من شلوار یک افسر سابق آژانس توسعه بینالمللی ایالات متحده (USAID) را میپوشم که اخیراً به فیلیپین منصوب شده بود.
من این شلوارها را در یک گروه چت واتساپ برای خارجیان مثل خودم پیدا کردم. فروشنده گفت که چندین جفت از برند Banana Republic هستند، از ایالات متحده خریداری شدهاند (جایی که من هم اهل آنجا هستم)، و یا نو یا به ندرت استفاده شدهاند.
نکته مهم این بود که سایز من بودند (35 اینچ دور کمر، 36 اینچ طول داخلی)، که پیدا کردن آن در وطن به اندازه کافی سخت است اما در این گوشه از کره زمین عملاً غیرممکن است.
قیمت بسیار مناسب بود - پس از چانهزنی، P400 برای هر جفت.
در ملاقات ما، معلوم شد فروشنده همسر مالک، نایلیا است.
او که دوستداشتنی و برونگرا بود، گفت که او و همسرش رایدر به عنوان افسران USAID به سفارت ایالات متحده در مانیل متصل هستند.
"چه تصادف جالبی"، گفتم. "این سازمان قدیمی من است. من برای USAID کار میکردم."
به او گفتم که در اواخر جنگ سرد، من یک افسر ارتباطات در واشنگتن بودم، و بعداً قراردادی داشتم تا به انجمن کشورهای جنوب شرقی آسیا (ASEAN)، که فیلیپین عضو آن است، در دفتر مرکزی آن در جاکارتا مشاوره بدهم.
هر دو شغل مدتها پیش بود. با این حال، من یک نزدیکی فوری با این زوج احساس کردم، همانطور که یک فارغالتحصیل دانشگاه با دیگران از همان موسسه احساس میکند.
"اما چرا او از شیرین شلوارها خلاص میشود؟" پرسیدم.
من جواب را حتی قبل از اینکه سوال کاملاً از دهانم خارج شود حدس زدم: او به عنوان بخشی از تصمیم رئیسجمهور ترامپ برای لغو آژانس اخراج شده بود.
"او اخراج شده، و من هم اخراج شدهام"، او با استعفایی عاری از ترحم به خود گفت.
و اکنون آنها در حال آماده شدن برای نقل مکان بودند، که به معنای فروش بسیاری از وسایل شخصیشان، از جمله شلوار همسرش بود.
مقصد آنها تگزاس بومی رایدر یا هر جای دیگری در ایالات متحده نخواهد بود. قزاقستان بومی نایلیا خواهد بود. آنجا بود که آنها امیدوار بودند زندگی و شغل خود را دوباره سازمان دهند و یک خانه خوب دیگر برای دختر جوانشان فراهم کنند.
من عمیقاً تحت تأثیر وضعیت آنها قرار گرفتم.
این فقط به این دلیل نبود که ما همسفر بودیم. نه، اگرچه از سال 2018 به راحتی بازنشسته شدهام، من از تجربه شخصی میدانستم که از دست دادن شغل چه حسی دارد - درد، ترس، افسردگی. فراتر از آن، من خوبیهایی که USAID برای فقیرترین مردم دنیا انجام داد و فداکاریهای عظیمی که افرادی مانند نایلیا و رایدر برای پیشبرد منافع بشردوستانه آمریکا انجام میدهند را میدانستم.
در عین حال، من از تصمیم بد ترامپ برای تعطیل کردن آژانس و تسلیم ترسوی کنگره احساس انزجار کردم.
من میدانستم که افرادی که به سخاوت آمریکا وابسته هستند به شدت توسط کوتهبینی ترامپ آسیب میبینند. در واقع، یک مقاله در مجله پزشکی The Lancet تخمین زد که بیش از 14 میلیون نفر میتوانند به طور غیرضروری تا سال 2030 به دلیل این کاهشها بمیرند.
تصویر سخت به دست آمده آمریکا به عنوان یک قدرت نوعدوست در حال آسیب دیدن بود، اعتماد به وعدههای آمریکایی کاهش یافت. زندگیها در حال واژگون شدن بودند - نه کمتر از زندگی افسر USAID که من در شرف بردن شلوار او بودم.
با همدلی و غم، برای شلوارها پرداخت کردم و برای او و خانوادهاش سفری امن و آغاز خوب جدیدی آرزو کردم.
وقتی به خانه رسیدم، آنها را امتحان کردم. به نظر خوب میرسیدند و کاملاً مناسب بودند.
اما احساسات من مختلط بود. من از بدبختی دیگری سود برده بودم.
در عین حال، طنز اتفاقی که افتاده بود آشکار شد: من به خوبی لباس پوشیده بودم چون ترامپ تصمیم گرفته بود با برهنگان بیرحم باشد.
و سپس سوال خداحافظی نایلیا را به یاد آوردم که حتی اکنون مرا آزار میدهد: "آیا دوست دارید کت و شلوارها را ببینید؟" – Rappler.com
تیموتی آ. اولیری یک روزنامهنگار و دیپلمات بازنشسته آمریکایی است که در مانیل زندگی میکند. او از 1987 تا 1990 در واشنگتن و دوباره از 2006 تا 2007 در جاکارتا برای آژانس توسعه بینالمللی ایالات متحده کار کرد.


