دونالد ترامپ میگوید مسئول آنچه در ایران اتفاق میافتد نیست. "این به عهده ایرانیهاست."
او طوری رفتار میکند که انگار حتی مسئول آنچه در دولت خودش اتفاق میافتد نیست. پس از اینکه ماموران فدرال دو نفر را در مینیاپولیس کشتند و گرگ بووینو، رئیس گشت مرزی، اخراج شد، ترامپ به طرز ضعیفی توضیح داد: "بووینو بسیار خوب است، اما او یک آدم نسبتاً افراطی است. در برخی موارد این خوب است، شاید در اینجا خوب نبود."
دیروز، کاخ سفید بیسر و صدا دو دستیار ارشد لوری چاوز-دیرمر را در وزارت کار برکنار کرد، زیرا آنها هم بسیار افراطی بودند.
برای بیان مجدد سخنان دنیل وبستر هنگام صحبت با دیوان عالی درباره کالج دارتموث در سال 1819، وزارت کار یک اداره کوچک است، اما کسانی هستند که آن را دوست دارند.
من آن را از لحظهای که در ژانویه 1992 به عنوان وزیر کار وارد ساختمان فرانسس پرکینز در خیابان قانون اساسی شدم، دوست داشتم.
من ماموریت آن را دوست داشتم: حفاظت و ارتقای استاندارد زندگی کارگران آمریکایی.
من تاریخ آن را دوست داشتم. اولین وزیر کار، فرانسس پرکینز - که توسط فرانکلین دی. روزولت در سال 1933 منصوب شد - همچنین اولین وزیر زن کابینه آمریکا بود. او نور راهنمای پشت ایجاد تامین اجتماعی، هفته کاری 40 ساعته، قانون روابط کار ملی و بسیاری موارد دیگر بود.
نقاشی او پشت میز من در دفتر بزرگ طبقه دوم من آویزان بود. هر وقت احساس دلسردی میکردم، به او نگاه میکردم و او به من روحیه میداد. (اگرچه یهودی هستم، او را قدیسه فرانسس مینامیدم.)
من کارکنان حرفهای وزارت کار را تحسین میکردم که به کمک به کارگران آمریکایی اختصاص داشتند. من عمیقاً تحت تاثیر معاونان وزیر، معاون وزیر، رئیس دفتر و سایر افراد منصوب شدهای بودم که با آنها کار میکردم، اغلب شش یا هفت روز هفته از صبح زود تا شب دیر.
هرگز قبل یا بعد از آن افتخار کار با چنین افراد با استعدادی را نداشتهام که اینقدر به آنچه برای مردم آمریکا انجام میدادند اهمیت میدادند و تاثیر مثبتی بر زندگی بسیاری از افراد داشتند.
ما حداقل دستمزد را برای اولین بار در سالهای متمادی افزایش دادیم، حتی تحت کنگره تحت کنترل جمهوریخواهان. ما قانون مرخصی خانوادگی و پزشکی را اجرا کردیم. ما علیه کارگاههای بهرهکشی مبارزه کردیم. ما با شرکتهای بزرگی که به کارمندان خود تقلب میکردند مقابله کردیم. ما کارگران را ایمن نگه داشتیم. ما ... خب، میتوانم ادامه دهم. (و من این کار را کردهام، در کتابم Locked in the Cabinet، که میتوانید اینجا هم پیدا کنید، اما لطفاً از اینجا سفارش ندهید.)
چرا همه اینها را به شما میگویم؟ زیرا دلشکستهام. اداره شگفتانگیزی که زمانی دوست داشتم در حال تبدیل شدن به آشغال است.
من ترامپ را سرزنش میکنم. او کسی است که چاوز-دیرمر را به عنوان وزیر کار خود نامزد کرد.
آیا برای یک وزیر کار سابق نامناسب است که از یک وزیر فعلی انتقاد کند؟ شاید، اما برایم مهم نیست. او لیاقت آن را دارد.
همانطور که اشاره کردم، کاخ سفید دیروز به دو دستیار ارشد او - جیهون هان، رئیس دفتر و ربکا رایت، معاون وزیر - گفت که استعفا دهند یا اخراج شوند.
محققان میگویند این دو محیط کاری "سمی" ایجاد کردند. ظاهراً آنها به کارکنان توهین کلامی کردند، منتقدان داخل اداره را ساکت کردند و با جستجوی کنفرانسها یا رویدادهای سخنرانی که چاوز-دیرمر میتوانست حضور پیدا کند و سپس خارج شود، سفرهای تفریحی با بودجه مالیاتدهندگان برای او ترتیب دادند.
من فکر میکنم هان و رایت در حال پذیرش مسئولیت برای چاوز-دیرمر هستند، که هنوز با اتهامات نوشیدن در طول روز کاری از "انبار" الکل در دفترش، بردن زیردستان به یک کلوپ استریپ اورگان در یک سفر رسمی، و داشتن رابطه با یکی از اعضای تیم امنیتیاش روبروست.
در ژانویه، منابع ناشناس چاوز-دیرمر را به عنوان "رئیس جهنمی" توصیف کردند و گفتند که او از کارکنان میخواست کارهای شخصی برای او انجام دهند یا سایر وظایف کوچک نامربوط به کارهای دولتیشان را انجام دهند.
در همین حال، شوهرش پس از اینکه کارکنان زن او را به پیشنهادات جنسی ناخواسته متهم کردند، از ورود به ساختمان فرانسس پرکینز منع شده است. وکیل او میگوید متهمان با کارمندان اداره همدست هستند تا چاوز-دیرمر را از سمت خود خارج کنند.
بیش از دو دوجین کارمند اداره از سراسر طیف سیاسی در مصاحبههایی با نیویورک تایمز محیط کاری سمی را توصیف میکنند که با وزیر غایب، دستیاران خصمانه و کارکنان عمیقاً دلسرد مشخص میشود.
این یک آشفتگی لعنتی است.
از آنچه میشنوم، سایر ادارات تقریباً به همان اندازه بد هستند. وزارت "جنگ" پیت هگسث از آشفتگی مداوم رنج میبرد. وزارت امنیت داخلی کریستی نوئم در هرج و مرج است. وزارت دادگستری پام بوندی خراب است.
تقریباً هر اداره و آژانس دولت فدرال به لانه موشی پشتکنان تبدیل شده است. هرج و مرج کامل. کارکنان حرفهای علیه منصوبان سیاسی و بالعکس، منصوبان سیاسی علیه سایر منصوبان سیاسی. سوءاستفاده آشکار از دلارهای مالیاتدهندگان، خودخواهی، تضاد منافع، تجاوز جنسی، سوءاستفاده از کارمندان سطح پایین.
این همان چیزی است که وقتی رئیسجمهور و کارکنان کاخ سفید دارید که اصلاً اهمیتی نمیدهند چه کسی را به مقامهای قدرت منصوب میکنند به جز وفاداریشان به ترامپ و چگونگی ظاهرشان در تلویزیون، به دست میآورید. همراه با جمهوریخواهان در کنگره که بر این ادارات نظارت نمیکنند زیرا اصلاً برایشان مهم نیست.
تنها دلیلی که کاخ سفید معاون و رئیس دفتر چاوز-دیرمر را اخراج کرد، حفاظت از او بود، به منظور حفاظت از ترامپ.
ترامپ و دستیاران کاخ سفیدش با خراب کردن دولت ما توسط منصوبانش مشکلی ندارند زیرا به دولت اهمیت نمیدهند. لعنتی، آنها به دولت آمدند تا آن را خراب کنند. اگر مردم به، مثلاً، وزارت کار اعتماد خود را از دست بدهند، کاملاً خوب است. اگر کنگره بودجه آن را کاهش دهد، بهتر است.
این مرا خشمگین میکند زیرا دیدهام که دولت برای مردم کار میکند. شاهد خدمتگزاران عمومی بودهام که عمیقاً اهمیت میدهند و در خدمت به این کشور تلاش میکنند. میدانم که دولت میتواند چقدر مهم باشد اگر کاری را که باید انجام دهد انجام دهد.
من وزارت کار را دوست داشتم زیرا زندگی میلیونها آمریکایی را بهبود بخشیده است. من به عنوان وزیر کار مثل دیوانهها کار کردم زیرا به آنچه انجام میدادیم ایمان داشتم. اینکه اکنون مانند آشغال با آن رفتار میشود، توهین به نسلهای کارمندان سختکوش وزارت کار، به کارگران آمریکایی، به آمریکا است.
حداقل کاری که همه ما میتوانیم انجام دهیم این است که در نوامبر کنگره را تغییر دهیم، تا سناتورها و نمایندگانی که به این کشور اهمیت میدهند بتوانند بر این ادارات نظارت کنند و سعی کنند برخی از ویرانیهایی که ترامپ و منصوبانش ایجاد کردهاند را جبران کنند.


