باید خواند
"چه میشد اگر مردم میتوانستند داستان یونس و نهنگ بزرگ را بخوانند و در دوستی آرامش بیابند، به جای ترس از نافرمانی یک خدا؟"
این سؤال در قلب بازآفرینی فیلیپینی خودمنتشرشده گیان اریک آدائو، کارمند دولت، قرار دارد که عنوانی مشابه با اصل دارد، Si Jonas at ang Malaking Isda.
برای نسلها، داستان یونس به عنوان یک داستان هشداردهنده روایت شده است: پیامبری که از خدا نافرمانی میکند، تلاش میکند فرار کند، توسط یک ماهی بزرگ بلعیده میشود، و در نهایت مأموریت خود را در نینوا به انجام میرساند. این داستانی درباره فرمانبرداری تحت اقتدار الهی است.
اما بازآفرینی گیان به آن به عنوان کاوشی در مورد چگونگی شکل دادن تفسیر به اعتقاد نزدیک میشود.
"کتاب مقدس واضح است، و هر فرقه میگوید که میداند کتاب مقدس باید به یک شکل نسبت به شکل دیگر تفسیر شود"، او گفت. با هزاران فرقه که ادعای خواندن صحیح دارند، سؤال اینکه کدام نسخه قطعی است باقی میماند.
بالاخره، کتاب مقدس در ترجمهها، قطعات و تفسیرهایی که در طول قرون جمعآوری شدهاند، وجود دارد. قانونیسازی تعیین کرد که کدام نسخههای خطی گنجانده شوند و کدامها کنار گذاشته شوند. داستان گیان خود را به عنوان روایتی تازه کشفشده معرفی میکند که نوری تازه بر آنچه ممکن است برای پیامبر و موجود بزرگی که برای همیشه به نام او گره خورده است، اتفاق افتاده باشد، میافکند.
'Si Jonas at ang Malaking Isda' اثر گیان اریک ام. آدائو. عکس از طرف نویسنده
"Higit sa isang muling pagsasalaysay, ito ay isang paggunita. Ng pagkamangha. Ng tapang. Ng pananabik na maging bahagi, na may makasama. Ng mga katotohanang lumulutang lamang kapag pinipili nating makinig at tumingin nang mas malapitan."
(بیشتر از یک بازگویی، این روایتی از شگفتی، شجاعت، اشتیاق برای بخشی بودن، برای بودن با کسی است. از حقایقی که فقط زمانی ظاهر میشوند که ما انتخاب میکنیم گوش دهیم و از نزدیکتر نگاه کنیم.)
در نوک انگشتان گیان، داستان یونس کمتر درباره فرار از خدا و بیشتر درباره دویدن به سوی ارتباط میشود.
در روایت کتاب مقدس، به یونس دستور داده میشود که توبه را به نینوا، شهری که به عنوان شریر توصیف شده، موعظه کند. در عوض، او سوار کشتی به ترشیش میشود، با امید فرار. طوفانی دنبال میکند. او به دریا پرتاب میشود. یک ماهی بزرگ او را میبلعد. پس از سه روز، او آزاد میشود، مأموریت خود را انجام میدهد، و با رحمت خدا دست و پنجه نرم میکند.
این روایتی است که عمیقاً در آگاهی مسیحی به عنوان درس اخلاقی درباره فرمانبرداری و شفقت الهی جای گرفته است. نسخه گیان استخوانهای داستان را انکار نمیکند. در عوض، خلاصه او با یک تحریک باز میشود:
"Maaring isa ka sa mga nag-aakalang alam na alam ang kwento ni Jonas at ng malaking isda." نسخه به طور گسترده شناخته شده، پیشنهاد میکند، تنها بر اساس نسخههای خطی موجود در آن زمان است. اکنون، نوشتههای تازه کشفشدهای وجود دارد که دیدگاه تازهای ارائه میدهند.
(شما ممکن است یکی از کسانی باشید که فکر میکنند داستان یونس و نهنگ بزرگ را خیلی خوب میدانند.)
لحن از ترس دور میشود. نینوا دیگر صرفاً شهری نیست که سزاوار تخریب است. "من داستان را بازنویسی کردم که نینوا جایی است که میخواستید به آنجا بروید به جای جایی که میخواستید از آن اجتناب کنید"، گیان گفت. در روایت اصلی، نینوا پایتخت امپراتوری نو-آشوری است. فرهنگ شهر به عنوان شریر و خشن شناخته شده است، بنابراین بخشی از پیشگویی آنها تخریب آن توسط خداست.
منطق پشت نینوا این است که اگر مردم توبه نمیکردند، پس سزاوار کشته شدن بودند. او به آن اعتقاد نداشت. "بنابراین در داستان نوعی تلاش برای بازنویسی چیزها وجود دارد."
نهنگ نیز دیگر صرفاً ابزار مجازات نیست. "ما پیشبینیهایی داریم که ترسناک هستند که نباید ترسناک باشند. و به این دلیل است که ترس ما را از بررسی آن چیزها باز میدارد." گاهی آنچه از آن فرار میکنیم مجازات نیست، بلکه امکان است.
داستان گیان دعوتی میشود برای نزدیکتر نگاه کردن و یافتن حقایقی که فقط زمانی ظاهر میشوند که مایلیم آنچه را فکر میکنیم قبلاً میفهمیم، زیر سؤال ببریم.
داستان نه به عنوان یک پروژه الهیاتی، بلکه به عنوان پاسخی به یک مسابقه نویسندگی 2024 شروع شد. موضوع شامل اثری هنری از یک ماهی دندانتیز با آنتن درخشان، یادآور یک موجود اعماق دریا، و یک سوارکار جوان نشسته بر پشت آن بود.
آن تصویر ایده را جرقه زد. یونس و نهنگ بزرگ — اما با یک پیچ.
آنچه دنبال شد تلاشی برای اختراع کاملاً اساطیر جدید نبود. در واقع، بیشتر عناصر به ظاهر خیالی در بازگویی گیان مستقیماً از کتاب مقدس برداشته شدهاند: دستهای مرموز ظاهر شده بر دیوارها، آبهای جدا شده، حیوانات سخنگو، لباسهای رنگارنگ، رودخانههای قرمز شده. حدود 99٪ از همه رویدادها مراجع کتاب مقدس هستند.
"اگر کسی واکنش نشان دهد مثل — 'آیا این درست است؟ این پوچ است.' من میگویم بله، این هم در کتاب مقدس است."
شخصیتهایی مانند موسی و نوح به عنوان همراهان در دنیای روایی ظاهر میشوند. حضور آنها کمتر به عنوان تقویت آموزهای و بیشتر به عنوان پژواک بینامتنی عمل میکند، که یادآوری میکند که این داستانها همیشه در گفتگو با یکدیگر وجود داشتهاند.
او عمداً یک عنصر را حذف کرد: خدا. برای اینکه بازگویی کمتر درباره فرمان الهی و بیشتر درباره ارتباط انسانی شود، از نظر روایی، خدایی در داستان گیان وجود ندارد. این به این دلیل است که "خدا" که در نسخه اصلی یونس وجود دارد، کسی است که شامل نسلکشی و قتل است، و او نمیخواست آن نوع توجیه برای تحقق اخلاقی.
"من واقعاً قصد داشتم اصلاً خدا را ذکر نکنم و این را درباره خدا نسازم... احساس کردم شاید طرف یاغی من فکر میکرد این داستان بهتری است از آنی که خدا نوشت."
هر بازتفسیری از متن مقدس خطر برچسب کفرگویی خوردن را دارد. تنش بزرگتر در سؤال اقتدار نهفته است: چه کسی کاربرد صحیح کتاب مقدس را تعیین میکند؟ در میان هزاران فرقه، تفسیرها متفاوت است. هر کدام ادعای وفاداری به همان متن را دارند.
اگر تفسیر اجتنابناپذیر است، داستان گیان بخشی از آن فرآیند جاری میشود.
او بازگویی خود را به عنوان جایگزینی برای کتاب مقدس ارائه نمیدهد. در عوض، او آن را به عنوان نوعی بشقاب چشیدنی، یک نقطه ورود ادبی توصیف میکند. اگر خوانندگان به این نسخه جذب شوند، شاید آنها متن اصلی را با کنجکاوی تازه مرور کنند.
و اگر بازتفسیر خوانندگان را به سوی شفقت، به سوی دوستی به جای ترس هدایت کند، آیا این انحراف ذاتاً خطرناک است؟
"اگر بتوانید کتاب مقدس را به سمت آن هدف دوست داشتن مردم یکدیگر تفسیر کنید، شاید این کاربرد بهتری از کتاب مقدس باشد"، گیان گفت.
کتاب مقدس مدتهاست که به عنوان کتاب مقدس خوانده میشود. گیان به آن به عنوان ادبیات نیز نزدیک میشود: مجموعهای از داستانها به اندازه کافی قدرتمند برای تحمل بازسازی تخیلی.
در داخل شکم این بازنویسی، یونس دیگر فقط پیامبری که از خدا فرار میکند نیست. او شخصیتی است که به دنبال همنشینی است، در روایتهای به ارث رسیده پیمایش میکند، و جرأت میکند تصور کند که داستانهای مقدس میتوانند فضایی برای ارتباط فانی داشته باشند.
اینکه آیا کسی آن را بیاحترامی یا ترمیمی میبیند ممکن است به این بستگی داشته باشد که چگونه کتاب مقدس را خود به عنوان آموزه ثابت، یا به عنوان متنی زنده که توسط افرادی که آن را میخوانند شکل میگیرد، درک میکند. – Rappler.com
کلر مسباد کارآموز رپلر است که در دانشگاه De La Salle در رشته AB Communication Arts تحصیل میکند.


