اگر پروندههای جفری اپستین به تنهایی تا به حال مانند مجموعهای از بحرانهای سیاسی شرمآور به نظر میرسیدند، اکنون به یک زخم چرکین بیامان بدون راهحل یا هرگونه تمایل آشکار برای پایان دادن به کمپینی که به دنبال هرگونه ارتباط با متجاوز به کودک است، تبدیل شده است.
ما از گزارشهای تحقیقات ناموفق تجاوز به کودک، بیتوجهی رسمی به قربانیان، تلاشهای دولت برای پنهانکاری و شهادتهای پوچ به کنگره در مورد همه این موارد رنج بردهایم. اکنون ما در تلاش هستیم تا رئیسان دانشگاههایی را که به فردی با سابقه بد در کمکهای مالی دست یافتهاند، درک کنیم.
به نوعی، ما هنوز نکته اصلی در مورد عدم تحقیق در جنایات جدی رخ داده را از دست میدهیم. این هفته جلسات استماع بیشتری در کنگره با بیل و هیلاری کلینتون برگزار میشود که اشارههای آنها در پروندهها به نظر میرسد از جنایات اصلی دور باشد و بیشتر در مورد کسب مزیت سیاسی است. ما حتی نمیدانیم که آیا هر جنایت ادعا شدهای هنوز قابل پیگرد قانونی است یا نه.
آشفتگی پروندههای اپستین انبوهی متعفن از حملات جنسی بود که دولتهای متوالی موفق شده بودند آن را کنار بگذارند یا توسط پیگردهای قانونی معوق محدود شود تا اینکه به یک موضوع کامل کمپین ریاستجمهوری برای دونالد ترامپ تبدیل شد.
طی ماهها، همانطور که ترامپ سعی داشت خود را از اپستین دور کند، دروغهای مکرر او در مورد نزدیکی با اپستین هرگونه اعلامیه عمومی عدم دخالت را تضعیف کرد. پس از پیگیری اصرار MAGA برای بازگشایی مجدد ظرف کرمهای سیاسی، تیم ترامپ به عنوان محافظ بدترین متجاوزان جنسی خود دیده شد که ممکن است شامل دوستان یا کمککنندگان مالی باشد. ما هنوز نمیدانیم و وزارت دادگستری رسماً علاقهای به کشف ندارد. ما فقط میدانیم که شریک اپستین، غیسلین ماکسول محکوم شده، اکنون خواهان عفو از ترامپ است که در این مورد بیتعهد است.
حتی با انتشار جزئی و به شدت سانسور شده محتویات آن، پروندهها اکنون به خشم و ناامیدی جهانی منفجر شدهاند که تاجران ثروتمند (و زنان) و شخصیتهای دولتی فراوان را لمس میکند - برای طیف گیجکنندهای از تبادلات ایمیل، آشنایان، ارتباطات اجتماعی و تجاری که ممکن است هیچ ارتباطی با حملات به ۱۰۰۰ کودک نداشته باشند.
ما ناگهان غرق در مقالات و تفسیرهای اجتماعی در مورد "طبقه اپستین" دائمی از "نخبگان" ثروتمند و تأثیرگذار هستیم که بدون دغدغه برای قانون یا اخلاق در زندگی خود میگذرند و از حفاظت در برابر افشا، پیگرد قانونی یا حتی ناراحتی مطمئن هستند. و در حالی که کشورهای اروپایی حتی شاهزادگان و وزرای دولت بدون نقاب را کتک میزنند، ما در ایالات متحده گوش میدهیم که ترامپ و وزارت دادگستری او هرگونه نیاز به رویارویی با آن افراد را نادیده میگیرند مگر اینکه مخالفان سیاسی شناسایی شده توسط ترامپ باشند.
استراتژی حفاظت از ترامپ در برابر اپستین وارونه شده است.
شروع بد و بدتر شدن
تقریباً همه چیز در مورد این پرونده که به دو دهه قبل برمیگردد عجیب است.
احتمالاً به دولتهای قبلی گفته شده بود که دادگستری در حال پیگیری ادعاهای بسیاری از زنان است که به FBI مراجعه کرده بودند و پرونده غیسلین ماکسول تنها در پایان ۲۰۲۱ محکوم شد. اینکه چرا پیگیری ناکافی با قربانیان وجود داشت نامشخص است، در میان میلیونها سؤال در مورد نحوه پاسخگویی دادگستری در سراسر دولتها.
تا به حال، همه ما این را میدانیم، تا شهادت شرمآور اخیر کنگره توسط دادستان کل فعلی، پم باندی، که قادر نبود حتی به زنانی که در اتاق هستند و میگویند هرگز توسط دادستانها با آنها تماس گرفته نشده، نگاه کند. بوی پنهانکاری برای دوستان ترامپ و اپستین، که اکنون به نظر میرسد برای همیشه پیوند خوردهاند علیرغم تلاشهای ترامپ برای جدایی، از خطوط حزبی و گرایشهای سیاسی عبور میکند.
در عوض، ما بحث میکنیم که دولت ترامپ تا چه حد قانون تصویب شده امسال را برای اجبار انتشار اسناد نقض میکند، ارزش انتشار اسنادی که به طور کامل سیاه شدهاند تا هویت دوستان ثروتمند اپستین مسدود شود، اما هنوز اطلاعاتی در مورد قربانیان حملات در یک جزیره خصوصی کارائیب، نیویورک و یک مزرعه نیومکزیکو، در هواپیماها، در مهمانیها، تحت فشار برای جذب نوجوانان جوانتر نشان میدهد. ما در مورد کلمات قانون و نظم بحث میکنیم، در حالی که زنان بزرگسال شده درگیر را دوباره مورد سوء استفاده قرار میدهیم.
ترامپ میتوانست این داستان را کنترل کند، میتوانست خود و وزارت دادگستری خود را قهرمانان سیاسی کند. در عوض، او شانه بالا انداختن را انتخاب کرده است حتی در حالی که کابینه و کمککنندگان مالی خودش در دروغهای عمومی گرفتار شدهاند و ترامپ شاهد فرسایش مداوم حمایت عمومی است.
واکنش منفی
در همین حال، موجهای ناشی از اشاره ساده در پروندهها - وزارت دادگستری در ذکر هر چه بیشتر نامها در حالی که انتشار هر یادداشت تحقیقاتی FBI را مسدود میکند، بیش از حد سخاوتمند بوده است - افرادی را که به نظر میرسد تماسهای غیرجنسی فراوانی با اپستین بر سر بشردوستی و کمکهای مالی، مشاوره مالی و تمایل همیشه مشتاقانه اپستین برای معاشرت با ثروتمندان و مشهوران داشتهاند، در دام میاندازد.
مقاله رابرت دریپر در نیویورک تایمز آن را به طرز درخشانی خلاصه میکند. حتی همانطور که اعضای کنگره، قربانیان، وکلا و روزنامهنگاران پروندهها را در جستجوی نامهای درگیران بررسی میکنند، "اسناد فعالیتهای زمانی پنهانی یک نخبه غیرقابل پاسخگو را که عمدتاً از مردان ثروتمند و قدرتمند از تجارت، سیاست، دانشگاه و نمایش تجاری تشکیل شده، آشکار میکند. صفحات داستان یک جنایتکار شنیع را روایت میکنند که توسط طبقه حاکمی که در آن زندگی میکرد، سواری رایگان داده شد."
کسانی که در تار عنکبوت اپستین گرفتار شدهاند با اتهامات باند جنسی یا تجاوز مواجه نیستند، بلکه با انواع اتهامات غیرجنسی روبرو هستند. پلیس بریتانیا اندرو ماونتباتن-ویندزور، شاهزاده خلع شده، را به ظن سوء رفتار در اداره عمومی شامل تحویل اطلاعات محرمانه دولتی به اپستین دستگیر کرد. در ۲۰۲۲، او مبلغ فاش نشدهای برای حل و فصل دعوای قضایی در دادگاه نیویورک پرداخت کرد که در آن ویرجینیا جیوفره گفت او در ۱۷ سالگی به او تجاوز و سوء استفاده جنسی کرده است. شاید کشفیات اظهارنامه در دفاع او در نهایت مفید باشد، اما آن چشماندازها دوباره ماهها یا بیشتر دور هستند.
دیگران به طور مشابه به دلیل دوستیهای طولانیمدت با اپستین یا سفرهای مشترک یا ترتیبات مالی از هیئتمدیرهها و مشاغل و دانشگاهها اخراج یا حذف میشوند. اگرچه گنجاندن در پروندهها لزوماً به معنای تخلف نیست، صرف ارتباط با اپستین به عنوان دلیل کافی برای قطع روابط دیده میشود.
اما با ترامپ و دوستان جمهوریخواه اینطور نیست. حتی در حالی که کمیته نظارت مجلس نمایندگان از کلینتونها میخواهد این هفته شهادت دهند، تعداد کمی از جمهوریخواهان - و افراد کمتری که در واقع در جنایات جنسی مشخص شدهاند - فراخوانده میشوند. لس وکسنر، میلیاردر مالک ویکتوریا سکرت و دوست نزدیک اپستین، به اعضای دموکرات کمیته گفت که توسط اپستین "فریب خورده" است. اعضای جمهوریخواه از حضور امتناع کردند. به ماکسول اجازه داده شد از سؤالات اجتناب کند زیرا او به دنبال عفو برای شهادت بود. هرگونه فشار بر الکس آکوستا، دادستان فدرال اصلی با معاملهای برای ارائه، به طرز قابل توجهی سبک بود.
پایانی برای شورش بر سر رسوایی دیده نمیشود. ما با آمریکایی گیر افتادهایم که به "نخبگان" حمله میکند که به نوعی از چنگال قانون فرار میکنند تنها برای ادامه محافظت از آنها در میان دوز سالمی از جانبداری سیاسی.


