فشار واشنگتن برای دستورالعمل فدرال ارز دیجیتال، بحث طولانی مدت صنعت را بر سر آنچه که "شفافیت نظارتی" واقعاً ارائه میدهد و به چه کسی کمک میکند، دوباره برانگیخت.
در مرکز این بحث H.R. 3633، قانون شفافیت بازار داراییهای دیجیتال 2025، قبضی است که حامیان آن را به عنوان جایگزینی طولانی انتظار برای سالها نظارت از طریق اجرا ارائه میدهند.
این قانون طراحی شده است تا مرزها را پیرامون داراییهای دیجیتال روشن کند، مسئولیتهای نظارتی را تعریف کند و چارچوبی برای نحوه برخورد با توکنها و واسطهها تحت قانون فدرال ایجاد کند.
اما همانطور که این قبض از واشنگتن عبور میکند، دو برداشت کاملاً متفاوت از آنچه بعداً اتفاق میافتد ایجاد میکند.
بنیانگذار Cardano، چارلز هاسکینسون، این پیشنهاد را به عنوان "قبض وحشتناک و زبالهای" مورد حمله قرار داده و استدلال میکند که این قانون پروژههای جدید ارز دیجیتال را به طور پیشفرض به اوراق بهادار تبدیل میکند و سرنوشت آنها را در دست فرآیند قانونگذاری کمیسیون بورس و اوراق بهادار ایالات متحده قرار میدهد که دولتهای آینده میتوانند آن را تسلیح کنند.
در مقابل، JPMorgan استدلال کرده است که قانون ساختار بازار که تا نیمه سال تصویب شود میتواند در نیمه دوم 2026 به یک کاتالیزور معنادار برای داراییهای دیجیتال تبدیل شود با کاهش عدم اطمینان قانونی و آسانتر کردن گسترش مواجهه برای موسسات سرمایه گذاری.
این اختلاف نظر فقط در مورد نیاز به قانونگذاری نیست. بلکه در مورد اینکه چه کسی از نسخهای که اکنون در حال بحث است سود میبرد و چه کسی میتواند توسط آن کنار گذاشته شود.
قانون CLARITY در نظر دارد تا مجموعهای از دعاوی حقوقی، اقدامات اجرایی و تفاسیر مورد مناقشه را با یک دستورالعمل رسمیتر جایگزین کند.
برای شرکتهای بزرگ و تحت نظارت، این وعده جذاب است. یک قانون روشن میتواند ریسک قانونی را کاهش دهد، به بانکها و کارگزاریها چارچوبی برای قوانین انطباق بدهد و ساخت محصولات پیرامون حفاظت، معاملات و توکنومیکس را آسانتر کند.
این همان موردی است که JPMorgan مطرح میکند. تحلیلگران آن استدلال میکنند که قانونگذاری که خطوط روشنتری ترسیم میکند میتواند ساختار بازار ارز دیجیتال را با پایان دادن به نظارت از طریق اجرا، تشویق توکنومیکس و ایجاد شرایط برای مشارکت گستردهتر نهادی تغییر شکل دهد.
در عمل، این میتواند مانع را برای تخصیصدهندگانی که تمایلی به افزودن مواجهه در حالی که برخورد قانونی با داراییهای دیجیتال حلنشده باقی مانده است، کاهش دهد.
زمانبندی مهم است. اگر کنگره قبض را تا نیمه سال تصویب کند، بانکها، حافظان و کارگزاریها زمان خواهند داشت تا قانون را به برنامهریزی محصول و خطوط لوله قوانین انطباق قبل از پایان سال ترجمه کنند.
به همین دلیل است که JPMorgan قانونگذاری را نه صرفاً به عنوان یک نقطه عطف قانونی، بلکه به عنوان داستان جریانهای نیمه دوم میبیند.
با این حال، این استدلال در یک بازار شکننده فرود میآید. ارز دیجیتال بیت کوین به خوبی زیر بالاترین سطوح قبلی معامله شده است و اشتهای ریسک در بخش زیادی از این بخش ضعیف باقی مانده است.
در آن محیط، یک دستورالعمل که جهان قابل سرمایهگذاری را برای موسسات سرمایه گذاری گسترش میدهد میتواند اهمیت بیشتری نسبت به یک بازار سرخوش داشته باشد.
انتقاد هاسکینسون کمتر در مورد نیاز به خود قانونگذاری است تا در مورد ساختار قانونگذاریای که اکنون در حال بررسی است.
نگرانی او این است که قبض میتواند سیستمی را رسمی کند که در آن بسیاری از پروژههای جدید ارز دیجیتال زندگی را تحت برخورد اوراق بهادار آغاز میکنند و سپس باید بعداً تنظیمکنندگان را متقاعد کنند که فراتر از آن تکامل یافتهاند.
در آن مدل، موضوع فقط این نیست که آیا یک شبکه در عمل غیرمتمرکز شده است. بلکه این هم خواهد بود که آیا کمیسیون بورس و اوراق بهادار ایالات متحده موافق است که پروژه از هر آستانهای که آژانس کافی میداند عبور کرده است.
به همین دلیل است که هاسکینسون استدلال کرده است که این "قبض شفافیت نظارتی" خصمانه است. از نظر او، اطمینان به طور خودکار مفید نیست اگر اطمینان ایجاد شده نقطه شروع سنگینی را برای ورودیهای جدید تحمیل کند.
به گفته او:
علاوه بر این، هشدار گستردهتر این است که سیستم پیشنهادی قبض ابهام را با ساختار سختتری جایگزین میکند که شبکههای تثبیتشده و شرکتهای با سرمایه سنگین را ترجیح میدهد.
هاسکینسون استدلال کرد که پروژههای قدیمیتر مانند XRP، Cardano و Ethereum میتوانستند تحت آن نوع چارچوب در آغاز به عنوان اوراق بهادار برخورد شوند.
با توجه به این، او پیشنهاد کرد که اثر واقعی ممکن است به شدت توسط شبکههای قدیمیتر که میتوانند در موقعیت بهتری برای پیمایش هر فرآیند انتقالی که ظاهر میشود قرار بگیرند احساس نشود، بلکه توسط سازندگان آینده که تصمیم میگیرند کجا نسل بعدی پروژههای ارز دیجیتال را راهاندازی کنند.
او اضافه کرد:
این نگرانی نوآوری اصلی است. اگر بنیانگذاران معتقد باشند که ایالات متحده تلاشی نامشخص و احتمالاً طولانی را برای انتقال یک شبکه از برخورد اوراق بهادار نیاز دارد، برخی ممکن است تصمیم بگیرند که راهاندازی در خارج از کشور منطقیتر از ساخت تحت یک رژیم ایالات متحده است که آن را پرهزینه، اختیاری و سخت برای ارضا میبینند.
تحت آن دیدگاه، قانون CLARITY میتواند سیستمی ایجاد کند که برای موجودین امنتر و برای پروژههای جدید محدودکنندهتر است.
بنیانگذار Cardano استدلال کرد که این یکی از ادعاهای دیرینه صنعت را تضعیف میکند، که ایالات متحده باید یک حوزه قضایی رقابتی برای توسعه بلاک چین باشد نه مکانی که بزرگترین شرکتها بیشترین سود را از قانونگذاری به دست میآورند.
در همین حال، توقف فعلی قبض در واشنگتن فقط در مورد سوالات انتزاعی غیرمتمرکزسازی یا نوآوری نیست.
این همچنین در مورد استیبل کوینها و به طور خاصتر، اینکه آیا صادرکنندگان استیبل کوین یا پلتفرمهای وابسته باید مجاز به ارائه پاداشهایی که شبیه بازده هستند باشند یا خیر است.
این مبارزه به یکی از نقاط خفهکننده اصلی در مذاکرات تبدیل شده است. تلاشها برای پل زدن بر شکاف بین بانکها و شرکتهای ارز دیجیتال تاکنون در تولید یک توافق شکست خورده است و اختلاف نظر پیامدهای گستردهتری نسبت به یک اختلاف محدود بر سر طراحی محصول دارد.
شرکتهای ارز دیجیتال فضا میخواهند تا برنامههای پاداش تنظیمشده را پیرامون استیبل کوینهایی مانند USDC ساختار دهند. بانکها عقب نشینی کردهاند زیرا آنها این محصولات را به عنوان یک چالش مستقیم برای پایگاه سپردهای که مدلهای وامدهی و تامین مالی سنتی را پشتیبانی میکند، میبینند.
نگرانی مستقیم است. اگر مصرفکنندگان بتوانند از طریق پاداشهای مرتبط با استیبل کوین یا ترتیبات اقتصادی مشابه 4٪ تا 5٪ کسب کنند در حالی که حسابهای پسانداز سنتی کسری از آن را پرداخت میکنند، مهاجرت سپرده به یک ریسک واقعی تبدیل میشود.
این نه تنها بر رقابت بین بانکها و شرکتهای ارز دیجیتال تأثیر میگذارد. این همچنین میتواند بر نحوه حرکت سیاست پولی از طریق سیستم مالی تأثیر بگذارد اگر موجودیها از سپردههای بانکی متعارف دور شوند.
به همین دلیل است که بحث استیبل کوین به بیش از یک موضوع ارز دیجیتال رشد کرده است. این به طور فزایندهای به سوالات تامین مالی بانک، ثبات مالی و انتقال پولی گره خورده است.
این پویایی کمک میکند تا توضیح دهد چرا گفتگوی ساختار بازار بزرگتر برای حل سختتر شده است، حتی زمانی که بسیاری از شرکتکنندگان به طور گسترده موافق هستند که چارچوب نظارتی فعلی ناکافی است.
در همین حال، به نظر میرسد حداقل برخی همگرایی پیرامون یک اصل وجود دارد: موجودیهای استیبل کوین نباید سود مستقیم پرداخت کنند، همانطور که حسابهای بانکی انجام میدهند.
با این حال، شرکتهای ارز دیجیتال به دنبال راههایی برای ارائه بازده اقتصادی از طریق عضویتها، پاداشها، برنامههای وابسته یا ساختارهای شبیه به کریپتو استیک هستند. بانکها، در همین حال، این تلاشها را به عنوان تلاش برای بازآفرینی رقابت سپرده خارج از محیط نظارتی سنتی میبینند.
این یکی از دلایلی است که بسته قانونگذاری برای بستن بسیار دشوار شده است. آنچه به عنوان یک قبض ساختار بازار ارز دیجیتال آغاز شد اکنون همچنین یک مبارزه در مورد اینکه چه کسی میتواند محصولات شبیه به بازده را ارائه دهد، با چه شرایطی و با چه پیامدهایی برای سیستم مالی گستردهتر است.
برای سرمایهگذاران، قبض ممکن است بهتر از طریق سناریوها درک شود تا شعارهایی در مورد اینکه آیا نظارت خوب یا بد است.
در سازندهترین سناریو، کنگره قانون CLARITY را تا نیمه سال تصویب میکند و اجرا قابل عمل است.
این با تز JPMorgan هماهنگ خواهد بود. عدم اطمینان قانونی کاهش مییابد، مکانهای تحت نظارت ایالات متحده میتوانند پیشنهادات خود را گسترش دهند و موسسات سرمایه گذاری پایه روشنتری برای حفاظت، معاملات، توکنومیکس و پذیرش مشتریان خواهند داشت.
ذینفعان فوری در آن نتیجه احتمالاً شرکتهایی خواهند بود که قبلاً در موقعیت عملیاتی داخل یک چارچوب تنظیمشده قرار دارند: صرافیها، واسطها، حافظان و پلتفرمهای توکنومیکس.
این شرکتها از مجموعه قوانین روشنتر و از توانایی گفتن به مشتریان که قانون فدرال اکنون بازار را به طور صریحتر از قبل تعریف میکند، سود خواهند برد.
یک سناریوی دوم تصویب با محدودیتهای سخت بر پاداشهای استیبل کوین است. این همچنان شفافیت را ارائه میدهد، اما میتواند تقاضا برای بازده را به محصولات مجاور مانند سپردههای توکنیزه شده، ساختارهای بازار پول یا سایر پوششهای تنظیمشده هدایت کند.
برخی از بخشهای امور مالی غیر متمرکز با نام اختصاری دیفای میتوانند جریانهای موقت از کاربرانی که به دنبال جایگزینها هستند را ببینند، اگرچه این همچنین میتواند توجه نظارتی بیشتری را به هر پیشنهادی که شروع به شباهت به سپردهگیری میکند، بیاورد.
یک سناریوی سوم تأخیر است. این نتیجه عدم اطمینان را حفظ میکند و بازار را تحت سیستمی که بسیاری در صنعت میگویند میخواهند از آن فرار کنند، در حال عملیات نگه میدارد.
با این حال، تأخیر همچنین از استدلال منتقدان پشتیبانی میکند که ایالات متحده در حال تبدیل شدن به حوزه قضایی است که فقط امنترین و تثبیتشدهترین داراییها میتوانند رونق بگیرند، در حالی که پروژههای جدیدتر انتخاب میکنند که در جای دیگر شکل بگیرند.
اثر بازار تأخیر احتمالاً از طریق یک شوک قیمت واحد نمیآید. این به تدریج بیان میشود، از طریق جایی که بنیانگذاران میسازند، جایی که سرمایه گذاری موسسات سرمایه گذاری مستقر میشود و کدام حوزههای قضایی موج بعدی راهاندازی توکن و زیرساخت بلاک چین را جذب میکنند.
قانون CLARITY قرار بود یک استدلال طولانی مدت را بر سر اینکه آیا ارز دیجیتال به یک چارچوب رسمی فدرال نیاز دارد، حلوفصل کند.
در عوض، اختلاف نظر عمیقتری را بر سر آنچه صنعت از شفافیت در وهله اول میخواهد، آشکار کرده است.
برای بانکها، واسطها و موسسات سرمایه گذاری بزرگ، یک قانون روشنتر جذاب است زیرا ابهام قانونی را کاهش میدهد و مسیری برای گسترش اندازهگیریشده ایجاد میکند.
برای منتقدانی مانند هاسکینسون، سوال این است که آیا چارچوبی که اکنون شکل میگیرد نسل بعدی شبکهها را در یک فرآیند نظارتی کنترلشده توسط آژانسی که ممکن است قوانین را به طور مداوم اعمال نکند، قفل میکند.
این واشنگتن را بیش از یک قبض ارز دیجیتال در حال بحث باقی میگذارد. در حال بحث در مورد ساختار آینده بازاری است که هنوز هم پذیرش نهادی و ورود باز برای سازندگان جدید را میخواهد، دو هدفی که همیشه به یک جهت اشاره نمیکنند.
این تنش دلیلی است که قانونگذاری بسیار تفرقهانگیز شده است. حامیان آن را به عنوان پایان نظارت از طریق اجرا و آغاز یک بازار قابل سرمایهگذاریتر میبینند.
مخالفان ریسک را میبینند که یک قبض فروخته شده به عنوان شفافیت میتواند به یک رژیم دروازهبانی تبدیل شود که موجودین را محافظت میکند، فعالیت را به سمت بزرگترین شرکتهای تنظیمشده هدایت میکند و هزینه شروع چیزی جدید را افزایش میدهد.
در حال حاضر، موضوع اصلی حلنشده است. اگر قبض تصویب شود و قابل عمل باشد، میتواند ساختار بازار ارز دیجیتال ایالات متحده را تغییر شکل دهد و به یک داستان معنادار نیمه دوم برای پذیرش نهادی تبدیل شود.
اگر متوقف شود یا با قوانینی که منتقدان بسیار محدودکننده میبینند ظاهر شود، مبارزه صنعت بر سر شفافیت پایان نمییابد. به سادگی از دادگاهها و آژانسها به مرحله بعدی مبارزه سیاسی و رقابتی بر سر اینکه چه کسی میتواند آینده ارز دیجیتال را در ایالات متحده تعریف کند، منتقل میشود.
پست ضربالاجل استیبل کوین کاخ سفید لغزیده است در حالی که هاسکینسون هشدار میدهد قانون CLARITY میتواند بنیانگذاران ارز دیجیتال ایالات متحده را به خارج از کشور سوق دهد ابتدا در CryptoSlate ظاهر شد.


