دونالد ترامپ، حزب جمهوریخواه، ۱۳ میلیاردر در کابینه او، و حدود ۱۵۰ میلیاردری که او را دوباره رئیسجمهور کردند، همگی در کنار الیگارشی قرار دارند. و ما از قبل بیشتر راه را طی کردهایم، به لطف پنج جمهوریخواه فاسد و رشوهخوار در دیوان عالی.
همانطور که رئیسجمهور جیمی کارتر ۱۱ سال پیش به من گفت:
دموکراسی زمانی است که اراده مردم به طور منظم توسط نمایندگان منتخب آنها به سیاست و قانون تبدیل میشود. همانطور که توماس جفرسون در اعلامیه استقلال نوشت:
از سوی دیگر، الیگارشی زمانی است که ثروتمندان افراطی دولت را در مالکیت دارند و سیاست را دیکته میکنند، و «رضایت حکومتشوندگان» لعنتشده باشد. ما از زمان انقلاب ریگان در دهه ۱۹۸۰، زمانی که افراد ثروتمند مالیات پرداخت نکردند، ادغامهای شرکتی منفجر شدند، اتحادیهها مورد حمله قرار گرفتند و دستمزدها راکد شدند، و هزینه مراقبتهای بهداشتی مناسب یا آموزش خوب سنگین شد، به آن سمت پیش رفتهایم.
اما خطر الیگارشی فقط این نیست که افراد ثروتمند ثروتمندتر و بقیه ما فقیرتر میشویم، که مسیر ثابت انقلاب ریگان برای ۴۴ سال بوده است. همانطور که در تاریخ پنهان الیگارشی آمریکا اشاره کردهام، الیگارشی تقریباً همیشه فقط یک سیستم انتقالی است.
این دوام نمیآورد، زیرا طبقه کارگر در نهایت از غارت شدن توسط ثروتمندان افراطی خسته میشوند. که دقیقاً همان چیزی است که در دو دهه گذشته با سیستم سیاسی خود دیدهایم: هر کاندیدایی - بهترین نمونهها باراک اوباما و ترامپ هستند - که «تغییر» را وعده میدهد انتخاب میشود، زیرا مردم از اینکه الیگارشهای ثروتمند افراطی دولت را تصرف کرده و آن را منحصراً به نفع خود تبدیل کردهاند، عصبانی هستند.
در برخی کشورها در طول تاریخ، این خشم به انقلابها و جنگهای داخلی ترجمه میشود. با این حال، اغلب مسیری را دنبال میکند که در حال حاضر در ایالات متحده در پیش است: قطبی شدن شدید، تصرف اخبار و سیستم سیاسی توسط ثروتمندان برای حفظ الیگارشی خود، و میلیونها شهروند ناامید که در خیابانها ظاهر میشوند.
همانطور که جک لندن در پاشنه آهنین گفت، الیگارشها «مالک سنا، کنگره، دادگاهها و قانونگذاریهای ایالتی هستند» و قدرت فرضی طبقه متوسط را به عنوان «پوسته خالی» باقی میگذارند. ثروتمندان و قدرتمندان به فخر میگویند، «ما پاشنه آهنین هستیم، و هیچ کس نمیتواند در برابر ما بایستد»، و اصرار دارند که اخلاق خود عمدتاً از «منافع طبقاتی» و «احساس برتری» کسانی که در بالا هستند سرچشمه میگیرد.
با این حال، در نهایت، حفظ قدرت برای یک دولت الیگارشی سختتر و سختتر میشود زیرا مردم از الیگارشی متنفرند.
چاپلوسان دولتی الیگارشها باید یا با دادن امتیازات واقعی به مردم مانند کاری که FDR انجام داد - دستمزد بهتر به آنها دادن، مالیات گرفتن از ثروتمندان، رایگان یا ارزان کردن مراقبتهای بهداشتی و آموزش، شکستن انحصارها - به سمت دموکراسی بازگردند، یا باید سرکوب کنند و به اعتراضات پایان دهند.
ما میبینیم که در حال حاضر در آمریکا اجرا میشود، زیرا معترضان مورد ضرب و شتم، گاز اشکآور، دستگیری و حتی قتل در مقابل ما قرار میگیرند، و عوامل الیگارشها - ICE در این مورد - هیچ عواقبی را متحمل نمیشوند.
به طور مشابه، ترامپ به تازگی سعی کرد شش عضو کنگره را به خاطر گفتن اینکه افراد نظامی نباید دستورات غیرقانونی را دنبال کنند، که در واقع قانون این سرزمین است، به زندان بیندازد. دان لمون به خاطر جرات انجام کار خود به عنوان خبرنگار در حال محاکمه است. در تماشایی شبیه به روسیه یا بلاروس، اراذل رژیم اکنون با مصونیت مطلق به مردم گاز میزنند، ضرب و شتم میکنند و آنها را میکشند.
این نحوه انتقال هر مستبدی در تاریخ مدرن - از آلمان در دهه ۱۹۳۰ تا روسیه در اوایل دهه ۲۰۰۰ تا آمریکای امروز - از دموکراسی به الیگارشی و در نهایت به استبداد مطلق است.
آلمان آنها را پیراهنهای قهوهای نامید. روسیه آنها را روسگواردیا یا KGB/FSB نامید، و اینجا در آمریکا ما آنها را ICE مینامیم. آنها نیروهای ضربتی هستند، وفادار انحصاراً به رهبر عزیز، که وظیفه آنها سرکوب مخالفت عمومی از طرف الیگارشهایی است که، مانند فریتز تیسن در آلمان دهه ۱۹۳۰، معتقدند تبدیل کشور به دیکتاتوری آنها را حتی ثروتمندتر و قدرتمندتر خواهد کرد.
انتخابات هنوز اتفاق میافتد، پرچمها هنوز به اهتزاز درمیآیند، سیاستمداران هنوز درباره آزادی سخنرانی میکنند. اما قدرت واقعی در بالا متمرکز میشود و، زمانی که مردم شروع به مقاومت جدی میکنند، دولت خشن میشود و از ترور و زندان به عنوان سلاحهای اصلی خود استفاده میکند.
پس از قتلهای دولتی رنه گود و الکس پرتی (بدون هیچ عواقبی) و گاز اشکآور خشونتآمیز، ضرب و شتم و بازداشت هزاران معترض، تظاهرات در مینیاپولیس شروع به کم شدن کرد. افراد کمتر و کمتری مایل به قرار گرفتن در معرض گاز سمی، شکسته شدن استخوانهایشان، پرتاب شدن به بازداشت وحشیانه، یا حتی کشته شدن آشکار هستند. و چه کسی میتواند آنها را سرزنش کند؟
اشتباه نکنید: این جهتی است که ترامپ و حزب جمهوریخواه امروز آمریکا را با سرعت هر چه تمامتر به آن سمت میبرند. ما در حال حاضر افراد بیشتری در اردوگاههای کار اجباری نسبت به هیتلر تا سال ۱۹۳۹ داریم، و الیگارشها از زمانی که ریگان در سال ۱۹۸۱ از آنها دعوت کرد تا قدرت را به دست بگیرند، کشور ما را غارت کرده و طبقه متوسط را له کردهاند.
این نوع زبان تصادفی نیست. این یک کشور را آماده میکند تا برخی از مردم را به عنوان «دیگران» که شایسته حقوق بشر نیستند ببیند، ظلم دولتی را بپذیرد، و یک دولت پلیسی را به عنوان یک «نیروی محافظ» ببیند (Schutzstaffel یا SS هیتلر در انگلیسی «نیروی محافظ» است). این انتقال از الیگارشی به دیکتاتوری آشکار را عادیسازی و تسریع میکند.
و آنها همه چیز را درباره ابزارهای روانشناختی که برای ایجاد این انتقال در اینجا در آمریکا استفاده میکنند میدانند. در طول تاریخ، نژادپرستی و زنستیزی ابزارهای مورد علاقه الیگارش بودهاند. مردم کارگر را بر اساس نژاد، مذهب و جنسیت تقسیم کنید تا هرگز متحد نشوند تا به الیگارشها چالش بزنند.
حتی سیاست خارجی ما از سیاستی که دموکراسیها را در سراسر جهان حمایت و پشتیبانی میکند به حمایت و بزرگداشت رهبران استبدادی در حالی که به متحدان دموکراتیک ما حمله میکند، تبدیل شده است. ترامپ ناتو را تضعیف کرد، با مردان قوی بیرحم مانند پوتین و دیکتاتورهای خاورمیانه نزدیک شد، و با اتحادهای جهانی و تعرفهها مانند باجگیری برای فشار آوردن به کشورهای دیگر برای یارانه دادن به ساخت هتل یا زمین گلف دیگر خانوادهاش رفتار میکند.
و در طول همه اینها، ما شاهد فرسایش مداوم اعتماد به خود انتخابات هستیم، چیزی که توماس پین آن را قلب تپنده دموکراسی نامید. چاپلوسان ترامپ و رسانههای متعلق به میلیاردرهای او ادعاهای «تقلب گسترده رأی» را با واقعاً هیچ شواهد معتبری تبلیغ میکنند. و اکنون آنها از همان مزخرفات برای تقلب در انتخابات پاییز استفاده میکنند.
پس، چه کاری باید انجام دهیم؟ امسال، احزاب ثالث یا رد کردن روز انتخابات را فراموش کنید، و به هر دموکرات در لیست رأی دهید.
همه ما میفهمیم که حزب دموکرات کامل نیست. فروشندگان شرکتی در حزب مانند به اصطلاح «دموکراتهای جدید» و «حلکنندگان مشکل» وجود دارند. چاک شومر و هاکیم جفریز به نظر میرسد فاقد ستون فقرات هستند. مصالحههایی وجود دارد که آمریکاییهایی را که میخواهند اقدام واقعی و بازگشت طبقه متوسط داشته باشند، ناامید میکند.
اما حداقل حزب دموکرات هنوز در داخل سنت دموکراتیک فعالیت میکند. از گسترش حق رأی پشتیبانی میکند، نه محدود کردن آنها. از سازماندهی کارگری پشتیبانی میکند به جای شکستن اتحادیه. برای کاهش نفوذ پول سیاه فشار میآورد به جای آزاد کردن بیشتر آن. برای هوای پاک و متوقف کردن تغییرات آب و هوایی مبارزه میکند. قضاتی را منصوب میکند که به سابقه و حقوق مدنی احترام میگذارند به جای برهم زدن آنها.
وقتی دموکراتها برنده میشوند، فضایی برای مبارزه برای دموکراسی بیشتر وجود دارد. وقتی جمهوریخواهان هماهنگ با ترامپ برنده میشوند، مبارزه به این میشود که آیا دموکراسی اصلاً در آمریکا زنده میماند یا خیر.
در یک سیستم دو حزبی مانند ما، خودداری از رأی دادن به این دلیل که یک نامزد یا حزب به اندازه کافی خالص نیست معمولاً گزینه بهتری ایجاد نمیکند؛ به سادگی جناحی را که آشکارا با تاکتیکهای استبدادی و اقتصاد الیگارشی راحت است، تقویت میکند.
اگر میخواهیم کشوری داشته باشیم که در آن مردم کارگر صدای واقعی داشته باشند، جایی که آرا شمارش و احترام شود، جایی که تنوع به عنوان قدرت به جای تهدید دیده شود، باید از ائتلاف دموکراتیک ناقصی که داریم دفاع کنیم. و این به معنای رأی دادن به دموکراتها در این پاییز، و حمایت از آنها اکنون، تقریباً بدون استثناء است.
البته، ما میخواهیم ارزشهای بهتر، مراقبتهای بهداشتی جهانی، اقدام جسورانه آب و هوایی، اصلاحات جدی تامین مالی کمپین، دانشگاه رایگان، و مالیات واقعی بر ثروتمندان افراطی را مطالبه کنیم. ما باید سازماندهی کنیم، اعتراض کنیم، و نمایندگان خود را با تماسهای تلفنی منظم و اقدامات دیگر فشار دهیم. این نحوه قویتر شدن دموکراسی است.
اما همچنین باید خطرات را درک کنیم وقتی با دوستان و همسایگان صحبت میکنیم، از نامزدها حمایت میکنیم، و وارد اتاق رأیگیری میشویم.
رأی دادن به جمهوریخواهان MAGA، یا عدم رأی دادن، بیانیهای به نفع عادیسازی نژادپرستی، تقلب در سیستم رأیگیری ما، و تثبیت مداوم ثروت و قدرت بیشتر در دستان میلیاردرها است. رأی دادن به نامزدهای دموکرات، حتی ضعیفها، رأی دادن به زنده نگه داشتن آزمایش دموکراتیک به اندازه کافی طولانی برای بهبود آن است.
این فقط یک چرخه انتخاباتی دیگر نیست، این یک چهارراه است: ما باید دموکراسی را انتخاب کنیم یا به پذیرش الیگارشی تغذیه شده توسط Citizens United ادامه دهیم.
این انتخاب است. تاریخ به یاد خواهد آورد که کدام طرف را انتخاب کردیم، و فرزندان و نوههای ما باید با عواقب آن زندگی کنند.

بازارها
اشتراکگذاری
این مقاله را به اشتراک بگذارید
کپی لینکX (Twitter)LinkedInFacebookایمیل
XRP با شکست در شکستن 1.45 دلار 3٪ کاهش یافت

