نویسنده کارمن گوررو نکپیل قرار بود کسی باشد که عبارت "300 سال در صومعه و 50 سال در هالیوود" را به عنوان توصیفی از تاریخ فیلیپین تحت حاکمیت استعماری اسپانیا و آمریکا ابداع کرده است. برای نیمی از آن زمان تحت حاکمیت آمریکاییها، فیلیپین در زیبایی سبک آرت دکو پوشیده شد.
این سبک طراحی در نمایشگاه بینالمللی هنرهای تزئینی و صنایع مدرن در پاریس در سال 1925 آغاز شد (بنابراین به تازگی صدمین سالگرد خود را جشن گرفت). برای یادبود این مناسبت، موزه ملی فیلیپین نمایشگاهی از آرت دکو در فیلیپین را در نوامبر سال گذشته افتتاح کرد که تا 31 می امسال ادامه دارد.
نمایشگاه با عنوان آرت دکو: مدرنیته و طراحی در فیلیپین 1925-1950، نمونههایی از آرت دکو را جمعآوری کرده و بر فراگیری آن تأکید میکند. آسان است که فکر کنیم سبکهای طراحی محبوب آن بر معماری تأثیر گذاشته است (که در عکسها و ماکتهای موجود در نمایشگاه دیده میشود) اما این سبک در لوازمالتحریر، مبلمان، لباس - و حتی در نحوه برخورد ما با مذهب نیز دیده میشود.
به عنوان مثال، نمایشگاه از بازدیدکنندگان با نقشبرجستههایی که از نمای تئاتر کاپیتول، ساخته شده در سال 1935، گرفته شده است، استقبال میکند. یک جدول زمانی نیز ورود آرت دکو به فیلیپین را مشخص میکند. در حالی که از طریق پاریس به بقیه جهان رسید، از طریق استعمارگران ما به طور غیرمستقیم به سواحل ما رسید. در حالی که آرت دکو به عنوان یک سبک، همانطور که ذکر شد، در سال 1925 آغاز شد و تا پایان دهه 1930 توسط سبکهای دیگر پیشی گرفته شد، جدول زمانی در موزه ملی هنرهای زیبا قبل و بعد از دوران اوج آرت دکو گسترش مییابد. در زمان به عقبتر گسترش مییابد تا قوانین و سیاستهای آمریکایی را منعکس کند که امکان ساخت، واردات و تولید در سبکی را که بر پایگاه خانگیاش تسلط داشت، فراهم کرد، در حالی که جدول زمانی بعد از آن گسترش مییابد تا کشوری که با جنگ آسیب دیده بود را منعکس کند که با استخوانهایی که برای آن باقی مانده بود میساخت.
نمایشگاه اولین بیان آرت دکو در فیلیپین را کلیسای مسیح مصلوب در کالج سنت پل در مانیل ذکر میکند که نشانههایی از آرت دکو را در کنار مضامین گوتیک استوایی نشان میدهد. به طور برجسته در نمایشگاه تئاتر متروپولیتن مانیل معرفی شده است که در سال 1931 ساخته شد. امروز به عنوان یکی از بهترین نمونههای معماری آرت دکو در فیلیپین باقی مانده است - سرنوشتی که بسیاری از ساختمانهای ساخته شده در آن دوره به اشتراک نگذاشتند. به عنوان مثال، در حالی که نمایشگاه از ساختمان جای آلای مانیل نیز تجلیل میکند، تا به امروز باقی نمانده است - نه به دلیل جنگ جهانی دوم (نمایشگاه به خسارات زمان جنگ وارد شده به سایر نشانههای آرت دکو مانند تئاتر مذکور، مجموعه ورزشی ریزال، پل کوزون و مرکز خرید کریستال آرکید اشاره میکند)، بلکه به دلیل بوروکراسی و گذشت زمان - ساختمان در سال 2000 توسط شهردار وقت مانیل لیتو آتینزا، علیرغم تلاش شدید برای نجات آن، تخریب شد تا جای خود را به سالن دادگستری جدید مانیل بدهد (که هرگز ساخته نشد).
گالری دیگری که نمایشگاه را در خود جای داده است (که گالریهای VII و X را اشغال میکند) فراتر از معماری میرود و سبک طراحی را در زندگی روزمره نشان میدهد. لباسهای ترنو و فیلیپینیانا الگوهای جسورانه و پرجنبوجوشی را نشان میدهند که آرت دکو را متمایز کردند. لباسها از مجموعه زنان برجسته آن دوره: به لباسهای ترنو پوشیده شده توسط آرورا کوزون، بانوی اول کشور در آن زمان فکر کنید.
ظاهراً همه یک تکه کوچک آرت دکو در خانههای خود دارند: بیش از اقلام مربوط به افراد برجسته آن دوران (میز آرایش متعلق به آرورا آکینو، مادر سیاستمدار و سپس قهرمان بنینیو "نینوی" آکینو جونیور را بررسی کنید)، برخی از اقلام از فیلیپینیهای عادی مانند نویسنده خوزه "بوچ" دالیسای جونیور به عاریت گرفته شده است، به عنوان مثال، او قلمها و لوازمالتحریر نشاندهنده آن دوره را قرض داده است.
یادداشتها در نمایشگاه میگویند: "آرت دکو در چهارراه تاریخی شکوفا شد که فیلیپینیها مشتاق تأیید هویت ملیگرایانه خود بودند در حالی که مدرنیته را در محیط استعماری غربی میپذیرفتند." با جنگ پاک شد، شاهد سبکهای جدید بود: مدرن میانه قرن در اینجا نیز محبوب شد، اما میتوان استدلال کرد که در معماری، بارزترین سبک بعدی در فیلیپین بروتالیسم دوران مارکوس بود. نمایشگاه بنابراین نوعی حسرت پیدا میکند: بیش از نشان دادن اینکه فیلیپین چه بود، تقریباً آهی وجود دارد در فکر کردن به اینکه چه چیز دیگری میتوانست باشد، قبل از اینکه جذابیت آن دوران با جنگ و سپس نسلهای متوالی فساد از بین برود. — جوزف ال. گارسیا

