در حالی که این ستون را مینوشتم، دونالد ترامپ در نشست اقتصادی داووس سخنرانی میکرد. این رویداد به درستی اغلب به دلیل چاپلوسی از نخبگان و شرکتها در حالی که به طور سطحی به نگرانیهای مربوط به محیط زیست، حقوق مدنی و نابرابری اقتصادی سر تکان میدهد، در حالی که میلیاردرها و رهبران جهان با جتهای خصوصی خود پرواز میکنند، مورد تمسخر قرار گرفته است.
اما امسال در مرکز ترس و هرج و مرج بر سر جنگ ترامپ با ناتو و اروپا، درخواست او برای دریافت جایزه صلح نوبل، و تمایل او برای تصرف گرینلند قرار داشت.
ترامپ در سخنرانی پراکنده خود، با دروغ درباره دستاوردهای به اصطلاح خود، به نظر میرسید که استفاده از نیروی نظامی برای تصرف گرینلند را رد کرد (پس از اینکه روزها به طور ضمنی گفته بود که آن را تصرف خواهد کرد، همانطور که او گفت، "به روش سخت" اگر لازم باشد این کار را انجام دهد). اما، ترامپ گفت، او "مذاکرات فوری" برای به دست آوردن گرینلند میخواهد زیرا "بدون دفاع" است. او بارها ادعاهای نادرستی مطرح کرده است که کشتیهای روسی و چینی در اطراف آن در گردش هستند.
آیا این یکی دیگر از TACO های ترامپ بود؟ احتمالاً. اما فکر نکنید که او دوباره جنگ جهانی سوم را تهدید نخواهد کرد، و دوباره جایزه صلح نوبل را در ازای عدم انجام جنگ درخواست نخواهد کرد در حالی که به دنبال تصرف گرینلند است. ما به این اجرای خستهکننده پی بردهایم که در آن ترامپ توجه جهان را مطالبه میکند، رسانهها موافقت میکنند، و روابط بینالمللی آسیب میبیند.
گرینلند، البته، هست، همیشه بوده است، و - مگر اینکه شرایطی تغییر کند - همیشه "دفاع" خواهد شد زیرا بخشی از ناتو است. این به این معنی است که ایالات متحده از آن دفاع میکند، همراه با بقیه اتحاد. بنابراین هر آنچه در چند روز گذشته در مورد این موضوع اتفاق افتاده است، احمقانه محض است، و همه چیز درباره غرور ترامپ و تمایل او به مالکیت زمین است که مطمئنم دوست دارد آن را "ترامپ لند" نامگذاری کند.
اما این همان چیزی است که ما از دیکتاتور تضعیفکنندهای که با کشور خودش در جنگ است، انتظار داریم، هزاران اراذل خشن را برای ایجاد رعب و وحشت در مینیاپولیس میفرستد در حالی که به طور مداوم از پروندههای اپستین فرار میکند.
جهان، از سوی خود، در حال پیش رفتن است. سخنرانی در داووس توسط نخستوزیر کانادا، مارک کارنی، یک ترکیب قدرتمند از این بود. او گفت که یک نظم جهانی جدید وجود دارد، زیرا نه تنها نمیتوان برای پایداری به ایالات متحده اعتماد کرد؛ نمیتوان در هیچ توافقی به آن اعتماد کرد و در هر زمانی با تعرفههای تنبیهی یا تهدیدهای تسلط حمله خواهد کرد.
این نظم جدید برای جهان و به ویژه برای کسانی که متحدان دیرینه ایالات متحده در نظر گرفته میشوند، یک تعدیل دردناک خواهد بود. اما افرادی که بیشترین آسیب را میبینند آمریکاییها خواهند بود، که شاهد پاره کردن توافقات تجاری توسط ترامپ هستند در حالی که بقیه جهان اتحادهای جدیدی میسازند. همان افرادی که به ترامپ رأی دادند، با امید به اینکه او زندگی را مقرون به صرفهتر کند، بدبختتر از همیشه خواهند بود.
همانطور که رایان کوپر در American Prospect گزارش داد، ترامپ، با لغو سرمایهگذاریهای دولت در انرژی سبز در قانون کاهش تورم، با جنگ خود علیه خودروهای الکتریکی، صنعت خودروسازی آمریکا را محکوم به نابودی کرده است:
و این مرا به سخنرانی کارنی باز میگرداند. او از رهبران جهان خواست که به اشتیاق برای یک نظم گذشته که ارائه آن به هر حال کاملاً تخیلی بود، ادامه ندهند:
کارنی از "قدرتهای میانی" جهان خواست که متحد شوند - از نظر اقتصادی، نظامی، و ژئوپلیتیکی - تا به نیرویی تبدیل شوند که بتواند در برابر قدرتهای بزرگ بایستد. این جاهطلبانه است، اما تنها کاری است که میتوانند انجام دهند، او گفت. همانطور که رهبران اتحادیه اروپا توافقات تجاری جدیدی با هند، برزیل، چین و سایر کشورها را توصیف کردند، کارنی نیز توافقات تجاری جدید را تبلیغ کرد:
ایالات متحده در حال کنار کشیدن است در حالی که بسیاری از دوستان رد شده آن اتحادهای جدیدی میسازند. همانطور که کارنی اشاره کرد، این درباره بقا و ناتوانی در اعتماد به ایالات متحده است:
و سپس این خط:
در دولت اول ترامپ این ایده وجود داشت که ترامپ یک انحراف است. امید این بود که او یا کسی مانند او هرگز بازنگردد. ایالات متحده به نظم قرن گذشته بازمیگشت، و حتی با همه نقصهایش - از جمله اینکه ایالات متحده و سایر قدرتهای بزرگ به طور مداوم خود را از قوانین معاف میکنند - همه چیز حل میشد. اما اکنون این درک وجود دارد که تمام شده است. و کارنی آن را به عنوان یک لحظه فرصت و حتی رهایی میبیند.
با این حال، کارنی آن را برای رهبران تجاری و سیاسی جهان توضیح داد و تشویق ایستاده دریافت کرد.
ترامپ امروز در داووس غرولند کرد و دروغ گفت، و هر زمان که صحبت کند به انجام این کار ادامه خواهد داد. اما او خود و ایالات متحده را روز به روز بیربطتر میکند، زیرا بسیاری از جهان چارهای جز پیش رفتن و یافتن امنیت با پیوستن به یکدیگر و دوستان جدید ندارند.
با اجبار به این کار، ترامپ آمریکا را روز به روز ضعیفتر میکند. آیا میتوانیم کشور را بازگردانیم؟ این به انتخابات سال 2026 - و همه ما که سخت کار میکنیم تا از توانمندسازی او توسط حزب جمهوریخواه جلوگیری کنیم - و همچنین به انتخابات سال 2028 بستگی دارد. و، اگرچه شاید بتوان این کار را انجام داد، هر کسی که رئیسجمهور شود، وظیفه عظیمی در به دست آوردن اعتماد جهان دوباره خواهد داشت.

