در تاریخ 1403/11/03، جف پری (معاون اجرایی منطقه آسیا-اقیانوسیه) و هانا زینولدین (مدیر تعامل با اعضا) از انجمن بینالمللی پیشبرد دانشکدههای کسبوکار دانشگاهی (AACSB) از دانشگاه د لا سال (DLSU) بازدید کردند تا درباره آموزش با کیفیت کسبوکار و اعتباربخشی بینالمللی گفتگو کنند.
آنچه توجه من را جلب کرد، اتفاقی بود که بعد از آن افتاد: DLSU میزبان گردهمایی دانشکدههای کسبوکار فیلیپین شد، سپس چندین موسسه شروع به ابراز علاقه به عضویت و اعتباربخشی بینالمللی کردند. نمایندگان AACSB و انجمن اعتباربخشی مدارس، کالجها و دانشگاههای فیلیپین (PAASCU) - نهاد اعتباربخشی فیلیپین - در یک اتاق نشستند و بررسی کردند که چگونه چارچوبهای کیفیت جهانی و محلی میتوانند با هم کار کنند.
چیزی در حال تغییر است. پری به خوبی خلاصه کرد: ممکن است ما در حال ورود به نقطه عطف آموزش با کیفیت کسبوکار باشیم. اما چگونه باید این را در زمینه خود قرار دهیم؟
فیلیپین با فشارهایی روبروست که نادیده گرفتن آنها دشوار است. شکستهای حکومتی و مسائل فساد، تیترهای اصلی اخبار ملی ما را تسخیر کردهاند. سؤالات درباره کیفیت آموزش همچنان پابرجاست. همسایگان منطقهای از نظر اقتصادی در حال پیشی گرفتن هستند و دانشگاههای آنها نیز با آنها پیش میروند.
من گمان میکنم ممکن است در حال نزدیک شدن به نقطه عطف آموزش کسبوکار فیلیپین باشیم. یا شجاعانهتر، ما باید نقطه عطف آموزش با کیفیت کسبوکار را تسهیل کنیم. نه به این دلیل که اعتباربخشی بینالمللی مد روز است، بلکه به این دلیل که هزینههای متوسط بودن، سرطانهای جامعه ما را تحمل یا حتی تسهیل خواهند کرد. وقتی AACSB درباره کیفیت صحبت میکند، از سه کلمه برای چارچوب فلسفه خود استفاده میکند: تعامل، نوآوری و تأثیر. از این میان، تأثیر چیزی است که برای کشوری در بحران بیشترین اهمیت را دارد. و تأثیر، جایی است که دانشکدههای کسبوکار فیلیپین بیشترین فضا برای رشد را دارند.
"تأثیر" در معرض خطر تبدیل شدن به نوعی کلمه است که مهم به نظر میرسد اما معنایی ندارد. هر موسسهای آن را ادعا میکند. تعداد کمی میتوانند به طور عینی آن را نشان دهند.
سؤال واقعی ساده است: آیا دانشکدههای کسبوکار میتوانند نشان دهند که ما چیزی را تغییر دادهایم؟ نه فقط فارغالتحصیل تولید کردهایم، بلکه شکل دادهایم که سازمانها چگونه رفتار میکنند، جوامع چگونه توسعه مییابند و سیاستها چگونه ساخته میشوند. این اندازهگیری دشوارتر از شمارش استنادها یا رتبهبندی مجلات است، که دقیقاً به همین دلیل است که اکثر مدارس به جایگزینهای آسان برای اندازهگیری بسنده میکنند.
دانشکدههای کسبوکار فیلیپین میتوانند تأثیر را متفاوت تعریف کنند. فارغالتحصیلانی که شرکتهایی میسازند که اشتغال باوقار ایجاد میکنند، نه فقط سود استخراج میکنند. تحقیقاتی که تصمیمات دولت محلی یا سیاستهای اقتصادی ملی را مطلع میکند. برنامههایی که شرکتهای کوچک و متوسط را در استانها تقویت میکنند، نه فقط در مترو مانیل. اعضای هیئت علمی که به گفتمان عمومی کمک میکنند، نه فقط برای تصدی منصب منتشر میکنند.
این چیزی است که "کسبوکار به عنوان نیرویی برای خیر" میتواند در عمل به معنای آن باشد: آموزش کسبوکاری که افراد و دانشی تولید میکند که هدفشان مشکلات واقعی فیلیپین است. کشور کمبود چالش ندارد. آنچه فاقد آن است، موسساتی هستند که مایل به جهتگیری خود به سمت حل آنها باشند.
اما در اینجا یک واقعیت سخت دیگر وجود دارد که باید با آن روبرو شویم: آموزش با کیفیت کسبوکار نیازمند اعضای هیئت علمی با کیفیت است. و بهرهوری تحقیقاتی در دانشکدههای کسبوکار فیلیپین از همتایان منطقهای عقب است.
بسیاری از اعضای هیئت علمی در کنفرانسهای محلی منتشر میکنند اما هنوز در نشریات شناخته شده بینالمللی نه. لطفاً من را اشتباه متوجه نشوید - این درباره تکبر نسبت به تحقیقات محلی نیست. این درباره این است که آیا تحقیقات کسبوکار فیلیپین در گفتگوهای جهانی مشارکت میکند. مدارسی که اعتباربخشی بینالمللی میخواهند، به اعضای هیئت علمی نیاز دارند که کارشان با استانداردهای بینالمللی مطابقت داشته باشد.
سؤال دشوارتر ساختاری است: آیا تدریس در دانشکده کسبوکار پایدار و به عنوان یک شغل جذاب است وقتی صنعت چندین برابر حقوق دانشگاهی پرداخت میکند؟ بار تدریس در بسیاری از موسسات فیلیپین زمان کمی برای تحقیق باقی میگذارد. انگیزهها اغلب ساعات کلاس را بیشتر از تحقیقات منتشر شده پاداش میدهند. سیستمهای پشتیبانی برای توسعه اعضای هیئت علمی ناهموار باقی میمانند.
این اتهامی به اساتید فردی نیست. بسیاری تحت شرایطی کار میکنند که تحقیقات پایدار را تقریباً غیرممکن میکند. مسئله این است که آیا موسسات مایل به سرمایهگذاری در شرایطی هستند که تحقیقات نیاز دارند: کاهش بار تدریس برای محققان مولد، بودجه برای مشارکت در کنفرانسها و سیستمهای شناسایی که ارزش مشارکت فکری را در کنار ارزیابیهای تدریس قرار میدهند.
برخی مدارس شروع به اقدام کردهاند. کرسیهای تحقیقاتی، انگیزههای انتشار و زمان محافظتشده برای نوشتن در چند موسسه در حال ظهور هستند. اینکه آیا اینها استثنا باقی بمانند یا استاندارد شوند، مسیر آموزش کسبوکار فیلیپین را تعیین خواهد کرد.
در همین حال، سنگاپور، تایلند، اندونزی و مالزی دانشکدههای کسبوکار با اعتباربخشی AACSB دارند. در گزارش پری، ویتنام در همان سطح فیلیپین است و بدون اشتیاق بیشتر از جانب ما، ویتنام شروع به پیشی گرفتن از ما خواهد کرد. برخی دارای "تاج سهگانه" شناسایی AACSB، سیستم بهبود کیفیت اروپایی و انجمن MBA هستند. تنها حدود 6٪ از دانشکدههای کسبوکار در سطح جهانی به اعتباربخشی AACSB دست مییابند. مدارس فیلیپین نسبت به جاهطلبیهای اقتصادی اعلام شده ما کمتر نمایندگی میشوند.
چه چیزی به همتایان منطقهای اجازه میدهد سریعتر حرکت کنند؟ سرمایهگذاری دولت در آموزش عالی بخشی از آن است. استراتژیهای ملی واضحتر برای توسعه سرمایه انسانی اهمیت دارند. اما شاید این هم یک تصور متفاوت از اینکه دانشکدههای کسبوکار برای چه هستند باشد. اگر یکپارچگی آسهآن معنایی داشته باشد، فارغالتحصیلان فیلیپین مستقیماً با فارغالتحصیلان این موسسات رقابت خواهند کرد. مدارسی که آنها را آماده میکنند باید قابل مقایسه باشند.
گفتگوی AACSB-PAASCU ارزش تماشا را دارد. به جای پذیرش عمدهفروشی چارچوبهای خارجی، آیا مدارس فیلیپین میتوانند رویکردی را توسعه دهند که استانداردهای اعتباربخشی محلی را با انتظارات جهانی پیوند دهد؟ نقطه عطف، اگر بیاید، نیازی به تقلید ندارد. میتواند به معنای تعریف اینکه کیفیت برای شرایط فیلیپین چگونه به نظر میرسد باشد: درگیر با واقعیتهای محلی، نوآورانه در پاسخ به محدودیتهای محلی و تأثیرگذار به روشهایی که در اینجا اهمیت دارند.
دانشکدههای کسبوکاری که این را جدی بگیرند میتوانند نمونههای نهادی از همان چیزی باشند که تدریس میکنند. اگر کسبوکار میتواند نیرویی برای خیر باشد، آموزش کسبوکار نیز میتواند باشد.
علاقه ابراز شده در طول بازدید AACSB اشتهایی برای تغییر را نشان میدهد. اما اشتها تعهد نیست. کنفرانسها اشتیاق تولید میکنند. تلاش پایدار نتایج تولید میکند.
سؤال اکنون این است که آیا این لحظه به یک نقطه عطف واقعی تبدیل میشود یا گردهمایی دیگری که چیزی جز نیات خوب تولید نکرد. بحرانها واقعی هستند. فشار واقعی است. فرصت پاسخ دادن اینجاست.
نقطه عطف آموزش با کیفیت بالا الزام دارد که ما کسبوکارها را به سمت نیروهای تأثیرگذار برای خیر هدایت کنیم. – Rappler.com
پاتریک آدریل اچ. آوره، دکتری (پچ) مدیر بنیانگذار مرکز کسبوکار و جامعه PHINMA-DLSU و استادیار در دپارتمان مدیریت و سازمان، کالج کسبوکار رامون وی. دل روساریو، دانشگاه د لا سال است.


