نویسنده: danny
صرافیهای متمرکز در حال حاضر در کنترل ریسک معاملات قرارداد خود، بررسیهای بیرویه OI (استعلام آنلاین) و مسدودسازی حساب را انجام میدهند. معامله گران حرفه ای به شدت به سنگری جدیدی نیاز دارند که بتواند در برابر گلولههای سرگردان کنترل ریسک مقاومت کند، از کمینهای عمیق پشتیبانی کند و عملیات مخفیانه و مانور استراتژیک را فراهم کند. آیا Aster، پروتکل بسیار مورد انتظار، میتواند با بهرهبرداری از این خلأ ساختاری صنعت، با استفاده از ماهیت بدون مجوز خود و اکوسیستم قدرتمند BNBchain، به میدان نبرد جدیدی برای معاملات قرارداد درون زنجیره ای در مقیاس بزرگ تبدیل شود؟

شعلهها روشن شدهاند، اما دود هنوز بلند نشده است. بیایید ببینیم شما همه چگونه پاسخ میدهید.
"همه از این مرحله عبور میکنند. وقتی کوهی را میبینید، میخواهید بدانید آن طرف آن چیست."
یک عملیات موفق برداشت قرارداد باید دو عامل کلیدی داشته باشد: 1. کنترل مطلق بر بازار اسپات 2. موقعیت باز کافی (OI).
بازارسازان عرضه در گردش توکن هدف را کنترل میکنند و بازار اسپات را به یک "دیسک داده" تبدیل میکنند که میتوان آن را به دلخواه دستکاری کرد. از آنجایی که قیمت زیربنایی یک قرارداد (قیمت شاخص) بیشتر از قیمت اسپات مشتق میشود و قیمت شاخص یک جزء مهم قیمت بازار است، کنترل بازار اسپات معادل کنترل قیمت بازار است.
هنگامی که یک بازارساز عرضه در گردش کالاهای اسپات را کنترل میکند، میتواند قیمتها را به طور چشمگیری در بازار اسپات کم نقدینگیتر با هزینه سرمایه حداقلی دستکاری کند. این تغییرات قیمت اسپات بلافاصله از طریق اوراکل به بازار آتی منتقل میشود و بنابراین وضعیت سود و ضرر دارندگان قرارداد را تغییر میدهد.
در شرایطی که فروش مستقیم از طریق معاملات اسپات غیرممکن است (نه تنها به این دلیل که معاملات اسپات قفل شده و تحت نظارت قرار دارد، بلکه به این دلیل که بازار اسپات در حال حاضر عملاً نقدینگی ندارد، فروش باعث آسیب به قیمتها میشود و به راحتی در زنجیره قابل ردیابی است)، قراردادها تنها راه مؤثر برای بازارسازان برای کسب سود شدهاند.
با فرض اینکه یک بازارساز 10 میلیون دلار در عملیات سرمایهگذاری کند، هزینههای آنها در سمت اسپات ثابت است، از جمله کارمزد تراکنش، هزینههای تامین مالی، استهلاک و هزینههای پامپ و دامپ. اگر نتوانند در سمت اسپات نقد کنند، بازارساز باید حداقل 30 میلیون دلار از طریق سمت قرارداد به دست آورد تا هزینهها را پوشش دهد و سود کسب کند.
این توضیح میدهد که چرا چنین پلتفرم معاملاتی به مقدار عظیمی از موقعیت باز (OI) نیاز دارد. تنها زمانی که موقعیت باز قرارداد به اندازه کافی بزرگ باشد، نوسانات کوچک در بازار اسپات میتواند سود کافی در سمت قرارداد ایجاد کند تا هزینههای معاملاتی را پوشش دهد.
محدودیتها و ریسکهای حساب صرافیهای متمرکز
با افزایش الزامات انطباق نظارتی جهانی، CEXها مانند بایننس نظارت خود را بر رفتار غیرعادی حساب تقویت کردهاند. برای سرمایههای بزرگ، انجام معاملات فشرده در CEXها با موانع متعددی روبرو است:
تعلیق حساب و مسدود شدن وجوه: به دلیل بررسیهای ضد پولشویی و انطباق، انتقالات مکرر مبالغ بزرگ و فرکانس معاملاتی غیرعادی به احتمال زیاد سیستم کنترل ریسک را فعال میکند و منجر به تعلیق حساب یا مسدود شدن دارایی بلندمدت میشود.
سقف موقعیت باز (OI Cap): برای جلوگیری از ریسکهای سیستمی، صرافیهای متمرکز محدودیتهای سختی را بر موقعیت باز (OI) یک حساب واحد یا یک جفت ارزی واحد تعیین میکنند. این امر دشواری ساخت موقعیتهای عظیمی که میتوانند بر انتظارات بازار تأثیر بگذارند را برای دستکاریکنندگان بازار به طور تصاعدی افزایش میدهد.
ریسک تصاحب: تحت نوسانات شدید، موتور لیکویید شدن CEX و مکانیسم صندوق بیمه ممکن است باعث شود موقعیت بازارساز به طور خودکار توسط سیستم تصاحب شود یا به زور کاهش یابد (ADL)، که باعث میشود برنامه برداشت اصلی بیفایده شود.
با تأیید قوی Yzi و CZ، و درجه بالای همپوشانی بین اکوسیستم Bnbchain و کاربران معاملاتی بایننس، بدون کمبود کاربران معاملاتی فعال و بازارسازان، Aster نیز میدان نبرد جدید خود را در مسیر PerpDEX باز کرده است.
API Aster اساساً مشابه بایننس است، که هزینههای یادگیری و مهاجرت را به میزان قابل توجهی کاهش میدهد.
برای معاملهگران، اکوسیستم Bnbchain و Aster مزایای بینظیری نسبت به سایر صرافیهای متمرکز ارائه میدهند. این بدون مجوز است، به این معنی که هر کسی میتواند به سادگی با اتصال یک کیف پول معامله کند، بدون هیچ ریسک ممنوعیت حساب . در Aster، معاملهگران بزرگ میتوانند بدون مجازات موقعیتهای عظیمی باز کنند، بدون نگرانی از مداخله پلتفرمهای متمرکز یا "کنترل ریسک جعبه سیاه".
این محیط باعث ایجاد روایت جدیدی از "برداشت قرارداد" شده است، که شامل استفاده از عدم تقارن اطلاعات و مزایای سرمایه در PerpDEX با نقدینگی کمتر برای تبدیل بازار قرارداد به یک "دستگاه خودپرداز" برای به دست آوردن سودهایی است که در بازار اسپات قابل تحقق نیستند.
Pippin ($PIPPIN)، یک میم کوین مبتنی بر هوش مصنوعی که در اوایل سال 2026 فعال شد، ویژگیهای این مدل دستکاری را نشان میدهد. داده های درون زنجیره ای نشان میدهد که به نظر میرسد دارندگان داخلی Pippin تقریباً 80٪ از عرضه را از طریق 27 کیف پول مرتبط کنترل میکنند که نشاندهنده یک سطح کنترل بالای معمولی است.
در Aster، Pippin مقدار عظیمی از موقعیت باز (OI) را نشان داد که کاملاً نامتناسب با حجم معاملاتی روزانه آن بود. OI Pippin به 71m رسید (که در واقع باید 35.5m باشد)، اما حجم معاملاتی 24 ساعته آن تنها 7.6m بود که منجر به نسبت حجم معاملات/OI فقط 0.214 شد که یک پدیده بسیار عجیب است.
منطق پشت این پدیده این است که بازارسازان موقعیتهای بزرگ را از طریق محیط بدون مجوز Aster بدون نیاز به معاملات واقعی انباشته میکنند. هنگامی که بازارسازان بازار اسپات را با خرید و فروش دستکاری میکنند (قیمت شاخص افزایش/کاهش مییابد)، موقعیتهای قرارداد آنها در Aster سودهای محقق نشده عظیمی ایجاد میکنند. از آنجایی که هیچ نظارت متمرکزی وجود ندارد، این دستکاری خودکار میتواند تا زمانی که طرفهای متقابل کافی برای تحقق سود پیدا شوند، ادامه یابد.
در PerpDEXهایی با نقدینگی کم و فعالیت (مانند Aster)، چالش اصلی برای بازارسازان این است که چگونه به آرامی از موقعیتهای خود خارج شوند، یعنی داراییهای خود را "توزیع" کنند. با این حال، در پلتفرمهایی مانند Aster با نقدینگی نسبتاً پایین، هموار کردن و انتقال قیمت به شدت به بازارسازان و رباتها وابسته است. این دقیقاً چگونه به دست میآید؟
توجه: نقدینگی Aster برای جفت های معاملاتی خاص در واقع بسیار خوب است و به هیچ وجه کمتر از CEX نیست.
پس از انباشت تعداد زیادی از موقعیتهای موقعیت باز (OI) در Aster، بازارسازان بازار اسپات را دستکاری میکنند تا باعث نوسانات قیمت شوند. این نوسانات نه تنها سودهای محقق نشده در Aster ایجاد میکنند (و لیکویید شدن موقعیتهای موجود، بلکه بر حجم معاملاتی و لیکویید شدن Aster نیز تأثیر میگذارد)، بلکه از طریق مسیرهای زیر نیز منتشر میشوند:
راهانداز اوراکل: تغییر قیمت اسپات -> بهروزرسانی اوراکل -> تغییر قیمت شاخص Aster.
دنبال کردن قرارداد CEX: از آنجایی که بایننس یک مرکز نقدینگی است، بازارسازان به طور همزمان نوسان را در هر دو بایننس Alpha و بایننس Perp ایجاد میکنند.
کنترل و انتقال قیمت اسپرد: بازارسازان به طور مصنوعی قیمت اسپرد بین Aster و بایننس را از طریق رباتهای بازارسازی کنترل میکنند. برای جلوگیری از ریسکهای یک طرفه، بازارسازان فشار قیمتی را از بایننس به Aster منتقل میکنند، در حالی که بازارسازان منتظر این نقدینگی در Aster، "پلتفرم داده" خود هستند تا در نهایت سود خود را محقق کنند.
فرض کنید بازارساز یک موقعیت خالص لانگ در Aster است و یک "فرصت آربیتراژ" بین Aster و بایننس ایجاد میکند که در آن قیمت Aster بالاتر و قیمت بایننس پایینتر است.
طبق تئوری بازگشت قیمت، هنگامی که آربیتراژگران این فرصت را تصاحب میکنند، موقعیتهای شورت را در Aster و موقعیتهای لانگ را در بایننس باز میکنند. به این ترتیب، بازارساز میتواند به راحتی موقعیتهای خود (بستن موقعیتهای شورت) را به آربیتراژگران منتقل کند و سود را محقق کند و بالعکس.
به عنوان مثال:
هنگامی که بازارسازان قیمتهای اسپات را افزایش میدهند، به عمد تفاوت قیمت بین Aster و بایننس (یا سایر صرافیهای اصلی) را کنترل میکنند.
(تصویر بالا پیشنهاد Aster را نشان میدهد و تصویر پایین پیشنهاد بایننس را نشان میدهد. لطفاً قالببندی را نادیده بگیرید؛ این مقاله مستقیماً از اسکرینشات استفاده میکند تا به شما نشان دهد که این فرصتی است که میتوان با چشم غیرمسلح مشاهده کرد.)
ایجاد یک حقبیمه بالا: بازارسازان ابتدا در بازار اسپات فشار وارد میکنند، در حالی که به طور همزمان قیمت را در Aster افزایش میدهند و قیمت Aster را به طور قابل توجهی بالاتر از قیمت شاخص بایننس میکنند. (دفترچه سفارش Aster نسبتاً نازک است، همانطور که در تصویر زیر نشان داده شده است.)
جذب آربیتراژگران: رباتهای آربیتراژ در سراسر جهان به سرعت این تفاوت قیمت را شناسایی میکنند. بر اساس منطق سنتی بازگشت میانگین، رباتها انتظار دارند که قیمت Aster در نهایت کاهش یابد و به قیمت بایننس لنگر شود.
بنابراین، این رباتها موقعیتهای شورت را در Aster باز میکنند (و نرخ تامین مالی کسب میکنند) در حالی که به طور همزمان موقعیتهای لانگ را در بایننس باز میکنند و سعی میکنند از تفاوت قیمت سود ببرند.
استفاده از حرکت بازار برای ساخت/کاهش پوزیشن: در این مرحله، موقعیتهای شورت ربات طرف متقابل موقعیتهای لانگی میشوند که بازارساز میخواهد ببندد. بازارساز از این "اینرسی بازار" استفاده میکند تا به آرامی سودهای عظیم را به این رباتهایی که معتقدند در حال انجام آربیتراژ بدون ریسک هستند، منتقل کند، بدون اینکه خودشان باعث سقوط بازار شوند.
علاوه بر این، موقعیتهای شورت نگهداری شده توسط رباتها میتوانند سوخت آربیتراژ شوند، زیرا این موقعیتهای شورت طرف متقابل برای بستن موقعیتهای لانگ رباتها هنگامی که لیکویید میشوند، میشوند. رباتها از این "اینرسی بازار" برای جذب رباتهای آربیتراژ بیشتر و سرمایهگذاران خرد استفاده میکنند و در نهایت سودهای عظیمی به جیب میزنند.
بازارسازان نه تنها با دستکاری بازار اسپات در داخل بازار سود میبرند، بلکه باعث نوسانات همبسته در بایننس Perp میشوند. از آنجایی که رباتهای بازارسازی معمولاً قیمتهای خود را بر اساس قیمتهای چندین صرافی تنظیم میکنند، اقدامات بازارسازان در Aster میتواند بر ورودیهای اوراکل تأثیر بگذارد و در نتیجه بر قیمت شاخص جهانی تأثیر بگذارد.
این اثر "انتقال قیمت" به بازارسازان اجازه میدهد تا یک حمله را در یک عرصه کوچکتر و قابل کنترلتر (Aster) راهاندازی کنند و بازیکنان را از عرصههای بزرگتر و نقدینگیتر (بایننس) به این عرصه با دقت آمادهشده برای نقد کردن نقدینگی جذب کنند.
تحلیلگران مانند Coinglass به ناهنجاریهای Aster اشاره کردهاند، از جمله عدم تطابق بین حجم معاملاتی و موقعیت باز، و دادههای لیکویید شدن بسیار پایین. این امر ماهیت Aster را به عنوان یک "پلتفرم معاملاتی داده" بیشتر تأیید میکند.
کتابداران به Aster نیاز ندارند تا نقدینگی ارگانیک عالی ارائه دهد؛ آنها فقط به Aster نیاز دارند تا یک تابلو تسویه پایدار ارائه دهد که حسابها را ممنوع نمیکند و از لوریج بالا پشتیبانی میکند.
در حالی که کتابداران آزادی قابل توجهی در Aster دارند، این رویکرد به هیچ وجه رایگان نیست. علاوه بر نرخ تامین مالی بالا (که هر ساعت تسویه میشود)، اصطکاک ناشی از نقدینگی ناکافی نیز هزینه قابل توجهی است.
در Aster، تعادل بین گاوها و خرسها به شدت مختل شده است زیرا موقعیت باز (OI) ایجاد شده توسط بازارسازان اغلب بسیار بیشتر از معاملهگران طبیعی است. به عنوان گاوهای اصلی، بازارسازان باید به طور مداوم هزینههای تامین مالی را به همتایان خود بپردازند.
در برخی موارد شدید، نرخ تامین مالی سالانه ممکن است از 200٪ تجاوز کند. این بدان معناست که بازارسازان باید کل فرآیند پمپاژ و تخلیه سهام را در مدت زمان بسیار کوتاهی تکمیل کنند؛ در غیر این صورت، هزینههای بهره عظیم به سرعت سرمایه عملیاتی آنها را فرسایش میدهد.
نمودار بالا نشان میدهد که هنگام باز کردن یک موقعیت لانگ، هزینههای روزانه تامین مالی در Aster 0.64٪ بالاتر از بایننس و 0.81٪ بالاتر از Bybit است. اگر فرض کنیم یک OI 30m (OI اسمی Aster باید بر 2 تقسیم شود)، این بدان معناست که باید هر روز نزدیک به 96,000u بیشتر در هزینههای تامین مالی به سمت شورت نسبت به بایننس بپردازید.
در حالی که نقدینگی Aster در PerpDex عملکرد خوبی دارد، عمق نقدینگی کلی آن هنوز به طور قابل توجهی از بایننس عقب است. موقعیتهای بزرگ میتوانند هنگام ورود و خروج از معاملات لغزش قابل توجهی ایجاد کنند.
دفترچه سفارش Aster
دفترچه سفارش بایننس
شایان ذکر است که برخی از جفت های معاملاتی در Aster از لغزش پویا استفاده میکنند، با مقدار لغزش متناسب با OI فعلی و اندازه موقعیت باز جدید.
برای مقابله با این لغزش، بازارسازان معمولاً موقعیتهای خود را مستقیماً یکجا در دفترچه سفارش نمیبندند. در عوض، از بازارسازان (منفعل)، معاملات فرابورس OTC ، یا استراتژیهای ترغیب آربیتراژ فوقالذکر استفاده میکنند تا توزیع را در دستهها با حداقل لغزش (twap) تکمیل کنند.
چه؟! از من میپرسید که Aster باید بعد از این چه مسیری را طی کند؟
با راهاندازی شبکه اصلی Aster Chain و کاربرد فناوری حریم خصوصی ZK آن، فعالیتهای دستکاری آینده مخفیتر و غیرقابل ردیابی خواهند شد - شاید این معنای واقعی Privacy برای Aster باشد.
در مقایسه با یارانههای معاملاتی، دستکاری حجم و کارمزدهای صفر، این ضرورت واقعی است. اگر Aster بتواند از این فرصت ارائه شده توسط بایننس و سایر CEXها که کنترلهای ریسک را سختتر میکنند، سرمایهگذاری کند، عرصه معاملات مشتقه خود را ایجاد کند و از این فرصت استفاده کند، آینده آن امیدوارکننده به نظر میرسد.
"میخواستم به او بگویم که شاید بعد از اینکه از کوه عبور کردی، متوجه شوی که چیز خاصی وجود ندارد، و به عقب نگاه کنی فکر کنی این طرف بهتر بود، اما او باور نمیکرد. با شناخت شخصیتش، راضی نخواهد شد مگر اینکه خودش امتحان کند."
خاکستر زمان
عواقب نادیده گرفته شده و وحشیانه: فاز دوم بازی.
این اسکریپت نیمه دوم حتی وحشیانهتری دارد...
هنگامی که بازیکنان اصلی توزیع سهام خود را به پایان رساندهاند، ساختار بازار به این صورت میشود: بازیکنان اصلی بازار را ترک کردهاند، رباتهای آربیتراژ موقعیتهای شورت عظیمی دارند و قیمتها با حقبیمه بالا باقی میمانند.
دو سناریوی احتمالی وجود دارد:
سناریوی A: جوشاندن قورباغه در آب ولرم (تله نرخ تامین مالی)
آربیتراژگران انتظار دارند قیمتها به سرعت به سطوح قبلی خود بازگردند. اما اگر بازیکنان اصلی (یا بازارسازان جدید) تصمیم بگیرند که به طور فعال فروش نکنند، بلکه اجازه دهند قیمتها برای مدت طولانی بالا بمانند تا نوعی سود را حفظ کنند چه؟
در حالی که رباتها باید برای نگهداری موقعیتهای شورت هزینههای تامین مالی دریافت کنند، بازارسازان ممکن است در طول افزایش قیمت سودهای کافی انباشته کرده باشند تا هزینههای تامین مالی اولیه را پوشش دهند. نگرانکنندهتر اینکه اگر احساسات بازار بسیار نوسانی شود، خریدهای سفتهبازانه سرمایهگذاران خرد میتواند قیمتهای بالا را حتی پس از خروج بازارسازان حفظ کند. موقعیتهای لانگ آنها در بایننس که برای پوشش ریسک در نظر گرفته شده بودند، ممکن است به دلیل نوسانات بازار با ADL (حذف خودکار) روبرو شوند، اما Aster نقدینگی کافی برای تخلیه این موقعیتها ندارد.
سناریوی B: شکار (فشار شورت)
پس از تخلیه موفقیتآمیز موقعیتهای لانگ با قیمتهای بالا به ربات (تبدیل آنها به موقعیتهای شورت برای ربات)، بازارساز ممکن است گاهی اوقات عملیات را معکوس کند.
بازارسازان میدانند که بزرگترین فروشندگان شورت در بازار در حال حاضر آن رباتهای آربیتراژ مکانیزه هستند.
اگر بازارساز (یا در ارتباط با سایر وجوه) به طور تهاجمی قیمتها را دوباره در بازارهای اسپات و مشتقه افزایش دهد، موقعیتهای شورت ربات آربیتراژ فوراً با زیانهای محقق نشده عظیمی روبرو خواهند شد. از آنجایی که ربات کنترل ریسک سختگیرانه و خطوط حد ضرر دارد (یا مارجین ناکافی)، مجبور خواهد شد با قیمت بازار برای بستن موقعیتهای شورت خود خرید کند و ضرر را متوقف کند.
موج سفارشات خرید حد ضرر از رباتهای متعدد قیمتها را بیشتر افزایش میدهد و سفارشات حد ضرر بیشتری را از رباتها فعال میکند. بازارسازان سپس از این "سفارشات خرید" از سفارشات حد ضرر ربات برای انجام دور دوم کسب سود در قیمتهای بالاتر استفاده میکنند (به عنوان مثال، با باز کردن موقعیتهای شورت جدید).
در نهایت، بعد از تمام این رفت و آمد، فکر میکنید کتابدار چقدر درآمد داشت؟


