نویسنده: Nancy، PANews
به عنوان یکی از سودآورترین پروتکلهای امور مالی غیر متمرکز با نام اختصاری دیفای در جهان، "قدرت پولی" Jupiter شکست خورده است. طی سال گذشته، بیش از 70 میلیون دلار پول واقعی برای بازخرید صرف کرده است، اما همچنان نتوانست از سقوط مداوم توکن جلوگیری کند.
در مواجهه با موقعیت ناخوشایند "هرچه بیشتر بازخرید میکنند، قیمت بیشتر کاهش مییابد"، Jupiter اخیراً بازخورد جامعه را جستجو کرده است و تلاش میکند روایت بازخرید را متوقف کند و در عوض الگوی پاداش جدیدی را کشف کند. علاوه بر این، Amir بنیانگذار Helium نیز اظهار داشت که به نظر میرسد بازار به بازخرید توکنها توسط پروژهها از بازار اهمیتی نمیدهد، بنابراین، تحت شرایط فعلی، آنها هدر دادن منابع مالی را برای بازخرید HNT متوقف خواهند کرد.
زمانی که استراتژیهای ساده و خام بازخرید شکست میخورند، راه شکستن نفرین کاهش قیمت ارز دیجیتال کجاست؟
در حالی که کسبوکار آن رونق دارد، قیمت توکن آن در حال سقوط است. این عدم ارتباط Jupiter، پروتکل پیشرو سولانا را آزار میدهد.
به عنوان بزرگترین جمعکننده صرافی غیر متمرکز در اکوسیستم سولانا، Jupiter تسلط قابل توجهی را نشان میدهد. کسبوکار آن از معاملات منفرد به حوزههای اصلی متعدد مانند داده، کیف پول، استیبل کوین، وامدهی و بازارهای پیشبینی گسترش یافته است.
این گسترش جامع منجر به قابلیتهای کسب درآمد بسیار قوی شده است. بر اساس دادههای Cryptodiffer، کل درآمد کارمزد تراکنش Jupiter در سال 2025 به 1.11 میلیارد دلار رسید و در بین تمام پروتکلهای امور مالی غیر متمرکز با نام اختصاری دیفای رتبه دوم را کسب کرد.
با این حال، یک واقعیت تلخ در صنعت این است که قدرت درآمدزایی یک پروتکل برابر با پتانسیل افزایش ارزش توکن نیست و به نظر میرسد بازار توسط داستان سود Jupiter متقاعد نشده است. دادههای CoinGecko نشان میدهد که توکن JUP در سراسر سال 2025 تقریباً 76.7 درصد کاهش تجربه کرد.
برای حمایت از ارزش توکن خود، Jupiter بازخرید در مقیاس بزرگ انجام داد، اما با موفقیت محدود. در تاریخ 1404/10/13، SIONG بنیانگذار مشترک Jupiter علناً در مورد این استراتژی در رسانههای اجتماعی تأمل کرد و نظرات جامعه را در مورد توقف بازخرید JUP جستجو کرد.
SIONG اعتراف کرد که Jupiter سال گذشته بیش از 70 میلیون دلار برای بازخرید صرف کرد، اما قیمت توکن به وضوح تغییر زیادی نکرد. او پیشنهاد داد که این منابع مالی میتوانند برای پاداش دادن به کاربران موجود و جدید برای ترویج رشد استفاده شوند. او پرسید: "آیا باید این کار را انجام دهیم؟"
این سردرگمی منحصر به Jupiter نیست. همزمان، Helium، یک پروژه DePIN در اکوسیستم سولانا، تنظیم استراتژیک مشابهی انجام داد و اعلام کرد که بازار به نظر میرسد نگران بازخرید توکنها توسط تیمهای پروژه نیست، و بنابراین، تحت شرایط فعلی، هدر دادن منابع مالی را برای بازخرید HNT متوقف خواهد کرد. Helium و Mobile تنها در اکتبر گذشته 3.4 میلیون دلار درآمد تولید کردند و ترجیح میدهند از آن پول برای رشد کسبوکار خود استفاده کنند.
بازخریدها یک روایت محبوب در میان بسیاری از پروژههای کریپتو یا رمز از هستند، اما موارد مشابه شکست بازخرید Jupiter رایج است. حتی پروتکلهایی با قابلیتهای کسب درآمد قوی و درآمد واقعی به ندرت از نفرین بازخریدهای ناکارآمد فرار میکنند. صرفاً تکیه بر تزریقهای پولی عظیم برای حمایت از بازار اغلب برای جبران فشار فروش مداوم بازار یا رقیق شدن مستمر عرضه در گردش توکن ناکافی است.
بازار به طور کلی معتقد است که دلیل اصلی شکست بازخریدها، عدم پذیرش فشارهای تورمی عینی است. Crypto KOL Crypto Weituo اشاره میکند که تمام روایتها در مورد حقوق توکن، درآمد یا بازخریدها خودفریبی هستند. تا زمانی که توکنها به طور کامل در گردش نباشند، باز شدن مداوم یک واقعیت عینی اجتنابناپذیر است. "این مانند این است که اگر بازوهای خود را سریعتر از یک پرنده بال بزنید، جاذبه همچنان شما را پایین میکشد. مسئله مبارزه با جاذبه نیست، بلکه چگونگی استفاده از آن است."
تحلیلگر امور مالی غیر متمرکز با نام اختصاری دیفای CM بیشتر اشاره میکند که توقف بازخریدها اساساً معیوب است. اولاً، هدف واقعی بازخریدها کاهش عرضه در گردش است، نه افزایش مصنوعی قیمتها، زیرا قیمت واقعاً توسط عرضه و تقاضای بازار و مبانی پروژه تعیین میشود. بازخریدها به طور کلی برای دارندگان توکن مفید هستند و میتوانند به عنوان یک مدل انقباض دورهای در نظر گرفته شوند، اما آنها افزایش قیمت را تضمین نمیکنند.
به عبارت دیگر، در مواجهه با سهام آزادشده مداوم، صرف نظر از اینکه بازخرید چقدر هوشمندانه طراحی شود، تنها یک حائل در برابر کاهش قیمت است و اثربخشی آن به حمایت بنیادی و سرعت آزادسازی سهام بستگی دارد.
در این راستا، تحلیلگر کریپتو Emperor Osmo، پس از مقایسه توکنهای بازخرید در سال 2025، اشاره کرد که تنها HYPE و SYRUP بازده مثبتی را در طول سال به دست آوردند. این به رشد بنیادی انفجاری آنها نسبت داده شد، با افزایش پنج برابری درآمد Syrup و جریان ورودی بیش از 5.8 میلیارد دلاری در یک روز Hyperliquid و فشار فروش مرحله اولیه. در مقابل، حجم معاملات جمعکننده صرافی غیر متمرکز Jupiter در سال 2025 به میزان 74 درصد کاهش یافت و با بدتر شدن مبانی، بازخریدها به تنهایی نمیتوانستند روند نزولی را معکوس کنند.
محقق کریپتو Route 2 FI یک تفاوت اساسی بین بازخریدهای کریپتو و امور مالی سنتی را از دیدگاه وسیعتری اشاره میکند. در وال استریت، اگر یک شرکت تصمیم به بازخرید سهام بگیرد، به این دلیل است که بنیانگذاران یا هیئت مدیره معتقدند این بهترین استفاده از منابع مالی است، و بازخریدها معمولاً تنها زمانی انجام میشود که قیمت سهام به شدت کمتر از ارزش واقعی باشد. در فضای کریپتو، برعکس است: بازخریدها یک ذهنیت دفاعی هستند، با پروتکلهایی که به طور مداوم توکنها را صرف نظر از سطح قیمت بازخرید میکنند. به نظر او، موفقیت Hyperliquid از دوره اولیه آن با عملاً بدون فشار فروش و یک چرخه ارزش واضح ناشی شد، در حالی که Jupiter در حال حاضر فاقد دلیل قوی برای نگهداری توکنهای خود است. بدون دلیل قوی برای نگهداری، کاربران به طور طبیعی توکنهای خود را به نقدینگی بازخرید خواهند فروخت.
از دیدگاه حباب ارزشگذاری، Jordi Alexander بنیانگذار Selini Capital اشاره میکند که در این چرخه، پروژه ستارهها از جمله HYPE، ENA و JUP اغلب میلیونها توکن را با قیمتهای به طرز مسخرهآمیزی بالا در مراحل اولیه خود آزاد کردند و باعث شدند بسیاری از سرمایهگذاران خرد خرید کنند و در نهایت به دام بیفتند. بنیانگذاران این پروژهها بیش از حد شیفته این ذهنیت خودتقویتکننده بودند و معتقد بودند که این چندگانهها منطقی هستند. پس از ماهها کاهش، برخی شروع به انتقاد از مکانیزم بازخرید به عنوان ناکارآمد کردند، اما این نیز یک قضاوت نادرست است. علاوه بر این، اگر یک پروژه موفق است و درآمد پایدار دارد، هدف توکن چیست اگر بازخرید، سود سهام یا ابزار مالی واضحی وجود نداشته باشد؟ کریپتو امور مالی است، و امور مالی کریپتو است. اگر شما یک پروژه جدی هستید، اشکالی ندارد که کارشناسان مالی داخلی نداشته باشید، اما باید حداقل مشاوران خارجی برتر یا شرکتهای حرفهای را برای کمک استخدام کنید.
"ذات بازخریدها بازگرداندن منابع مالی مازاد به ذینفعان است"، monetsupply.eth، رئیس استراتژی Spark گفت. او سوال کرد که آیا توقف بازخریدها واقعاً عملکرد توکن را بهبود میبخشد یا فقط احساسات را بدتر میکند. مهمتر از همه، آیا بازار واقعاً باور میکند که تیم پول را در رشد "سرمایهگذاری مجدد" خواهد کرد؟ به نظر او، استدلال برای توقف بازخریدها بیشتر شبیه یک بهانه برای بنیانگذارانی است که پیش از این از توکن سود خوبی به دست آوردهاند و نمیخواهند یک دسته هزینههای عملیاتی غیرضروری متحمل شوند.
در مواجهه با شکستهای مکرر استراتژیهای بازخرید، بسیاری از متخصصان کریپتو راهحلهای بهبودیافتهای را بر اساس اقتصاد توکنی ارائه کردهاند.
Crypto KOL fabiano.sol اظهار داشت که بازخریدها و سوزاندنها همچنان یکی از بهترین مکانیسمهای انقباضی باقی میمانند، اما آنها به زمان نیاز دارند. در حال حاضر، توکن به کسبوکار شرکت متصل نیست؛ فرآیند صحیح باید این باشد که ابتدا به مردم دلیلی برای نگهداری آن بدهید قبل از بحث در مورد بازخریدها. Jupiter در حال حاضر 50 میلیون JUP (تقریباً 10 میلیون دلار) را به صورت فصلی به عنوان پاداش استیکینگ توزیع میکند و بیشتر مردم توکنهای خود را میفروشند. او پیشنهاد میکند که Jupiter میتواند از 50 درصد درآمد خود برای بازخرید JUP استفاده کند و آن را در Litterbox قرار دهد و 10 میلیون تا 20 میلیون دلار ارزش JUP را به صورت فصلی بازخرید کند. یک راهحل بالقوه دیگر استفاده از این منابع مالی بازخرید 10 میلیون دلاری برای پاداشهای استیکینگ است که بر اساس قیمت فعلی، میتواند درصد بازده سالانه تقریباً 25 درصدی تولید کند که بسیار جذاب است. در حالی که این یک مکانیزم انقباضی مستقیم نیست، اعتقاد بر این است که از بازخریدهای ساده برای قیمت توکن مفیدتر است.
Toly بنیانگذار سولانا نیز پیشنهاداتی در مورد مشوقهای استیکینگ ارائه داد و استدلال کرد که شکلگیری سرمایه به خودی خود بسیار دشوار است و معمولاً نیاز به بیش از 10 سال در امور مالی سنتی برای تجمع واقعی سرمایه دارد. در مقایسه با بازخریدها، مسیر منطقیتر تکرار این ساختار سرمایه بلند مدت است. در صنعت کریپتو، استیکینگ نزدیکترین مکانیسم به این است. کسانی که مایل به نگهداری بلند مدت هستند، داراییهای کسانی را که نیستند رقیق خواهند کرد. پروتکلها میتوانند سود را به داراییهای پروتکل تبدیل کنند که میتوانند در آینده در توکنها ادعا شوند و به کاربران اجازه میدهند توکنهای خود را برای یک سال قفل کنند و استیکینگ کنند تا پاداشهای توکن کسب کنند. همانطور که ترازنامه پروتکل به طور مداوم گسترش مییابد، کسانی که تصمیم به استیکینگ بلند مدت میگیرند، سهم بیشتری از حقوق صاحبان سهام واقعی به دست خواهند آورد. این حقوق صاحبان سهام مستقیماً به سود آینده پروتکل متصل است و با درآمدهای آینده رشد میکند. این ایده همچنین توسط Kyle Samani بنیانگذار مشترک Multicoin تأیید شد که تأکید کرد تیمهای کریپتو باید مکانیسمهایی طراحی کنند که ارزش مازاد را به دارندگان بلند مدت توزیع کنند.
Jordi Alexander و CM یک طرح بهبود دقیقتر ارائه دادند و هر دو پیشنهاد کردند که پروژهها میتوانند سرعت بازخرید را بر اساس قیمت یا نسبت قیمت به درآمد (نسبت P/E) تنظیم کنند: زمانی که قیمت توکن به طور قابل توجهی کمتر از ارزش واقعی است، بازخرید را افزایش دهید تا عرضه را مصرف کنید؛ زمانی که احساسات بازار بیش از حد گرم است و ارزشگذاریها بالا هستند، به طور فعال بازخریدها را کند کنید یا حتی متوقف کنید. برای پروتکلهای غیرمتمرکز که شفافیت، قابل پیشبینی بودن یا انطباق قانونی را در اولویت قرار میدهند، یک مکانیزم بازخرید برنامهریزیشده میتواند اتخاذ شود و یک محدوده محرک نسبت P/E واضح را بر اساس شرایط خود تنظیم کند. درآمد استفاده نشده برای بازخریدها سپس برای بازخریدها زمانی که قیمتها سقوط میکنند حفظ میشود.
Crypto KOLهای Emperor Osmo و Route 2 FI معتقدند که تیم باید منابع مالی را حفظ کند و آنها را در جذب کاربر، بازاریابی و مشوقها سرمایهگذاری مجدد کند تا چسبندگی ایجاد کند و مزایای رقابتی بلند مدت را از طریق گسترش و خریدهای شرکت ایجاد کند. علاوه بر این، ایجاد یک مزیت رقابتی بلند مدت بسیار استراتژیکتر از جذب منفعل فشار فروش در بازار ثانویه است.
صرف نظر از راهحل انتخابشده، سود پروتکل باید در کانالی سرمایهگذاری شود که به طور مؤثر به رشد پروتکل، کاربران و دارندگان توکن سود برساند، نه اینکه از بهانههای مختلف استفاده کند تا در نهایت اجازه دهد منابع مالی به جیب تیم جریان یابد.

