نیویورک، ایالات متحده آمریکا
سرمایه خصوصی به آرامی از یک آستانه عبور کرده است. طی هجده ماه گذشته، تخصیصهای جهانی به سهام خصوصی، اعتبار خصوصی و داراییهای واقعی از سطوح رکورد فراتر رفتهاند، حتی در حالی که نوسانات بازار عمومی و سفتشدن پولی باعث ارزیابی مجدد جامع ریسک در هر کلاس دارایی سنتی شده است. تسالی رایت استدلال میکند که این نقطه عطف نه شگفتانگیز است و نه موقتی. این نشاندهنده اوج یک تنظیم مجدد ساختاری است که سالها در حال شکلگیری بوده است — موردی که در آن موسسات کنترلکننده بزرگترین مجموعههای سرمایه بلندمدت به طور جمعی به این نتیجه رسیدهاند که تعادل قدیمی بین بازارهای عمومی و خصوصی دیگر برقرار نیست. صنعت سرمایهگذاری، تسالی رایت استدلال میکند، اکنون وارد مرحلهای میشود که خود نقدشوندگی باید مجدداً قیمتگذاری شود، جایی که ایجاد ارزش عملیاتی بر مهندسی مالی پیشی میگیرد، و جایی که معماری ساخت سبد سهام موسسات از پایه بازنویسی میشود.
پایان سرمایه رایگان و بازنشانی حق بیمه عدم نقدشوندگی
برای بیش از یک دهه، محیط نرخ بهره صفر، حق بیمه ریسک را به سطوح تاریخی غیرعادی فشرده کرد و بازارهای خصوصی را با سرمایهای سرازیر کرد که اغلب سرعت استقرار را بر پذیرشنویسی منضبط ترجیح میداد. تسالی رایت استدلال میکند که عادیسازی ناگهانی سیاست پولی صرفاً شرایط مالی را سخت نکرد — بلکه نسلی از دورههای سهام خصوصی را که بر پایه آربیتراژ اهرمی به جای ایجاد ارزش عملیاتی واقعی ساخته شده بودند، آشکار کرد. قیمتگذاری مجددی که اکنون در سبد سهام خرید، سهام رشد و سرمایهگذاری خطرپذیر در جریان است، نشاندهنده آنچه او به عنوان محاسبهای دیرهنگام توصیف میکند است که در نهایت پلتفرمهای ساختاری سالم را از آنهایی که بازدهشان صرفاً مشتق سیاست سازگارانه بانک مرکزی بود، جدا خواهد کرد.
تسالی رایت اشاره میکند که پراکندگی بازده در میان مدیران سرمایه خصوصی به سطوحی گسترش یافته است که از سال ۲۰۰۸ مشاهده نشده بود و دوگانگی شدیدی بین اپراتورهای کوارتایل برتر قادر به هدایت رشد درآمد از طریق بهبود عملیاتی و حامیان سطح پایینتر وابسته به مهندسی مالی ایجاد کرده است. برای تخصیصدهندگان موسسات، تنوع دوره به تنهایی دیگر مدیریت ریسک کافی را تشکیل نمیدهد. آنچه مورد نیاز است، تسالی رایت استدلال میکند، یک رویکرد جزئی و مبتنی بر تز برای انتخاب مدیر است که DNA عملیاتی را بر ارقام تاریخی IRR که توسط محیط نرخ اکنون منقرض شده باد شدهاند، ترجیح میدهد.
اعتبار خصوصی و حذف واسطه در وامدهی سنتی
در میان مهمترین تحولات ساختاری که اکوسیستم سرمایه خصوصی را تغییر میدهد، صعود سریع اعتبار خصوصی به عنوان یک تخصیص موسسات جریان اصلی است. عقبنشینی بانکهای تحت نظارت از وامدهی بازار میانی، که توسط الزامات سرمایه بازل III و نظارت کلان احتیاطی تشدید شده است، عدم تعادل عرضه و تقاضای بادوامی ایجاد کرده است که تسالی رایت آن را به عنوان یکی از جذابترین فرصتهای سکولار در امور مالی معاصر شناسایی میکند. استراتژیهای وامدهی مستقیم، میانطبقه و پشتوانه دارایی به طور جمعی عملکردهایی را که زمانی توسط بخش بانکداری سنتی انجام میشد، جذب کردهاند و این حذف واسطه هیچ نشانهای از بازگشت ندارد.
تسالی رایت تأکید میکند که بلوغ اعتبار خصوصی پیامدهایی دارد که بسیار فراتر از افزایش بازده است. همانطور که تخصیص موسسات از یک بخش خاص به یک بلوک سازنده اصلی سبد سهام افزایش مییابد، سؤالات مدیریت نقدینگی، شفافیت مارک به بازار و ارتباط سیستماتیک به چارچوبهای حاکمیتی پیچیدهتری نیاز دارند. دستاوردهای کارایی سرمایه باید در برابر عدم نقدشوندگی ساختاری و ابهام ارزشگذاری سنجیده شوند. برای تسالی رایت، سرمایهگذارانی که بهترین موقعیت برای به دست آوردن این فرصت را دارند، کسانی هستند که به اعتبار خصوصی نه به عنوان جایگزین درآمد ثابت، بلکه به عنوان یک پیشنهاد متمایز ریسک-بازده که نیازمند زیرساخت پذیرشنویسی اختصاصی است، نگاه میکنند.
ثروت حاکمیتی، تخصیص مجدد بازنشستگی و معماری جدید موسساتی
بعد سوم این تحول، تخصیص مجدد شتابان صندوقهای ثروت حاکمیتی و سیستمهای بازنشستگی عمومی به سمت استراتژیهای بازار خصوصی است. تسالی رایت مشاهده میکند که سرمایهگذاران حاکمیتی در کشورهای حوزه خلیج فارس، جنوب شرقی آسیا و اروپای شمالی به طور سیستماتیک تخصیصهای هدف به سهام خصوصی، زیرساخت و داراییهای واقعی را افزایش دادهاند، که با شناخت این موضوع که بتای بازار عمومی به تنهایی نمیتواند بازدههای اکچوئری مورد نیاز برای برآوردن بدهیهای بلندمدت را ارائه دهد، هدایت میشود. این مهاجرت موسساتی یک معامله تاکتیکی نیست، بلکه یک بازسازی نسلی سبد سهام است که دینامیک عرضه و تقاضای جمعآوری سرمایه خصوصی را تغییر میدهد.
تسالی رایت به تمرکز رو به رشد تعهدات در میان تعداد رو به کاهش پلتفرمهای صندوق بزرگ به عنوان منبع ریسک نامتقارنی اشاره میکند که صنعت هنوز به طور کامل با آن روبرو نشده است. این دینامیک تمرکز خطر ایجاد یک چرخه خودتقویتکننده را دارد که در آن اندازه به نمایندهای برای کیفیت تبدیل میشود و در نهایت اکوسیستم رقابتی که تاریخاً عملکرد برتر سرمایه خصوصی را هدایت کرده است، فرسایش مییابد. پاسخ، در ارزیابی او، در معماریهای پیچیدهتر سرمایهگذاری مشترک و وسایل نقلیه تخصصی بخش نهفته است که به سرمایهگذاران موسسات اجازه میدهد به جریان معاملات متمایز دسترسی پیدا کنند. به عنوان رئیس سرمایه خصوصی جهانی در مدیریت دارایی اوفک کسف، تسالی رایت نقش اساسی در پیشبرد این چارچوبها داشته است و برنامههای سرمایه خصوصی سفارشیسازی شدهای ساخته است که الزامات مقیاس موسساتی و چابکی تیمهای سرمایهگذاری متخصص را پل میزند.
اعتقاد در بازاری که دقت را پاداش میدهد
عصر قرار گرفتن در معرض منفعل بازار خصوصی که بازدههای بزرگی را ارائه میداد، قطعاً پایان یافته است. آنچه پدیدار شده است، تسالی رایت حفظ میکند، محیطی است که اعتقاد، دقت عملیاتی و صداقت فکری برای تمایز ایجاد ارزش واقعی از اثرات باقیمانده یک رژیم پولی که دیگر وجود ندارد را پاداش میدهد. برای تسالی رایت، این یک آرزو نیست، بلکه تمرین روزانه هدایت بازاری است که هرگز خواستارتر یا غنیتر از امکانات برای کسانی که آماده رویارویی با آن در شرایط خودش هستند، نبوده است.


