کمتر از 60 ثانیه تمام میکردند.
بانک خلق چین روند خرید خود را به 16 ماه متوالی افزایش داد. بانکهای چینی هر روز صبح 600 کیلوگرم شمش طلا در کمتر از یک دقیقه میفروختند.
بر اساس نظرسنجیهای اخیر، هفتاد و هفت درصد از بانکهای مرکزی قصد افزایش ذخایر طلا را دارند. این تقاضای پایدار کف ساختاری را زیر قیمت طلا ساخته است.
نقره هیچ خریدار بانک مرکزی به عنوان آخرین راه حل ندارد. کف آن کاملاً بر مصرف صنعتی است که اکنون تحت فشار قرار دارد.
حمایت طلا از تصمیمات سیاست نهادی میآید، نه سفارشات کارخانهای. حمایت نقره به کارخانههایی بستگی دارد که اکنون با شوکهای انرژی و کمبود هلیوم روبرو هستند.
جنگ تفاوت ساختاری بین دو فلز را آشکار کرد که بسیاری از سرمایهگذاران قبلاً آن را قیمتگذاری نکرده بودند. این تفاوت اکنون پایدار به نظر میرسد نه موقتی.
انتظارات افزایش نرخ بهره در ایالات متحده و اروپا به تقویت قدرت دلار ادامه میدهند. دلار قویتر فشار مداوم بر فلزاتی که به آن ارز قیمتگذاری میشوند اضافه میکند.
نقره بدون حمایت بانک مرکزی وارد این محیط میشود. اینکه آیا تقاضای صنعتی میتواند تثبیت شود، حرکت جهتی بعدی فلز را تعیین خواهد کرد.
مطلب نقره در هشت هفته 43 درصد کاهش مییابد زیرا جنگ خلیج فارس هویت صنعتی آن را بر نقش پولی آشکار میکند اولین بار در Blockonomi ظاهر شد.


