در سالهای اخیر، موضوع میراث دیجیتال به طور فزایندهای در محافل آکادمیک و نظارتی مورد بحث قرار گرفته است. در ایالات متحده، اکثر ایالتها قانون تجدیدنظر شده دسترسی امانی یکنواخت به داراییهای دیجیتال (RUFADAA) را اجرا کردهاند. با این وجود، حتی با وجود این قانون، وراثت فرامرزی داراییهای دیجیتال همچنان پیچیده باقی مانده است. بر اساس ارزیابیهای انجمنهای حرفهای برنامهریزی املاک، بخش قابل توجهی از داراییهای دیجیتال متعلق به افراد متوفی به دلیل موانع فنی و رویهای برای وراث قابل دسترسی نیست.
تحقیقات Dmytro Lyushenko با رویکرد خود به میراث دیجیتال نه به عنوان یک مسئله محدود به پلتفرمهای فردی یا شرایط خدمات، بلکه به عنوان یک چالش سیستماتیک برای حقوق خصوصی و حقوق بینالملل خصوصی که نیازمند استانداردهای هماهنگ حقوقی، رویهای و فنی است، متمایز میشود.

شما از اصطلاح «میراث دیجیتال» استفاده میکنید. منظور شما از این مفهوم چیست؟
من از اصطلاح «میراث دیجیتال» برای نشان دادن مجموعهای از داراییهای دیجیتال و دادههایی استفاده میکنم که پس از مرگ یک فرد اهمیت حقوقی خود را حفظ میکنند. این نه تنها شامل ارزهای دیجیتال یا توکنها میشود، بلکه حسابهای آنلاین، پروفایلهای دیجیتال، مکاتبات الکترونیکی، آرشیوهای دیجیتال و سایر اشکال حضور دیجیتال را نیز در بر میگیرد.
درج ویرایشی
مطالعات حقوقی مکرراً اشاره میکنند که اکثر نظامهای حقوقی هنوز فاقد تعریف جامعی از داراییهای دیجیتال به عنوان اموال قابل ارث هستند و مقررات اغلب به شرایط خدمات پلتفرم یا قوانین انطباق پراکنده ارث محدود میشود. رویکرد Lyushenko در این است که میراث دیجیتال را به عنوان یک موضوع مستقل تحلیل حقوقی به جای محصول جانبی دیجیتالیسازی میبیند.
به نظر شما، چرا این حوزه به اندازه کافی تنظیم نشده است؟
مسئله اصلی این است که قانون از نظر تاریخی حول داراییهای ملموس تکامل یافته است. داراییهای دیجیتال بسیار سریعتر از مکانیسمهای مورد نیاز برای مفهومسازی حقوقی آنها ظاهر شدند. در نتیجه، موقعیتهایی ایجاد میشود که در آن یک دارایی ارزش اقتصادی واضحی دارد اما فاقد رژیم ارث به خوبی تعریف شده است.
بافت واقعی
در ایالات متحده، حتی پس از تصویب RUFADAA، دسترسی امانی به داراییهای دیجیتال اغلب توسط سیاستهای پلتفرم محدود میشود، همانطور که در رویه قضایی و بررسیهای تحلیلی در زمینه برنامهریزی املاک مشهود است. Lyushenko این تفاوت بین حقوق قانونی رسمی و دسترسی واقعی را به عنوان یکی از شکافهای کلیدی در مقررات معاصر شناسایی میکند.
مشکل خاصی که شما در تحقیقات خود به آن پرداختید چه بود؟
مسئله اصلی که من بررسی کردم، شکاف بین استحقاق قانونی رسمی و دسترسی واقعی به داراییهای دیجیتال است. در عمل، وراث ممکن است حق قانونی به یک دارایی داشته باشند اما فاقد وسایل فنی یا رویهای برای اعمال آن حق باشند.
بافت مستقل
این شکاف بارها در مطالعات مربوط به اموال بلاتصاحب و حسابهای دیجیتال مستند شده است که اشاره میکند داراییها ممکن است از نظر قانونی وجود داشته باشند در حالی که در عمل به طور مؤثر «گم شده» هستند. نگرانیهای مشابهی در مطالعات میانرشتهای در مورد حاکمیت دیجیتال و جریانهای اطلاعاتی فرامرزی مطرح شده است، از جمله توسط پروفسور Olha Andrieieva، دکتری علوم سیاسی، استاد تمام بخش اطلاعات بینالمللی در موسسه آموزشی و علمی روابط بینالملل، دانشگاه ملی Taras Shevchenko کیف، که بر خطرات ساختاری ناشی از عدم وجود مکانیسمهای حقوقی و نهادی هماهنگ در محیطهای دیجیتال فراملی تأکید کرده است. مشارکت Lyushenko در سیستماتیک کردن این مشکل به طور خاص در ابعاد ارث و فرامرزی است.
در مقاله خود، شما طبقهبندی داراییهای دیجیتال را پیشنهاد میکنید. چرا این کار ضروری است؟
بدون طبقهبندی، حل مسائل اساسی قانون ارث غیرممکن است. من تقسیم عملکردی به داراییهای دیجیتال مالکیتی و غیرمالکیتی را پیشنهاد میکنم تا ارزش اقتصادی را از مسائل حریم خصوصی و دادههای شخصی متمایز کنم.
یادداشت ویرایشی
رویکردهای طبقهبندی عملکردی قابل مقایسه در حقوق تطبیقی مورد بحث قرار میگیرد. با این حال، رویکرد Lyushenko با جهتگیری خود به سمت کاربرد عملی در برنامهریزی املاک و دسترسی امانی، به جای تحلیل صرفاً نظری، متمایز است.
چرا مقررات ملی ناکافی است؟
داراییهای دیجیتال به یک حوزه قضایی واحد محدود نمیشوند. سرورها، پلتفرمها، کاربران و وراث همگی ممکن است در کشورهای مختلف قرار داشته باشند. تحت چنین شرایطی، حتی مدلهای ملی به خوبی طراحی شده با محدودیتهای جدی مواجه میشوند.
واقعیت
سازمانهای بینالمللی و مجامع حقوقی به طور فزایندهای موضوع هماهنگسازی حداقل استانداردها در حوزه داراییهای دیجیتال را مطرح میکنند. تحقیقات Lyushenko در این گفتمان بینالمللی جای میگیرد با ارائه چارچوبی برای هماهنگ کردن رویکردها بدون تضعیف حاکمیت ملی.
منظور شما از یکسانسازی استانداردهای میراث دیجیتال چیست؟
من طرفدار قوانین یکسان برای همه حوزههای قضایی نیستم، بلکه حداقل استانداردهای هماهنگ شده—اصطلاحی، رویهای و فنی—را پیشنهاد میکنم. به عنوان مثال، رویکردهای هماهنگ برای شناسایی داراییهای دیجیتال و شرایطی که تحت آن وراث ممکن است به آنها دسترسی پیدا کنند.
فناوری، به ویژه بلاک چین، چه نقشی میتواند در این مدل ایفا کند؟
من بلاک چین و قراردادهای هوشمند را به عنوان ابزار میبینم نه راهحلهای جهانی. آنها میتوانند برای ثبت داراییها یا اجرای شرایط انتقال از پیش تعریف شده استفاده شوند، اما تنها در چارچوب حقوقی واضح بیان شده.
بافت مستقل
این موضع با مطالعات آکادمیک و نظارتی گستردهتری سازگار است که تأکید میکند راهحلهای فناورانه، در غیاب چارچوب حقوقی منسجم، نمیتوانند به طور مؤثر مسائل ارث داراییهای دیجیتال را برطرف کنند. مشاهدات مشابهی در تحقیقات میانرشتهای در مورد مقررات و حاکمیت بیان شده است، از جمله توسط Tetiana Komarova، دکتری علوم سیاسی، استاد بخش علوم سیاسی در موسسه آموزشی و علمی فلسفه، مطالعات فرهنگی و علوم سیاسی، دانشگاه ملی V. N. Karazin خارکف، که بر اولویت طراحی حقوقی و نهادی در حاکمیت فناوریهای دیجیتال تأکید میکند.
در سال 2025، شما همچنین مستقیماً به ناظر ایالات متحده با پیشنهاداتی در مورد داراییهای دیجیتال خطاب کردید. این در مورد چه بود؟
من نظرات کتبی به گروه ویژه کریپتو کمیسیون بورس و اوراق بهادار ایالات متحده (SEC) ارائه دادم و عدم وجود استانداردهای نظارتی پایه در مورد میراث دیجیتال و نگهداری داراییهای دیجیتال را برجسته کردم. در آن سند، من خطراتی را که زمانی ایجاد میشود که ارث و دسترسی به داراییهای دیجیتال منحصراً به شرایط قراردادی پلتفرم بدون حداقل الزامات نظارتی واگذار شود، تشریح کردم.
به طور خاص، من بر نیاز به معیارهایی در مورد رویههای تأیید حقوق وراث، استانداردهای دسترسی کنترل شده و رویکردهای مدیریت داراییهای دیجیتال در موارد مرگ یا از دست دادن ظرفیت مالک آنها تأکید کردم.
تحلیل ویرایشی
ارائه نظرات کتبی به SEC به عنوان بخشی از کار گروه ویژه کریپتو، مشارکت در فرآیند نظارتی عمومی ایالات متحده را تشکیل میدهد. ویژگی ابتکار Dmytro Lyushenko در قاببندی میراث دیجیتال به عنوان یک خطر نظارتی سیستماتیک برای بازار داراییهای دیجیتال است که مستقیماً برنامهریزی املاک، دسترسی امانی و مقررات نگهداری را به حمایت از سرمایهگذار و اطمینان حقوقی مرتبط میکند.
این ابتکار نظارتی چگونه به تحقیقات آکادمیک شما مرتبط است؟
برای من، این یک ادامه منطقی از کار علمی من است. در مقالات آکادمیک خود، من شکافهای ساختاری در مقررات حقوقی میراث دیجیتال را تحلیل میکنم و تعامل با ناظر راهی برای ترجمه این یافتهها به قلمرو سیاست عملی و گفتگوی نظارتی است.
بافت مستقل
در عمل نظارتی ایالات متحده، نظرات کتبی به عنوان یکی از مکانیسمهای شکلدهی قوانین آینده در نظر گرفته میشوند. مشارکت Lyushenko در این فرآیند، تعامل او را در گفتمان نظارتی سطح فدرال نشان میدهد، نه علاقه صرفاً آکادمیک به موضوع.
تحقیقات شما چه اهمیت عملی میتواند داشته باشد؟
من آن را به عنوان یک پایه تحلیلی برای بحثهای سیاسی، تحقیقات آکادمیک بیشتر و توسعه مدلهای هنجاری میبینم. همچنین ممکن است در برنامههای آموزشی برای متخصصان در برنامهریزی املاک، داراییهای دیجیتال و حقوق بینالملل خصوصی استفاده شود.
نتیجهگیریهای شما چگونه با بافت ایالات متحده مرتبط است؟
در ایالات متحده، مسائل میراث دیجیتال معمولاً از طریق برنامهریزی املاک و دسترسی امانی در نظر گرفته میشود. تحقیقات من امکان شناسایی جایی که این مکانیسمها به طور مؤثر عمل میکنند و جایی که در موقعیتهای فرامرزی کارایی خود را از دست میدهند را فراهم میکند.
کدام جهتها را برای تحقیقات بیشتر امیدوارکنندهترین میدانید؟
من توسعه حداقل استانداردهای جهانی برای میراث دیجیتال را امیدوارکنندهترین جهت میدانم—استانداردهایی که میتوانند در نظامهای حقوقی ملی بدون به خطر انداختن خودمختاری آنها ادغام شوند، در حالی که تعادل بین حقوق ارث و حریم خصوصی پس از مرگ حفظ شود.








