طلا برای هزاران سال مورد معامله قرار گرفته است. با این حال، روشها به طور چشمگیری تغییر کردهاند. آنچه زمانی به دست دادن، گاوصندوقهای فیزیکی و تماسهای تلفنی متکی بود، اکنون از طریق پلتفرمهای الکترونیکی، فناوری های دفتر کل توزیع شده و هوش مصنوعی عمل میکند. برای مارکوس بریگز، که دههها در این صنعت سپری کرده است، شاهد این تحول قابل توجه بوده است.
\ 
\
چندی پیش، قیمتهای طلا از طریق فرآیندی تعیین میشد که با استانداردهای امروزی قدیمی به نظر میرسید. تعداد انگشتشماری از بانکها دو بار در روز به یک کنفرانس تلفنی متصل میشدند و از طریق یک سری مذاکرات، به یک قیمت بنچ مارک میرسیدند. این سیستم که به عنوان London Gold Fix شناخته میشد، نزدیک به یک قرن فعالیت داشت.
در سال 2015، این موضوع تغییر کرد. انجمن بازار شمش لندن یک سیستم مزایده الکترونیکی را برای جایگزینی سیستم مبتنی بر تلفن معرفی کرد. مکانیسم جدید به شرکتکنندگان بیشتری اجازه داد تا بر کشف قیمت تأثیر بگذارند، شفافیت را بهبود بخشید و این فرآیند را وارد عصر دیجیتال کرد. سفارشات اکنون به صورت الکترونیکی ارسال میشوند، به صورت الگوریتمی مطابقت داده میشوند و قیمت حاصل به صورت بلادرنگ منتشر میشود.
این فقط شروع کار بود.
یکی از مهمترین پیشرفتهای فناورانه در معاملات طلا، پذیرش فناوری های دفتر کل توزیع شده بوده است. چالشی که این صنعت با آن روبرو بود ساده بود: چگونه میتوانید تأیید کنید که یک شمش طلا همان چیزی است که ادعا میکند، از یک منبع مسئول آمده است و زنجیره حفاظت آن دست نخورده است؟
پاسخ در قالب پایگاه داده یکپارچگی شمش طلا ارائه شد، یک همکاری بین LBMA و شورای جهانی طلا. این پلتفرم از فناوری های دفتر کل توزیع شده برای ایجاد یک رکورد امن و تغییرناپذیر از شمشهای طلا در حین حرکت در زنجیره تأمین استفاده میکند. پالایشگاهها دادهها شامل مبدأ شمش، اطمینانهای منبعیابی مسئولانه و گواهینامههای انطباق را آپلود میکنند. این اطلاعات پس از واقعه قابل تغییر نیست.
تا اواسط سال 2025، 85٪ از پالایشگاههای تأیید شده LBMA این سیستم را پذیرفته بودند. پیادهسازی کامل تا پایان سال پیشبینی میشود. نتیجه یک اکوسیستم جهانی است که در آن هر شمش طلا را میتوان از معدن تا گاوصندوق ردیابی کرد، خطرات کلاهبرداری را کاهش داد و اعتماد را در سراسر بازار افزایش داد.
برای صنعتی که بر اساس اعتماد ساخته شده است، این نوع شفافیت تحولآفرین است.
شاید قابل مشاهدهترین تلاقی طلا و فناوری، ظهور طلای توکنیزه شده باشد. اینها دارایی های مجازی هستند که معمولاً بر روی پلتفرمهای بلاک چین ساخته میشوند و نشاندهنده مالکیت طلای فیزیکی ذخیره شده در گاوصندوقهای امن هستند.
این مفهوم ساده است. هر توکن با مقدار مشخصی از طلا مطابقت دارد که اغلب یک اونس troy است. دارندگان میتوانند این توکنها را در صرافیهای دیجیتال در تمام طول شبانهروز تجارت کنند، مالکیت را فوراً در سراسر مرزها منتقل کنند و در بسیاری از موارد توکنهای خود را برای فلز فیزیکی بازخرید کنند.
بازار طلای توکنیزه شده به طور قابل توجهی رشد کرده است. تا اواخر سال 2025، ارزش بازار توکنهای پشتیبانی شده با طلا از 3.7 میلیارد دلار فراتر رفت و حجم معاملات روزانه از 1 میلیارد دلار گذشت. محصولاتی مانند Tether Gold و PAX Gold علاقه خردهفروشی و نهادی را جذب کردهاند.
آنچه این پیشرفت را قابل توجه میکند، دسترسی است. سرمایهگذاری سنتی در طلا اغلب نیاز به خرید شمشها یا سکههای فیزیکی، برخورد با ذخیرهسازی و بیمه یا حرکت در پیچیدگیهای بازارهای آتی داشت. توکنیزه شدن بسیاری از این موانع را برطرف میکند. یک سرمایهگذار اکنون میتواند مالک کسری از یک گرم طلا که در گاوصندوق سوئیسی نگهداری میشود، باشد و آن را در چند دقیقه از یک گوشی هوشمند خریداری کند.
برای بازارهای نوظهور که در آن نوسانات ارز نگرانکننده است و اعتماد به بانکداری سنتی محدود است، این نوع دسترسی اهمیت دارد.
هوش مصنوعی راه خود را به تقریباً هر گوشهای از بازارهای مالی پیدا کرده است و طلا هم استثنا نیست.
پلتفرمهای معاملاتی اکنون الگوریتمهای یادگیری ماشینی را برای تحلیل حرکات قیمت، شناسایی الگوها و اجرای سفارشات با سرعتی که هیچ انسانی نمیتواند برابری کند، به کار میگیرند. این سیستمها مقادیر عظیمی از دادهها را از شاخصهای اقتصاد کلان گرفته تا تحلیل احساسات اخبار و رسانههای اجتماعی پردازش میکنند و بینشهایی تولید میکنند که تصمیمات معاملاتی را هدایت میکنند.
مدیریت ریسک نیز بهبود یافته است. ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی میتوانند ناهنجاریها را در دادههای تراکنش علامتگذاری کنند، کلاهبرداری بالقوه را شناسایی کنند و نوسانات بازار را پیشبینی کنند. برای تیمهای انطباق، این به معنای شناسایی سریعتر مسائل و گزارشدهی کارآمدتر است.
برخی از پلتفرمها دستیارهای هوش مصنوعی را ادغام کردهاند که تحلیل بلادرنگ، سطوح حمایت و مقاومت و پیشنهادات استراتژی خودکار را ارائه میدهند. در حالی که این ابزارها جایگزین قضاوت انسانی نمیشوند، آنها را تقویت میکنند و به معاملهگران اجازه میدهند اطلاعات بیشتری را پردازش کنند و سریعتر به شرایط در حال تغییر پاسخ دهند.
علیرغم تمام این پیشرفتهای فناورانه، طلا اساساً یک دارایی فیزیکی باقی میماند. خود فلز تغییر نکرده است. آنچه تغییر کرده این است که چگونه آن را ردیابی، تجارت و مالکیت آن را منتقل میکنیم.
این یک پویایی جالب ایجاد میکند. زیرساخت دیجیتالی که در اطراف طلا ساخته میشود، گاوصندوقها و پالایشگاهها و شبکههای لجستیکی را که همیشه بازار را پشتیبانی کردهاند، جایگزین نمیکند. در عوض، روی آنها لایهگذاری میشود و کارایی و شفافیت را اضافه میکند بدون اینکه پایه فیزیکی را حذف کند.
در مراکز تجاری مانند دبی، جایی که مارکوس بریگز بیشتر دوران حرفهای خود را گذرانده است، این مدل ترکیبی از قبل هنجار است. طلای فیزیکی در مقادیر عظیم از طریق منطقه جریان مییابد، با این حال تراکنشهایی که آن را جابجا میکنند به طور فزایندهای دیجیتال هستند. مبدأ از طریق فناوری های دفتر کل توزیع شده تأیید میشود. قیمتها از معیارهای الکترونیکی ارجاع داده میشوند. تسویه در سراسر شبکههای بلاک چین اتفاق میافتد.
دست دادن هنوز اهمیت دارد. روابط هنوز معاملات را هدایت میکنند. اما زیرساخت پشتیبانیکننده این روابط ارتقا یافته است.
مسیر واضح است. پالایشگاههای بیشتری به پایگاههای داده یکپارچگی خواهند پیوست. سرمایهگذاران بیشتری از طریق محصولات توکنیزه شده به طلا دسترسی خواهند داشت. تصمیمات معاملاتی بیشتر توسط هوش مصنوعی آگاه خواهند شد.
همچنین پیشرفتهایی در افق هستند که میتواند بازار را بیشتر تغییر شکل دهد. ارزهای دیجیتال بانکهای مرکزی ممکن است در نهایت با توکنهای پشتیبانی شده با طلا تعامل داشته باشند و مکانیزمهای تسویه جدیدی ایجاد کنند. قراردادهای هوشمند میتوانند جنبههایی از تأمین مالی تجارت را که در حال حاضر نیاز به مداخله دستی دارند، خودکار کنند. دیدگاه شورای جهانی طلا برای یک واحد طلای استاندارد، یک دارایی طلای دیجیتال عمدهفروشی، میتواند کاربردهای جدیدی برای طلا به عنوان وثیقه و در بازارهای بانکی باز کند.
هیچ یک از اینها یک شبه اتفاق نخواهد افتاد. پذیرش فناوری در بازارهای تثبیت شده تمایل دارد تدریجی باشد تا انقلابی. صنعت طلا، با تأکید بر ثبات و اعتماد، به ویژه در مورد تغییر محتاط است.
اما جهت سفر غیرقابل انکار است. بازار طلا در حال دیجیتالی شدن است و کسانی که هم فلز و هم فناوری را درک میکنند، بهترین موقعیت را برای حرکت در آنچه پیش رو است، خواهند داشت.
برای مارکوس بریگز، پیام واضح است: هم فلز و هم فناوری را درک کنید یا خطر عقب ماندن را بپذیرید.

