داستان قیمت بیت کوین اخیراً به گونهای روایت شده است که گویی فقط یک شخصیت اصلی دارد، ETFها.
پول وارد میشود، قیمت بالا میرود، پول خارج میشود، قیمت پایین میآید. این یک روایت واضح است و اشتباه نیست، اما ناقص است، زیرا بیت کوین فقط یک نماد معاملاتی نیست. شبکه سیستم داخلی خود را دارد و برخی از بهترین سرنخها درباره اینکه در چه مرحلهای از چرخه هستیم، به وضوح در داده های درون زنجیره ای قابل مشاهده است.
نمودارهایی که من دنبال میکنم کمی شبیه بررسی نبض زیر تیتر خبرها هستند. استخراج کننده ارز دیجیتالها، دارندگان بلندمدت و توده گسترده کیف پولها مانند ETFها واکنش نشان نمیدهند، آنها بر اساس هوس جهت خود را تغییر نمیدهند، آنها سخت کار میکنند، نگه میدارند، سپس شکست میخورند، سپس بهبود مییابند.
به همین دلیل است که تصمیم گرفتم چند سنجه چرخهای را که در طول سالها مرا صادق نگه داشتهاند بررسی کنم، ذخایر استخراج کننده ارز دیجیتال، NUPL و درصد UTXOهای در سود.
با استخراج کننده ارز دیجیتالها شروع میکنیم، زیرا استخراج کننده ارز دیجیتالها جایی هستند که «اقتصاد واقعی» بیت کوین با دنیای فیات ملاقات میکند. آنها صورتحسابهایی برای پرداخت دارند، دائماً برق را به BTC تبدیل میکنند و وقتی محاسبات دیگر جواب نمیدهد، نمیتوانند در مورد آن فلسفهبافی کنند، آنها میفروشند، تعطیل میکنند، بازسازی میکنند، جابجا میشوند، پوشش میدهند، زنده میمانند.
در این دادهها، ذخایر استخراج کننده ارز دیجیتال به سطوحی سر میخورد که از دوران اولیه ندیدهایم. استخراج کننده ارز دیجیتالها در حال حاضر حدود 1.801 میلیون BTC را نگهداری میکنند.
ذخایر استخراج کننده ارز دیجیتال بیت کوین به طور پیوسته از اوج اولیه چرخه خود کاهش یافته است، حتی در حالی که قیمت در بلندمدت روندی صعودی دارد، که نشاندهنده کاهش ساختاری در عرضه نگهداری شده توسط استخراج کننده ارز دیجیتال است. (منبع: CryptoQuant)
در طول 60 روز گذشته، آنها تقریباً 6,300 BTC از دست دادهاند، یعنی به طور متوسط کمی بیش از 100 BTC در روز. این یک نشت پیوسته است، از آن نوعی که وقتی کسبوکار تحت فشار است و خزانهداری به سرمایه در گردش تبدیل میشود، میبینید.
ذخایر استخراج کننده ارز دیجیتال بیت کوین در طول 1403–1405 به روند نزولی خود ادامه میدهند، حتی در حالی که قیمت رشدهای تند و عقب نشینی بازارهای شدیدی را تجربه میکند، که فشار مداوم ترازنامه در سراسر بخش استخراج ارز دیجیتال را برجسته میکند. (منبع: CryptoQuant)
از نظر دلاری، تصویر دراماتیکتر میشود. ذخایر استخراج کننده ارز دیجیتال به دلار آمریکا حدود 133 میلیارد دلار است که در حدود دو ماه کمی بیش از 20 درصد کاهش یافته است. بخشی از آن مربوط به قیمت است، بخشی از آن مربوط به خروج کوینها از کیف پول استخراج کننده ارز دیجیتال است و ترکیب این دو چیزی است که اهمیت دارد، زیرا حاشیه ایمنی آنها را محدودتر میکند.
اگر BTC در حال سقوط باشد در حالی که ذخایر رو به کاهش است، استخراج کننده ارز دیجیتالها فضای کمتری برای مقابله با نوسانات بازار دارند و بازار یک منبع بالقوه عرضه بیشتر خواهد داشت اگر اوضاع بد شود.
ذخایر استخراج کننده ارز دیجیتال بیت کوین اندازهگیری شده به دلار آمریکا به موازات ضعف قیمتی اخیر به شدت کاهش یافته است و بخش قابل توجهی از بافر ترازنامه بخش را از بین برده است، علیرغم اینکه بر اساس استانداردهای تاریخی همچنان بالا است. (منبع: CryptoQuant)
اینجا جایی است که روایت ETF با روایت درون زنجیره ای برخورد میکند. نوار ETF میتواند خشن باشد و میتواند در کوتاهمدت همه چیز دیگر را تحت تأثیر قرار دهد.
با نگاهی به دادههای جریان سرمایه اخیر، حرکت خالص در طی تقریباً 10 روز معاملاتی اخیر نشان داده شده، حدود منفی 1.7 میلیارد دلار است، که به طور متوسط حدود 170 میلیون دلار در روز است. این عدد اهمیت دارد زیرا به اندازه کافی بزرگ است که بر تقاضای حاشیهای غالب شود و به اندازه کافی سریع است که احساسات را قبل از اینکه اکثر مردم حتی تغییر را ثبت کنند، تغییر دهد.
اما مشکل تنها خیره شدن به جریانها این است که به شما میگوید چه اتفاقی در سطح میافتد، نه آنچه در زیر در حال ساخته شدن است.
اگر بخواهم بفهمم در چه مرحلهای از چرخه هستیم، میخواهم بدانم که آیا بازار در یک رکود عادی است که میتواند بازگردد، یا اینکه به یک بازنشانی عمیقتر نزدیک میشود که نیاز به یک تسویه واقعی دارد.
به همین دلیل است که یک چشم خود را روی NUPL، سود و زیان محقق نشده خالص نگه میدارم. کامل نیست، هیچ چیز کامل نیست، اما کار خوبی در نشان دادن زمانی که بازار به طور کلی روی سود است، روی درد است یا جایی در بین آنها انجام میدهد.
در آخرین دادهها، NUPL هنوز مثبت است، حدود 0.215، که بیت کوین را در منطقه سبز نگه میدارد. در چند ماه گذشته به شدت سقوط کرده است، حدود 0.17 کاهش یافته و آن شیب بخشی است که مرا جذب میکند، زیرا میتوانید احساس کنید که حالت در آن فشردگی در حال تغییر است.
سود و زیان محقق نشده خالص بیت کوین (NUPL) مثبت باقی مانده است اما به شدت فشرده شده است، که نشاندهنده کاهش سودآوری کلی بدون تسلیم کامل به ضررهای خالص است. (منبع: CryptoQuant)
خط قرمز برای من زمانی است که NUPL به زیر صفر برود، و به خصوص اگر به سمت منفی 0.2 حرکت کند.
NUPL آخرین بار در اوایل سال 1402 به زیر صفر سقوط کرد و آخرین باری که زیر منفی 0.2 بود اواخر سال 1401 بود. آن قلمرویی است که تسلیم واقعی در آن زندگی میکند، جایی است که استدلال «تأیید کف خرس» معمولاً قویترین بوده است.
ما در حال حاضر آنجا نیستیم و این مهم است اگر امروز سعی میکنید کف را تعیین کنید. به این معنی نیست که نمیتوانیم نزدیک باشیم، به این معنی است که هنوز نوع تأییدی که معمولاً با یک کف چرخه کلاسیک همراه است را نداریم.
سپس نمودار UTXOهای در سود وجود دارد و این یکی به آرامی جذاب است زیرا نشان میدهد که بازار چگونه در طول زمان بالغ شده است. در کفهای چرخههای قبلی، تقریباً هیچ کس در سود نبود.
در سال 2011 فرورفتگی حدود 8 درصد بود، در سال 2015 حدود 15 درصد، در سال 2018 حدود 49 درصد. سقوط COVID در سال 2020 یک مورد عجیب است که من تمایل دارم آن را به عنوان رویداد خودش در نظر بگیرم.
در سال 1402، فرورفتگی حدود 60 درصد بود. در دادههای فعلی، سال 1405 قبلاً پایینترین حد حدود 58 درصد را ثبت کرده است و آخرین خوانش حدود 71 درصد است.
آن الگو، آن سطوح کف در حال افزایش، یک داستان انسانی را بیان میکند. بیت کوین اعتقاد بلندمدت بیشتری نسبت به گذشته دارد، دارندگان بیشتری با هزینه پایه کم دارد، افراد بیشتری که از چرخههای کافی عبور کردهاند تا بازی را بشناسند و این تغییر میدهد که درد چقدر میتواند عمیق شود قبل از اینکه بازار خریدار پیدا کند.
همچنین تغییر میدهد که چقدر سریع یک کف میتواند شکل بگیرد، زیرا نیازی نیست سود زیادی را از بین ببرید تا یک گروه بزرگ را به ناراحتی برسانید.
اینجا جایی است که سؤال اصلی از آن ناشی میشود و این سؤالی است که فکر میکنم کل این داستان باید حول آن بچرخد.
اگر UTXOهای در سود قبلاً به سطوحی رسیدهاند که شبیه کفهای خرسی قبلی هستند، آیا ما نزدیکتر از آنچه مردم فکر میکنند به کف هستیم، حتی اگر چرخه بر اساس طرح معمول چهار ساله «خیلی زود» باشد.
سهم UTXOهای بیت کوین در سود نزدیک به بالاترین سطوح تاریخی بالا باقی مانده است، که منعکسکننده یک پایگاه دارنده ساختاری قویتر است حتی در حالی که افتهای دورهای لحظات استرس بازار را نشان میدهند. (منبع: CryptoQuant)
اگر تا به حال استخراج کننده ارز دیجیتالها را در طول یک افت واقعی تماشا کردهاید، فضا را میشناسید. کمتر درباره نمودارها است، بیشتر درباره لجستیک است. ماشینها به تز شما اهمیتی نمیدهند، قرارداد برق شما به جدول زمانی شما اهمیتی نمیدهد، پرداختهای بهره به روایتها اهمیتی نمیدهند.
وقتی قیمت سر میخورد و شبکه به حرکت خود ادامه میدهد، استخراج کننده ارز دیجیتالها اولین گروهی هستند که باید تصمیمات سختی بگیرند.
به همین دلیل است که ذخایر استخراج کننده ارز دیجیتال به پایینترین سطوح، حداقل از دیدگاه بلندمدت، از نظر روانشناختی مهم است. این نشانهای است که استخراج کننده ارز دیجیتالها قبلاً برای مدت طولانی در حال کاهش موجودی بودهاند و یادآوری است که این صنعت به چیزی تبدیل شده که مانند یک بخش واقعی با ترازنامههای واقعی رفتار میکند.
اگر پایگاه ذخیره قبلاً رقیق شده باشد و سودآوری به طور مداوم تحت فشار قرار بگیرد، میتوانید لحظاتی داشته باشید که فروش استخراج کننده ارز دیجیتال دیگر اختیاری نیست و اجباری میشود.
نشانههایی نیز در دادههای گستردهتر استخراج ارز دیجیتال وجود دارد که استرس واقعی است.
تنظیمات دشواری بزرگ و افت نرخ هش معمولاً زمانی ظاهر میشوند که اقتصاد تنگ است و زمانی که اختلالات، آب و هوا یا اپراتورهای حاشیهای یک تغییر ناگهانی در ریتم شبکه ایجاد میکنند.
ما به تازگی یکی از بزرگترین تنظیمات دشواری در تاریخ را داشتهایم که به کاهش نرخ هش و اختلالات عملیاتی مرتبط است که با موضوع گستردهتر فشار در حال ساخت در بخش استخراج ارز دیجیتال مطابقت دارد.
به همین دلیل است که من نسبت به رفتار با فروش فعلی به عنوان صرفاً یک داستان ETF محتاط هستم. جریانهای ETF قدرتمند هستند و در حال حاضر در مسیر اشتباهی هستند. اما استخراج کننده ارز دیجیتالها و رفتار دارندگان درون زنجیره ای بخشهایی هستند که تعیین میکنند آیا یک افت همان افت باقی میماند یا به چیزی تبدیل میشود که ردی از خود به جا میگذارد.
همچنین فکر میکنم ارزش دارد که اعداد را در یک چارچوب قرار دهیم، زیرا مقیاس کمک میکند. ذخایر استخراج کننده ارز دیجیتال در طی 60 روز تقریباً 6,300 BTC کاهش یافت. در سطوح تقریبی نقطهای، این صدها میلیون دلار ارزش کوینهای خالصی است که کیف پولهای استخراج کننده ارز دیجیتال را ترک میکنند.
این عظیم به نظر میرسد تا زمانی که آن را با رژیمهای جریان سرمایه ETF مقایسه کنید، جایی که بازار میتواند حرکتهای خالص میلیاردها دلاری را در چند هفته ببیند. نوار ETF میتواند عرضه استخراج کننده ارز دیجیتال را به روشی بلعد که خردهفروشی قبلاً برای انجام آن تلاش میکرد.
نکته جالبتر این است که این نیروها چگونه با هم تعامل دارند.
وقتی جریانهای ETF منفی هستند و قیمت در حال سر خوردن است، استخراج کننده ارز دیجیتالها تحت فشار قرار میگیرند و ذخایر استخراج کننده ارز دیجیتال کاهش مییابد.
این میتواند بازخورد ایجاد کند، زیرا قیمت ضعیفتر حاشیه استخراج ارز دیجیتال را محدود میکند، حاشیههای محدودتر احتمال کاهش خزانهداری را افزایش میدهند و کاهش خزانهداری عرضه را به شرایط قبلاً ضعیف اضافه میکند. این سقوط را تضمین نمیکند اما احتمال آن را افزایش میدهد اگر روند به اندازه کافی ادامه یابد.
اگر همه شاخصها به طور منظم ردیف میشدند، چیز زیادی برای نوشتن وجود نداشت. کل دلیل اهمیت این لحظه این است که سیگنالها به گونهای مخلوط هستند که شما را مجبور به فکر کردن میکنند.
NUPL هنوز مثبت است. این یک محدودیت است. به شما میگوید که بازار وارد نوع دردهای زیرآبی گستردهای که معمولاً عمیقترین کفهای خرسی را تعریف میکند، نشده است.
هنوز میتوانید استدلال کنید که ما در یک بازنشانی هستیم و هنوز میتوانید استدلال کنید که چرخه دست نخورده است، اما شاخص از آستانهای که تاریخاً فریاد میزند «تسلیم تأیید شد» عبور نکرده است.
UTXOهای در سود یک داستان متفاوت یا حداقل یک داستان زمانبندی متفاوت میگویند. ما قبلاً خوانشهایی را دیدهایم که با سطوح فرورفتگی سال 1402 مطابقت دارند. این زود است، اگر چرخه چهار ساله را به معنای واقعی بگیرید.
این نشان میدهد که بازار قبلاً آسیب زیادی را از پیش بارگذاری کرده است و اگر دارندگان کافی قبلاً نزدیک لبه «دیگر احساس ثروتمندی نکردن» باشند، فروش زیادی لازم نیست تا احساسات را به خستگی کامل برساند.
اینجا جایی است که فکر میکنم روزنامهنگاران اغلب عنصر انسانی را از دست میدهند.
یک کف یک کندل واحد نیست. یک فرآیند اجتماعی که در آن آخرین گروه از مردمی که مطمئن بودند درست هستند سرانجام از بررسی قیمت دست میکشند، جایی است که کف واقعی زندگی میکند.
زمانی است که بازار دیگر به روایتها اهمیتی نمیدهد زیرا برای بحث کردن بیش از حد خسته است. شاخصهایی مانند UTXOهای در سود نمایندهای برای آن خستگی هستند و این واقعیت که کف چرخه به چرخه در حال افزایش است اساساً داستانی درباره بازاری است که بافت اسکار ایجاد کرده است.
پس آیا کف میتواند نزدیک باشد؟ بله، میتواند.
اما «میتواند» کار زیادی را انجام میدهد و به همین دلیل است که آستانه NUPL را در ذهن نگه میدارم، زیرا این تفاوت بین یک تسویه تند است که صفحه را بازنشانی میکند و یک آسیاب کندتر که به تنبیه بیصبری ادامه میدهد.
مسیر اول همان چیزی است که اکثر مردم از آن متنفر خواهند بود، یک محدوده ناخوشایند و ناامیدکننده که در آن خروجی های ETF کند میشود، استخراج کننده ارز دیجیتالها با سرعت فعلی ذخایر را خونریزی نمیکنند و NUPL جایی در محدوده 0.15 تا 0.30 ثبات مییابد.
بازار سقوط نمیکند، پاره نمیشود، فقط مردم را فرسوده میکند.
این سناریویی است که چرخه بدون دادن تطهیر پاکی که همه میخواهند، ادامه دارد.
مسیر دوم تسلیم کلاسیک است، خروجی های ETF سنگین باقی میمانند، قیمت به سقوط خود ادامه میدهد، NUPL به زیر صفر میشکند و استخراج کننده ارز دیجیتالها توزیع را تسریع میکنند زیرا اقتصاد آن را تحمیل میکند.
اگر NUPL به سمت منفی 0.2 حرکت کند، با برنامه تاریخی برای تأیید خرس عمیقتر مطابقت خواهد داشت و احتمالاً با نوع نوسانات بازاری که همه را وادار میکند قسم بخورند که برای همیشه با بیت کوین تمام کردهاند، درست قبل از اینکه برگردد، همراه خواهد بود.
مسیر سوم تز کف زودهنگام است، همانی که توسط UTXOهای در سود که به سطوح کف چرخه قبلی زودتر از حد انتظار رسیدند، ضمنی است.
در آن سناریو، ETFها از خروجی به یک توالی از روزهای ورودی تغییر میکنند، NUPL مثبت باقی میماند و دوباره شروع به افزایش میکند و ذخایر استخراج کننده ارز دیجیتال از تخلیه متوقف میشوند. این میگوید که بازار درد خود را سریع گرفت و خریداران را قبل از بازنشانی روانشناختی کامل یافت.
تنش بین این مسیرها جایی است که باید تمرکز کنیم. مردم سعی میکنند قیمت را در زمان واقعی با یک معیار توضیح دهند و زنجیره به شما نشان میدهد که سیستم لایههای بیشتری نسبت به آن دارد.
چیز دیگری که نمیخواهم نادیده بگیرم اقتصاد کلان است، زیرا اقتصاد کلان دلیل وجود روایت ETF در وهله اول است.
وقتی مؤسسات درگیر هستند، ریتم خود را به همراه میآورند و آن ریتم به نرخها، نقدینگی و اشتهای ریسک مرتبط است.
پیشبینیهای فدرال رزرو و انتظارات بازار در مورد سیاست مهم هستند زیرا محیطی را شکل میدهند که در آن تخصیصدهندگان بزرگ تصمیم میگیرند که آیا میخواهند قرار گرفتن در معرض داشته باشند و چقدر و چه زمانی.
به همین دلیل است که فکر میکنم بهترین چارچوب «ETFها در مقابل درون زنجیره ای» نیست. ETFها اکنون بخشی از اکوسیستم هستند و میتوانند در کوتاهمدت سرعت را تعیین کنند.
داده های درون زنجیره ای جایی است که به دنبال سرنخهای چرخه عمیقتر میگردید و جایی است که به دنبال استرسی میگردید که میتواند یک رکود معمول را به یک رویداد ساختاری تبدیل کند.
اگر بخواهم خلاصه کنم که دادهها به من چه میگویند، این است که بازار نزدیکتر به خستگی است تا آنچه به نظر میرسد اگر فقط به جریانها خیره شوید، اما ما هنوز تأیید تسلیم کامل را نداریم.
استخراج کننده ارز دیجیتالها در حال خونریزی ذخایر بودهاند، ارزش دلار آمریکا آن ذخایر به شدت کاهش یافته است، NUPL در حال فشرده شدن است اما همچنان مثبت است و UTXOهای در سود قبلاً با سطوحی که کفهای خرسی قبلی را نشان دادهاند، فلرت میکنند.
این ترکیب این لحظه را ارزش توجه میدهد، زیرا نشان میدهد که نظریه چرخه هنوز میتواند ادامه داشته باشد، در حالی که زمانبندی همچنان میتواند شما را شگفتزده کند.
زنجیره شواهد کافی به ما میدهد تا ایده «کف میتواند نزدیکتر از حد انتظار باشد» را جدی بگیریم و محدودیت کافی برای اجتناب از اعلام پیروزی خیلی زود.
ما باید به بازار از دیدگاه گروههایی که نمیتوانند بازی را متوقف کنند نگاه کنیم، استخراج کننده ارز دیجیتالهایی که ماشینها را به کار میاندازند، دارندگانی که همچنان اعتقاد را در برابر ترس میسنجند و مؤسساتی که سیگنالهای سیاست و مدلهای جریان را دنبال میکنند. همه آنها از جهات مختلف به همان قیمت میکشند.
لحظه بزرگ بعدی زمانی خواهد آمد که فشار درون زنجیره ای یا بشکند یا آزاد شود، نه بعد از یک تیتر در مورد جریانها.
پست کف بازار کریپتو نزدیکتر از آنچه فکر میکنید است زیرا ذخایر استخراج کننده ارز دیجیتال بیت کوین به پایینترین سطوح تاریخی سقوط کرده است ابتدا در CryptoSlate ظاهر شد.


