دونالد ترامپ هنگام نامزدی برای انتخاب مجدد وعده داد که از اهداف سیاست خارجی "تغییر رژیم" اجتناب کند، اما به گفته مشاور امنیت ملی سابق او، جان بولتون، او درگیر سیاستی "بسیار بدتر" شده است که "به طور نامنسجم" اجرا شده و خطر "عواقب فاجعهبار" را برای ایالات متحده به همراه دارد.
روز سهشنبه، بولتون انتقاد تندی از دستور کار سیاست خارجی دوره دوم ترامپ برای مجله اتلانتیک منتشر کرد. در آن، او سرخوردگی بسیاری از جمهوریخواهان را در مورد بازگشت رئیسجمهور از وعده انتخاباتیاش برای اجتناب از ابتکارات "تغییر رژیم" و "ملتسازی" بازتاب داد، در حالی که اجرای بیبرنامه طرحهای "دزدی دریایی جهانی" که او به جای آن دنبال کرده است را نیز مورد انتقاد قرار داد.
"اما ترامپ در عوض دزدی دریایی جهانی را انتخاب کرده است: حمله به تروریستهای اسلامی در نیجریه، راهاندازی ضربات سوزنی به حوثیهای یمن، و جستجوی یک معامله تجاری عظیم و گریزان با چین"، بولتون نوشت. "او خود را به عنوان یک نیروی حاکمیتی احتمالی در سرزمینهای متنوعی مانند ونزوئلا، نوار غزه و گرینلند وارد کرده است. او این کار را به طور ناسازگار و نامنسجم، بدون راهنمایی نظریه یا تاریخ، بداههپردازی دلخواه، نقاشی با مهارت فروش املاک از آیندههایی که ارتباط کمی با واقعیت دارند و در صورت شکست او، عواقب بالقوه فاجعهباری را برای آمریکا تهدید میکنند، انجام داده است."
بولتون استدلال کرد که دستور کار سیاست خارجی ترامپ تا کنون "بسیار بدتر" از طرحهای ساده تغییر رژیم بوده است. او توضیح داد که دومی حداقل یک پایه منطقی دارد: "اگر اصلاح رفتار یک رژیم خصمانه غیرممکن است، آن را با یک رژیم دوستانهتر و امیدوارانه، دموکراتیکتر جایگزین کنید. این کار را زمانی انجام دهید که منافع احتمالی بر هزینههای احتمالی بیشتر باشد."
پس از عملیات نظامی برای دستگیری رئیسجمهور ونزوئلا، نیکلاس مادورو، به جای شناسایی ادموندو گونزالس، که دولت قبلی ترامپ رسماً او را به عنوان رئیسجمهور قانونی کشور به رسمیت شناخته بود، کاخ سفید اجازه داد معاون رئیسجمهور مادورو، دلسی رودریگز، به عنوان رئیسجمهور قائم مقام خدمت کند، و در واقع اجازه داد رژیم در قدرت بماند.
"هیچ یک از اینها ثبات مورد نیاز ونزوئلا را برای تشویق سرمایهگذاری خارجی در بخش نفت و تولید درآمدهایی که میتواند اقتصاد را احیا کند و در نتیجه انتقال به حکومت دموکراتیک را تسهیل کند، فراهم نمیکند"، بولتون نوشت.
بولتون به طور مشابه در مورد رویکرد ترامپ به غزه و گرینلند بیرحم بود. در مورد اول، او گفت که طرح مدیریت غزه از طریق "هیئت صلح" که ترامپ کنترل تقریباً کامل بر آن دارد، "امپریالیستهای قرن نوزدهم را شرمسار میکرد." در مورد گرینلند، او "نقشه" ترامپ برای کنترل جزیره را "مردهزاد" خواند، تنها دستاورد آن فشار بر اتحادهای کلیدی با اروپا بود.
"بازی او در تغییر رژیم علیه یک متحد معاهدهای باعث ناراحتی عمیق در اروپا شد و بدون شک ناتو را به طور قابل توجهی تضعیف کرد"، بولتون نوشت. "همچنین کرملین را خوشحال کرد، که نشان میدهد چقدر کل این اپیزود از همان ابتدا اشتباه بود."
او نتیجه گرفت: "در سراسر جهان و در آمریکا، شگفتی از تنوع بینهایت انتخابهای 'سیاست' ترامپ در حال تبدیل شدن به این درک است که ترامپ 'سیاست' انجام نمیدهد. یا فلسفه. یا استراتژی بزرگ. او دونالد ترامپ را انجام میدهد. در میان جمهوریخواهان معمولی که هنوز به پارادایم امنیت ملی ریگانی (یا ریگان-بوش) پایبند هستند، مخالفت صریح - که مدتها معوق مانده - در حال ظهور است. باید سریعاً رشد کند قبل از اینکه خودشیفتگی ترامپ آسیب بیشتری وارد کند. عدم انسجام او در تغییر رژیم تنها یک قطعه از شواهد در تصویر بزرگتر عدم صلاحیت او برای رئیسجمهور بودن است."


