آسمان در حال سقوط است. یا حداقل فید LinkedIn من اینطور میگوید.
هر روز پیشگویی جدیدی میآورد. پایان برنامهنویس. منسوخ شدن مدیر محصول. مرگ خلاقیت. به ما گفته میشود که در لبه پرتگاه آیندهای بدون شغل ایستادهایم، جایی که خدای الگوریتمی کدهای ما را مینویسد، رابطهای ما را طراحی میکند و بکلاگهای ما را مدیریت میکند.
من بیست سال را صرف ساخت سیستمها کردهام. فریمورکها را دیدهام که ظهور و سقوط کردهاند. متدولوژیهایی را دیدهام که به عنوان راهحل جادویی وعده داده شده بودند اما به وزنههای سربی تبدیل شدند. و اکنون وحشتی میبینم که کمتر درباره فناوری و بیشتر درباره غرور است.
ترس از اینکه هوش مصنوعی جایگزین شما شود، بر اساس قابلیت مدل نیست. بلکه بر اساس شکنندگی نفس شماست.
اگر کل هویت حرفهای شما در نوشتن کد تکراری یا جابجایی تیکتهای Jira خلاصه میشود، پس بله. باید نگران باشید. اما اگر شما یک سازنده هستید؟ اگر شما یک متفکر هستید؟ این همه چیز را کاملاً تغییر داده است.
روایت "جایگزینی" یک افسانه است. اما ادامه دارد زیرا واقعیتی بسیار ترسناکتر را پنهان میکند. شما توسط یک ربات جایگزین نخواهید شد. شما توسط یک ربات افشا خواهید شد.
اعتقاد رایج دنیای فناوری در حال حاضر یک وحشت دوگانه است.
منادیان عذاب: آنها به ابزارهایی مانند Devin یا GitHub Copilot نگاه میکنند و یک رویداد انقراض میبینند. آنها استدلال میکنند که چون یک LLM میتواند یک کامپوننت React را در چند ثانیه تولید کند، انسانی که قبلاً آن کامپوننت را مینوشت اکنون مواد زائد است.
خودخواهان دفاعی: مهندسانی که تمسخر میکنند. آنها میگویند: "توهم میزند." "نمیتواند زمینه را درک کند." آنها به قلعهای از تکبر عقبنشینی میکنند. آنها معتقدند که "احساس درونی" آنها درباره معماری سیستم یک ویژگی جادویی است که سیلیکون هرگز نمیتواند تکرار کند.
هر دو طرف اشتباه میکنند.
منادیان عذاب نکته مهندسی را از دست میدهند. مهندسی تایپ کردن نیست. تصمیمگیری است. خودخواهان دفاعی نکته پیشرفت را از دست میدهند. آنها به کار کمارزش چنگ میزنند چون باعث میشود احساس هوشمندی کنند.
مطالعات اخیر نشان میدهند وحشت واقعی است. 74٪ از متخصصان فناوری اطلاعات معتقدند هوش مصنوعی مهارتهای آنها را منسوخ خواهد کرد. میتوانید درباره این ترس در 74 Of It Pros See Ai Making Their Skills Obsolete بخوانید.
تحقیقات به طور مداوم نشان میدهند که هوش مصنوعی جایگزین تخصص انسانی نیست بلکه یک ابزار تقویتکننده قدرتمند است. به Ai And Job Displacement Myths Vs Facts مراجعه کنید. دادهها نشان میدهند فناوریهای جدید مشاغل بیشتری نسبت به آنچه جابجا میکنند ایجاد میکنند. اما ماهیت آن مشاغل تغییر میکند.
من هفته گذشته یک AI Agent ساختم. قرار بود یک سرویس قدیمی Python را بازسازی کند. مخزن را به آن دادم. زمینه را به آن دادم. به آن گفتم درست رفتار کند.
کد زیبایی نوشت. راهنماهای نوع ظریف. Docstringهایی که کتابدار را به گریه میانداخت. کامل بود.
و کاملاً اشتباه بود.
وابستگیای را توهم کرده بود که وجود نداشت. تابعی را بهینه کرده بود که هرگز فراخوانی نشده بود. منطق تجاری را اشتباه فهمیده بود چون منطق تجاری غیرمنطقی بود (همانطور که منطق تجاری همیشه است).
اگر من یک توسعهدهنده مبتدی بودم که ارزش خود را با خطوط کد تولید شده تعریف میکردم، آن را ارسال میکردم. سیستم کرش میکرد.
اینجاست که ترکها در اعتقاد رایج ظاهر میشوند.
"عقده خدایی" در مهندسی نرمافزار واقعی است. ما مستعد آن هستیم. به The God Complex Why Software Engineers Are So Prone To Ego مراجعه کنید. ما فکر میکنیم توانایی حفظ کردن سینتکس ما را نابغه میکند.
هوش مصنوعی آن را از بین میبرد. حفظ کردن آرگومانهای دستور kubectl نبوغ نیست. تریویا است. و ربات در تریویا بهتر از شماست.
مفهومی به نام "منسوخ شدن مهارت" وجود دارد. در حال تسریع است. نیمی از تمام مهارتهای فعلی ممکن است ظرف دو سال منسوخ شوند. اما این به معنای منسوخ بودن شغل نیست. به این معنی است که جعبه ابزار در حال تغییر است. به Half Of All Skills Will Be Outdated Within Two Years Study Suggests مراجعه کنید.
واقعیت این است که هوش مصنوعی "خط آب" کیفیت را بالا میبرد.
دریایی از شایستگی را تصور کنید. بالای آب ارزش است. زیر آب کالا است.
برای دههها، ما برای کار زیر خط آب به خوبی پول گرفتهایم. ما شغلهایی را بر پایه نوشتن اپلیکیشنهای CRUD و پیکربندی Webpack ساختهایم. خودمان را متقاعد کردهایم که این کار سخت "حرفه" است.
نیست. لولهکشی است.
هوش مصنوعی اتاق موتور را غرق میکند. آن خط آب را بالا میبرد. همه چیز زیر آن اکنون خودکار شده است.
این منبع وحشت است. افرادی که بلندترین فریاد را میزنند کسانی هستند که درست بالای خط قدیم شنا میکردند.
میتوانید درباره این تغییر در How Ai Changes The Meaning Of Expertise A Deep Dive بخوانید.
وقتی هزینه تولید کد و محتوا به صفر میرسد، حجم منفجر خواهد شد. ما در اپلیکیشنها، مقالات و محصولات تولید شده توسط هوش مصنوعی غرق خواهیم شد. بیشتر آن زباله خواهد بود.
بنابراین، ارزش کیوریشن و تخصص به آسمان میرود.
توانایی حذف کد اکنون ارزشمندتر از توانایی نوشتن آن است.
توانایی گفتن "نه" ارزشمندتر از توانایی تولید "بله" است.
این پارادوکس است. هرچه هوش مصنوعی بیشتر بسازد، قضاوت انسانی بیشتر هزینه دارد.
به The Human Edge In The Age Of Ai Why Expertise Matters More Than Ever مراجعه کنید. تخصص واقعی تنها فیلتری است که در برابر آنتروپی باقی مانده است.
تغییر دیگری در حال وقوع است. مرگ سیلو.
هوش مصنوعی مسابقه امدادی محصول ← طراحی ← مهندسی ← QA ← Ops را منهدم میکند.
یک مهندس منفرد، مسلح به ابزارهای مناسب، اکنون میتواند کار یک تیم کوچک را انجام دهد. یک طراح میتواند کد عملیاتی نمونهسازی کند. یک PM میتواند با استفاده از زبان طبیعی مستقیماً از پایگاه داده پرسوجو کند.
ما به سمت مدل کاری "آژانس مستقل" حرکت میکنیم. تیمهای کوچک چندرشتهای از متخصصان که از هوش مصنوعی برای عملکرد بسیار بالاتر از وزن خود استفاده میکنند. به The Indie Agency Era The Shift Toward Talent First Tech Enabled Creative Work مراجعه کنید.
در این دنیا، "این کار من نیست" یک نامه استعفاست."
به The Importance Of Interdisciplinary Collaboration In Ai Projects مراجعه کنید. پیچیدگی سیستمهای مدرن به این معنی است که ما به دیدگاههای متنوع نیاز داریم.
مدیر محصول مرده نیست. اما "مدیر پروژه" که خود را به عنوان مدیر محصول جا میزند تمام شده است.
PM جدید یک "سازنده" است. آنها فنی هستند. مواد را درک میکنند. قبل از اینکه به مهندسی تحویل دهند از هوش مصنوعی برای کاوش فضای راهحل استفاده میکنند. به How Ai Is Redefining The Product Managers Role مراجعه کنید.
وقتی هزینه ساخت کد به صفر میرسد، هزینه ساخت کد اشتباه به ریسک اصلی تبدیل میشود. کار PM کاهش آن ریسک است.
مهندس نرمافزار مرده نیست. اما "میمون کدنویس" تمام شده است.
مهندس جدید یک "معمار سیستم" است. آنها با کد تولید شده توسط هوش مصنوعی به عنوان یک ماده خام رفتار میکنند. کار آنها پالایش آن است. ایمن کردن آن. یکپارچه کردن آن.
آنها باید از "نویسنده" به "ویراستار" تغییر کنند. این یک انتقال سخت است. ویراستارها باید بهتر از نویسندگانی باشند که ویرایش میکنند.
به The End Of Expertise As We Know It How Ai Will Redefine What Being Skilled Means مراجعه کنید.
اینجاست که جادو اتفاق میافتد. تعامل بین PM و Dev.
در دنیای جدید دستاورد مشترک است. PM یک نمونه اولیه کاری (تولید شده توسط هوش مصنوعی) میآورد. Dev آن را از هم میپاشد. آنها با هم مینشینند. باهم میسازند.
این نیازمند احترام متقابل است. به Leveraging Ai To Improve Business Collaboration And Make Teams Smarter مراجعه کنید.
خط مونتاژ را فراموش کنید. تحویل را فراموش کنید.
آن را به عنوان یک "جلسه جَم" تصور کنید.
در یک گروه جاز همه استاد ساز خود هستند. درامر سعی نمیکند پیانو بزند. پیانیست سعی نمیکند ترومپت بزند.
اما همه به یکدیگر گوش میدهند. واکنش نشان میدهند. بر ایدههای یکدیگر میسازند.
هوش مصنوعی یک ساز جدید است. یک سنتیسایزر است که میتواند مانند هر چیزی به نظر برسد.
PM ملودی را مینوازد. آنها جهت را تعیین میکنند.
مهندس بخش ریتم است. آنها ساختار را ارائه میدهند. اطمینان میدهند که کل چیز از هم نمیپاشد.
اگر PM بلند شود و بگوید "دیگر به درامر نیاز ندارم چون این سنتیسایزر یک حلقه درام دارد" موسیقی میمیرد. مکانیکی میشود. بیروح میشود.
مخاطبان (کاربران) میتوانند تفاوت بین یک حلقه و یک درامر را تشخیص دهند.
ربات برای شغل شما نمیآید. برای حوصله شما میآید.
انقلاب هوش مصنوعی یک آینه است. اگر به آن نگاه کنید و جایگزین ببینید، به این دلیل است که خودتان را قابل جایگزینی کردهاید. به متوسط بودن تن دادهاید.
اما اگر به آن نگاه کنید و یک اهرم ببینید؟ راهی برای ساخت سریعتر، بهتر و بزرگتر؟ پس چیزی برای ترسیدن ندارید.
به مدیران محصول: دیگر سعی نکنید مهندسان خود را اخراج کنید. به آنها نیاز دارید.
به مهندسان: دیگر مدیران محصول خود را نادیده نگیرید. به آنها نیاز دارید.
آینده متعلق به تیمهایی است که میتوانند هوش مصنوعی را بدون از دست دادن انسانیت خود یکپارچه کنند.
متعلق به تیمهایی است که به حرفه احترام میگذارند.
خط آب در حال افزایش است. اگر تنها بایستید غرق خواهید شد. اگر با هم بایستید شناور خواهید ماند.
در اصل در tyingshoelaces.com منتشر شده است
\


