بخش زندگی و سبک رپلر ستون مشاورهای توسط زوج جرمی بیر و روانشناس بالینی دکتر مارگاریتا هولمز اداره میشود.
جرمی دارای مدرک کارشناسی ارشد حقوق از دانشگاه آکسفورد است. او بانکداری با 37 سال سابقه است که در سه قاره کار کرده و در 10 سال گذشته با دکتر هولمز به عنوان همکار سخنران و گاهی اوقات به عنوان همدرمانگر، بهویژه با مراجعانی که نگرانیهای مالیشان به زندگی روزمرهشان نفوذ میکند، آموزش دیده است.
آنها با هم دو کتاب نوشتهاند: مثلثهای عشق: درک ذهنیت ماچو-معشوقه و عشق وارداتی: روابط فیلیپینی-خارجی.
دکتر هولمز و آقای بیر عزیز،
وقتی 75 ساله بودم و 6 هفته پس از مرگ همسرم، سکته مغزی کردم. این به سلامت روانی من آسیب نزد، صحبت نامفهومی ندارم و هیچکس نمیداند سکته کردهام به جز استفادهام از عصا و گاهی اوقات در صورت نیاز، ویلچر. من از هیچ بیماری روانی رنج نمیبرم. نیازی ندارم فرزندانم از نظر مالی حمایتم کنند؛ اما وقتی از آنها "بائون" (پولی که به عزیزانتان میدهید) دریافت میکنم، بسیار خوشحال میشوم.
وقتی 80 ساله شدم، اصرار کردند یک مراقب بگیرم. هیچکدام را دوست نداشتم به جز آخری، انجل. شاید به این دلیل که جوانتر بود و هیچ مدرکی برای مراقبت نداشت، احساس نمیکرد بهتر میداند و بیشتر به من گوش میداد.
او دیگر با من نیست. سه ماه پیش، ناگهان بدون توضیح رفت. یک شب آمد تا شب بخیر بگوید — او در اتاق کنار من میخوابد و در را باز نگه میداریم — و روز بعد، در صبحانه با من نبود.
بالاخره فهمیدم فرزندانم از او خواستهاند برود و اکنون در استان، در نوئوا اسیجا است. بعد از انجل سه مراقب داشتهام و از هیچکدام راضی نیستم.
وقتی به فرزندانم گفتم او را میآورم تا برگردد، منعام کردند. اما او را میخواهم. از هیچکس دیگری راضی نیستم.
– منی
منی عزیز،
تاریخ پر است از نمونههایی از فرزندانی که ظاهراً به نفع والدینشان عمل میکنند. برخی واقعی هستند، برخی دیگر منافع شخصی را پنهان میکنند که اغلب با خودخواهی، طمع، انتقام، پویاییهای خانوادگی و غیره ایجاد میشود.
پیام شما سؤالات متعددی را مطرح میکند.
مهمترین آن شاید این است که چرا پدری که ظاهراً در کمال قوای جسمی و ذهنی خود است، در وهله اول با انتصاب یک مراقب موافقت کرده است. آیا دیدگاه مثبت خوشبینانه شما از وضعیت کلیتان، منی، توسط فرزندانتان به اشتراک گذاشته شده یا آنها چیزها را متفاوت میبینند؟
آیا شما تمایل ندارید با ویرانیهای فرآیند پیری روبرو شوید یا آنها بیش از حد محتاط هستند؟ ما به سادگی نمیدانیم.
آنچه میدانیم این است که خواستههای صریح شما توسط فرزندانتان نادیده گرفته میشود، اما اینکه آیا چنین نیکوکاری فرزندانهای که ممکن است در گذشته وجود داشته باشد، با نگرانی فرزندانه برای رفاه شما یا نگرانی فرزندانه برای رفاه خودشان جایگزین شده، نامشخص است.
چه ارزیابی شما از سلامتیتان دقیق باشد یا نه، موضوعی که مطرح کردهاید در واقع یک مبارزه قدرت بین شما و فرزندانتان است — با انجل، مراقب مورد علاقه شما، به عنوان مهره ناآگاه در بازی.
این مراحل مختلفی را طی کرده است. اول، یک مراقب به شما تحمیل کردند؛ دوم، انتخاب مورد علاقه شما را برای این کار بدون اطلاع به شما اخراج کردند؛ سوم، شما را از استخدام مجدد او منع کردند.
آنچه نامشخص است این است که چرا، اگر در کمال قوای خود هستید، این را اجازه دادهاید. چرا به آنها اجازه دادهاید به شما دیکته کنند؟ چرا با انجل مخالفت کردهاند؟ چرا به سادگی با انجل تماس نگرفته و از او نخواستهاید برگردد؟
بدون اطلاعات بیشتر، فقط میتوانم پیشنهاد کنم که اگر میخواهید انجل برگردد، یک جلسه خانوادگی برگزار کنید و به فرزندانتان توضیح دهید که یک بار دیگر کنترل زندگیتان را به دست میگیرید و به آنها بگویید دست از دخالت بردارند. این همچنین به شما فرصت میدهد برای فرزندانتان مرزهایی تعیین کنید و شما را آزاد بگذارید تا طبق خواستههای خود زندگی کنید، نه دستورات دیگران.
بهترینها،
جیایاف بیر
منی عزیز،
بسیار سپاسگزارم از نامه شما. یک چیزی که در میان سؤالات بسیار آقای بیر از شما بیشترین تأثیر را بر من داشت این بود: "چرا به سادگی با انجل تماس نگرفته و از او نخواستهاید برگردد؟" و پاسخهای احتمالی شما به این سؤال است که نامهام را به شما ادامه خواهم داد.
اساساً، دو راه برای پاسخ به سؤال فوق وجود دارد: یا میتوانید یا نمیتوانید (فقط انجل را به تنهایی جمع کنید).
اگر نمیتوانید، شاید بتوانید دوباره برای ما بنویسید، زیرا هنوز کارهای زیادی میتوانید انجام دهید تا مراقبی را که میخواهید — از جمله انجل — به دست آورید.
با این حال، اگر میتوانید، پس پسر-اوه-پسر، پیشنهاد میکنم در اسرع وقت این کار را انجام دهید.
نه، به این دلیل نیست که آن میم قدیمی میگوید: "بهتر است بخشش بخواهید تا اجازه" اگرچه مسلماً همینطور است.
به این دلیل است که توانایی انجام این کار به تنهایی از قبل پیامی را ارسال میکند که فرزندانتان باید به آن یادآوری شوند: شما یک مرد بالغ با نیازها و خواستههای خاص خود هستید که تا زمانی که به دیگران آسیب نمیزنید، هر حقی دارید از آنها لذت ببرید.
معمولاً فرزندان برای والدینشان مراقب میگیرند زیرا احساس میکنند والدینشان به یکی نیاز دارند. با این حال، شما در نامهتان خود را به عنوان کسی توصیف میکنید که نیاز ندارد... حداقل نه برای لباس پوشیدن، دوش گرفتن، غذا خوردن و حتی حرکت با عصایتان. اگر به کسی نیاز داشتید که ویلچرتان را هل دهد، مطمئنم رانندهتان میتواند این کار را انجام دهد.
اما یک مراقب نه تنها در نیازهای جسمی به کسی کمک میکند.
کاسلی کیلام، درمانگر آموزشدیده هاروارد، در کتاب 2024 خود هنر و علم ارتباط: چرا سلامت اجتماعی کلید گمشده زندگی طولانیتر، سالمتر و شادتر است نوشت که فکر کردن سلامتی ما فقط جسمی و روانی است ناقص است. تحقیقات مبتنی بر شواهد به طور مداوم نشان میدهد که سلامت اجتماعی به همان اندازه برای زندگی کامل و شاد مهم است.
به نظر میرسد انجل به برخی از نیازهای اجتماعی شما پاسخ داده: او گوش میداد، شاید برخلاف سایر مراقبان همهچیز دان شما. فردی که گوش میدهد، که باعث میشود احساس کنید دیده میشوید، فردی است که ارزش دارد تا نوئوا اسیجا برای او سفر کنید.
بهترینها،
امجی هولمز
– Rappler.com
