دونالد ترامپ قانون شورش را فراموش نکرده است، و شما هم نباید فراموش کنید. در مواجهه با سقوط آمار نظرسنجیها و اعتراض عمومی بر سر مرگ رنه نیکول گود و الکس پرتی، ترامپ ممکن است به نظر برسد که از تهدیدهای خود برای استقرار نظامی در مینیاپولیس و سایر شهرهای ایالتهای آبی عقبنشینی میکند، اما هر عقبنشینی احتمالاً موقتی و تاکتیکی خواهد بود تا تغییر سیاست.
در طول دوران حرفهای خود، ترامپ توسط «درسهایی» که به عنوان یک دلال جوان املاک از مربی و حلکننده مشکلات منفور خود روی کوهن آموخته بود، هدایت شده است: هرگز عقبنشینی نکن، عذرخواهی نکن یا اشتباه را نپذیر، و همیشه در حالت تهاجمی بمان. مطابق با آموزههای کوهن، ترامپ تهدیدهایی برای استناد به قانون شورش داشته که به ژوئن ۲۰۲۰ برمیگردد، زمانی که او قول داد از آن برای سرکوب تظاهرات گسترده مرتبط با قتل جورج فلوید استفاده کند. گزارش شده است که او در آن زمان توسط ژنرال مارک میلی، رئیس سابق ستاد مشترک ارتش، و سایر «بزرگسالان» در دولت اول خود محدود شد.
این بار، هیچ بزرگسالی در ساختمان نیست.
از زمان بازپسگیری کاخ سفید، ترامپ بر این تهدید دو چندان تأکید کرده است. در اولین روز دوره دوم خود، او یک اعلامیه ریاستجمهوری صادر کرد که وضعیت اضطراری در مرز جنوبی را اعلام میکرد و وزیر دفاع پیت هگست و رئیس امنیت داخلی کریستی نوئم را مأمور توسعه طرحهایی از جمله استفاده از قانون شورش کرد تا با «تهاجم» فانتزی آشنا از «کارتلها، باندهای جنایتکار، تروریستهای شناختهشده، قاچاقچیان انسان، قاچاقچیان، و مردان سنین نظامی بررسینشده از دشمنان خارجی» مقابله کند. این اعلامیه پایهگذار برنامه اخراج انبوه ترامپ و دادن بزرگترین بودجهها به اداره مهاجرت و گمرک ایالات متحده و گشت مرزی در بین تمام آژانسهای پلیس کشور بود.
استناد به قانون شورش بزرگترین شرطبندی خواهد بود، که احتمالاً منجر به یک رویارویی تاریخی در دیوان عالی میشود.
ترامپ دوباره در ژوئن گذشته تهدید به استناد به قانون شورش کرد، در واکنش به اعتراضات در لسآنجلس، و سپس دوباره در اکتبر بر سر تظاهرات در شیکاگو. اگرچه او در هر دو مورد کوتاه آمد، اما او لفاظی را در واکنش به جنبش مقاومت رو به رشد در مینیاپولیس به اوج جدیدی رسانده است. با رفتن به Truth Social در ۱۵ ژانویه، او هشدار داد:
علیرغم حذف «فرمانده در کل» گشت مرزی گرگ بوینو از مینیاپولیس در ۲۶ ژانویه در حرکتی که برخی ناظران آن را به عنوان اقدامی متواضعانه برای آشتی دیدند، تهدیدها تشدید شده است.
در ۲۷ ژانویه، ترامپ نامهای از کاکوس آزادی مجلس نمایندگان دریافت کرد که از او میخواست از «تمام ابزارهای لازم»، از جمله قانون شورش، «برای حفظ نظم در مواجهه با موانع غیرقانونی و تجمعاتی که از اجرای قوانین ایالات متحده جلوگیری میکنند» استفاده کند. با تقویت این حمایت، ترامپ سه روز بعد به Truth Social بازگشت تا پرتی را به عنوان «آشوبگر و، شاید، شورشگر» محکوم کند. و در یک نوشته دیگر در Truth Social در ۳۱ ژانویه، او متعهد شد «محافظت کند، و بسیار قدرتمند، از هر و تمام ساختمانهای فدرال که توسط این دیوانگان با دستمزد بالا، آشوبگران و شورشگران مورد حمله قرار میگیرند.» در اشارهای پنهان به پرتی، او اضافه کرد که هر کسی که «مشت زدن یا لگد زدن به چراغهای جلوی ماشینهای ما» یا پرتاب آجر یا سنگ «به وسایل نقلیه ما، یا به جنگجویان میهنپرست ما [...] دچار عواقب مساوی یا بیشتر خواهد شد.»
اینکه آیا ترامپ در نهایت ماشه قانون شورش را میکشد ممکن است بستگی به چگونگی اعمال درس دیگری از روی کوهن داشته باشد: استفاده از سیستم قانونی برای سرکوب منتقدان و مخالفان. علاقه ترامپ به دعاوی حقوقی افسانهای است. او در بیش از ۴۰۰۰ دعوای حقوقی شرکت داشته است، از جمله چندین اقدام تهمت علیه رسانههای اصلی مانند نیویورک تایمز، ABC و CBS. در دوره دوم خود، او وزارت دادگستری را به دفتر حقوقی شخصی خود تبدیل کرده، با احکام اجرایی بر شرکتهای حقوقی لیبرال و دانشگاههای نخبه تحریم وضع کرده، و تعقیب قضایی علیه مدیر سابق FBI جیمز کومی، دادستان کل نیویورک لتیتیا جیمز، روزنامهنگاران دان لمون و جورجیا فورت، و دهها معترض ضد-ICE در سراسر کشور راهاندازی کرده است. حتی زمانی که شرطبندیها شکست میخورند، همانطور که با کومی و جیمز اتفاق افتاده، آنها پیام وحشتناکی را ارسال میکنند که هیچکس که مقاومت کند یا رئیسجمهور را آزار دهد در امان نیست.
استناد به قانون شورش بزرگترین شرطبندی خواهد بود، که احتمالاً منجر به یک رویارویی تاریخی در دیوان عالی میشود. ترامپ از موفقیت فوقالعادهای در پروندههای دیوان عالی خود برخوردار بوده است، و با سه نامزد خود در این مجموعه، او دلیلی برای خوشبین بودن در مورد هر رویارویی نهایی دارد. با این حال، نتیجه چنین حرکتی نامشخص است.
در دسامبر، دادگاه با یک حکم موقت «shadow-docket» (ترامپ علیه ایلینوی) به ترامپ شکست غافلگیرکنندهای وارد کرد که او را از استقرار نیروهای گارد ملی در شیکاگو و اطراف آن منع کرد. این حکم به طور گسترده توسط تفسیرکنندگان حقوقی لیبرال مورد تمجید قرار گرفت، که آن را به عنوان نشانهای امیدوارکننده میدیدند که بالاترین نهاد قضایی کشور مایل است در برابر تصاحب قدرت مداوم ترامپ بایستد، حداقل در مورد استفاده از ارتش برای اهداف اجرای قانون داخلی.
متأسفانه، این تصمیم موقتی بود—همه دستورات موقت هستند—و محدود. این همچنین یک تصمیم تقسیمشده بود، با مخالفت قضات ساموئل آلیتو، کلارنس توماس و نیل گورساچ.
موضوع مورد بحث در این پرونده تفسیر دولت از یک عبارت مبهم در قانونی بود که به رئیسجمهور قدرت میدهد اعضای گارد را فدرال کند اگر او «با نیروهای منظم قادر به اجرای قوانین ایالات متحده نیست». دولت استدلال کرد که این عبارت به ناتوانی نیروهای اجرای قانون غیرنظامی فدرال برای حفظ نظم در طول اعتراضات اشاره دارد. اکثریت در عوض حکم دادند که این عبارت به ارتش منظم اشاره دارد، و از آنجا که ترامپ تلاش نکرده بود ارتش را مستقر کند و نشان دهد که قادر به حفظ نظم نیست، او الزامات قانون را برآورده نکرده است.
همانطور که قاضی برت کاواناو در نظر موافق خود اشاره کرد، این تصمیم چیزی در مورد اختیار رئیسجمهور برای استناد به قانون شورش نگفت. در عوض، کاواناو پیشنهاد کرد، درب را برای ترامپ برای ادامه باز کرد. «یک عواقب ظاهری نظر دادگاه این است که میتواند باعث شود رئیسجمهور از ارتش ایالات متحده بیشتر از گارد ملی برای حفاظت از پرسنل و دارایی فدرال در ایالات متحده استفاده کند»، کاواناو نوشت.
مطمئناً، هر استناد به قانون شورش با چالشهای قانونی در مورد اینکه آیا کشور با یک شورش واقعی روبرو است، و میزانی که ارتش، در صورت فعال شدن، تابع همان محدودیتهای قانون اساسی به عنوان نیروهای اجرای قانون غیرنظامی است، مواجه خواهد شد. چالشها میتوانند در سطح دادگاه منطقهای موفق شوند، اما از آنجا، همه شرطبندیها لغو خواهند شد. پادشاه دیوانه بدون شک از مشاوره مربی سابق خود پیروی میکند، از عقبنشینی امتناع میکند، و از دوستان خود در دیوان عالی میخواهد که مداخله کنند و به حملات او اجازه ادامه دهند.


