یک سازمان غیرانتفاعی خواستار تحقیق در مورد رویدادهای منجر به مرگ یک پناهنده که با نیروهای آمریکایی در افغانستان جنگیده است، شده است.
محمد نذیر پکتیاوال، 41 ساله، توسط مأموران اداره مهاجرت و اجرای گمرک در مقابل خانوادهاش بازداشت و در دالاس، تگزاس به بازداشتگاه منتقل شد. این پدر شش فرزند در حال آماده شدن برای بردن فرزندانش به مدرسه بود که توسط مأموران بازداشت شد.
تنها 24 ساعت بعد، به خانواده گفته شد که پکتیاوال، که بیش از یک دهه به عنوان سرباز نیروهای ویژه افغان خدمت کرده و در کنار نیروهای ویژه ارتش ایالات متحده جنگیده بود، فوت کرده است.
بیانیهای که توسط سازمان غیرانتفاعی AfghanEvac صادر شد، خواستار تحقیق در مورد این مرگ شده است، زیرا آنها میگویند این مرد سالم 41 ساله نباید به طور ناگهانی بیمار شده و فوت کند. بیانیه آنها چنین بود: "علت مرگ ناشناخته است. اما یک واقعیت روشن است: عادی نیست که یک مرد سالم 41 ساله ظرف یک روز پس از بازداشت دولتی فوت کند.
"آقای پکتیاوال از جنگ ما در افغانستان جان سالم به در برد و به اندازه کافی به ایالات متحده اعتماد کرد تا زندگی خود را اینجا بازسازی کند. خانواده او لایق پاسخ هستند. مردم آمریکا لایق پاسخ هستند. اعضای خدمات نظامی ایالات متحده که در کنار شرکای افغان جنگیدند لایق پاسخ هستند.
"AfghanEvac خواستار تحقیق فوری و شفاف در مورد شرایط بازداشت، مراقبت پزشکی و مرگ او، از جمله نظارت بازرس کل وزارت امنیت داخلی و کنگره است.
"ایالات متحده به افغانهایی که با ما ایستادند قول داد. احترام به آن قول مستلزم شفافیت، پاسخگویی و کرامت در نحوه رفتار با آنها در اینجا است."
اطلاعات بیشتری که توسط AfghanEvac منتشر شد تأیید میکند که این جانباز حوالی ساعت 23:45 روز 13 مارس به بیمارستان پارکلند در دالاس پذیرش شد. به خانواده اطلاع داده شد که او هنوز در ساعت 08:00 صبح روز بعد زنده است، اما سپس در تاریخ 14 مارس ساعت 12:00 از مرگ نذیر مطلع شدند.
"بسیار غیرعادی است که یک مرد سالم 41 ساله کمتر از 24 ساعت پس از بازداشت دولتی فوت کند،" AfghanEvac اشاره کرد. "خانواده او لایق پاسخ هستند."
بیانیهای از خانواده اعلام کرد: "از زمان ورود به آمریکا، نذیر بر تأمین معاش خانوادهاش تمرکز کرد. او کار میکرد، از فرزندانش حمایت میکرد و تلاش میکرد پس از تمام چیزهایی که خانوادهمان پشت سر گذاشته بود، زندگی آرامی بسازد. صبح روزی که او را بردند، داشت آماده میشد تا فرزندانش را به مدرسه برساند.
"فرزندانش تماشا کردند که چگونه محاصره شد و برده شد. آن لحظه برای همیشه با آنها خواهد ماند. بعد از آن شب به ما گفته شد که او را به بیمارستان بردهاند. صبح روز بعد به ما گفته شد که او فوت کرده است. ما هنوز نمیتوانیم درک کنیم چگونه این اتفاق افتاد. او تنها 41 سال داشت و مردی قوی و سالم بود. فرزندانش مدام میپرسند پدرشان کی به خانه برمیگردد."


