در طول همهگیری COVID-19، بیمارستانهای سراسر کشور تحت فشار شدید کار میکردند. فرسودگی پزشکان با افزایش حجم بیماران در حال افزایش بود و ناکارآمدیهایی که مدتها تحمل میشدند، ناگهان عواقب فوری به همراه داشتند.
در حالی که ابزارها و فناوریهایی برای رسیدگی به بسیاری از این چالشهای عملیاتی، بهویژه در زمینه مستندسازی بالینی، از قبل وجود داشتند، ماهیت مراقبتهای بهداشتی، زمان و نحوه معرفی فناوری جدید را پیچیده میکند. برای نیک اف. هرناندز، مدیر ارشد فناوری در ZyDoc Medical Transcription، این بحران یک محدودیت اساسی در نوآوری در مراقبتهای بهداشتی را آشکار کرد. حتی زمانی که فناوری اثباتشده وعده تسکین میدهد، معرفی آن خطراتی به همراه دارد که اغلب ابتدا توسط پزشکان و در نهایت توسط بیماران متحمل میشود.

هرناندز میگوید: "زمانبندی اغلب به عنوان یک نگرانی فنی یا عملیاتی در نظر گرفته میشود، در حالی که واقعاً یک موضوع اخلاقی است. با انتظار برای لحظه کامل، ما میتوانیم ناخواسته سیستمهایی را حفظ کنیم که قبلاً در خدمت به افرادی که به آنها وابسته هستند، شکست خوردهاند."
برای حمایت از متخصصان مراقبتهای بهداشتی در طول همهگیری، ZyDoc، یک شرکت در مرحله اولیه متمرکز بر مستندسازی بالینی و کارایی گردش کار، فناوری خود را به صورت رایگان ارائه کرد تا به کاهش بار مستندسازی که زمان بالینی کمیاب را مصرف میکرد، کمک کند. هرناندز میگوید: "این در مورد پذیرش محصول یا درآمد نبود. این در مورد این بود که آیا فناوری اثباتشده میتواند به طور معناداری به پزشکان کمک کند تا در طول بحران از بیماران بیشتری مراقبت کنند."
بسیاری از بیمارستانها انتخاب کردند که با سیستمهای موجود ادامه دهند تا اینکه در میانه بحران ابزارهای جدید معرفی کنند. این تصمیم قابل فهم و از نظر عملیاتی قابل دفاع بود و برای هرناندز آموزنده بود. این دیدگاه او را روشن کرد که رهبری فنی مؤثر در مراقبتهای بهداشتی مستلزم پیشبینی نحوه اجرای فناوری جدید و اینکه چه کسی ابتدا تأثیر آن را احساس خواهد کرد، است.
او میگوید: "من فقط نمیپرسم، آیا این از نظر فنی صحیح است یا آیا این ریسک پایینی دارد؟ من میپرسم، هزینه عدم انجام کار چیست و چه کسی این هزینه را متحمل میشود؟"
ترسیم مرز بین اتوماسیون و قضاوت
این سؤال به طور فزایندهای فوری شده است زیرا سازمانهای مراقبتهای بهداشتی مزایا و خطرات اتوماسیون را در نظر میگیرند. تحت فشار برای انجام بیشتر با منابع کمتر، هوش مصنوعی اغلب به عنوان راهحلی در خود معرفی میشود. هرناندز این چارچوب را بیش از حد سادهانگارانه و بالقوه خطرناک میبیند.
او میگوید: "سختترین تصمیمات در مورد آنچه میتواند خودکار شود نیست. آنها در مورد آنچه باید خودکار شود هستند." سیستمهای هوش مصنوعی در کاهش بار شناختی و انجام وظایف تکراری مؤثر هستند، اما آنها زمینه، مسئولیتپذیری یا عواقب اخلاقی را به روشی که انسانها انجام میدهند، درک نمیکنند. در توسعه نرمافزار و پشتیبانی بالینی به طور یکسان، خروجیهای چشمگیر هوش مصنوعی میتوانند خطاهای کوچکی را که در صورت عدم کنترل به ریسک سیستمی تبدیل میشوند، پنهان کنند.
هرناندز میگوید: "هوش مصنوعی باید بار شناختی و اداری را کاهش دهد، اما قضاوت انسانی را در جایی که مسئولیتپذیری، اخلاق و اعتماد ضروری است، جایگزین نکند."
حفظ خط لوله استعداد
فشار به سمت اتوماسیون همچنین مشکلی کمتر قابل مشاهده ایجاد کرده است. با تکیه بیشتر سازمانها بر متخصصان ارشد تقویتشده با هوش مصنوعی، نقشهای جوان و سطح ورودی در حال ناپدید شدن هستند.
هرناندز میگوید: "ما به طور فزایندهای به استعدادهای ارشد تقویتشده با هوش مصنوعی وابسته هستیم، در حالی که نقشهایی را که استعدادهای ارشد آینده را ایجاد میکنند، حذف میکنیم. این فقط یک مشکل نیروی کار نیست. این یک مشکل ایمنی و تابآوری است." نوآوری مسئولانه به معنای طراحی سیستمهایی است که مسیرهای یادگیری را حفظ میکنند.
سیستمهای مراقبتهای بهداشتی به قضاوتی که در طول زمان و با قرار گرفتن در معرض پیچیدگی دنیای واقعی توسعه یافته است، وابسته هستند. هوش مصنوعی میتواند متخصصان با تجربه را تسریع کند، اما نمیتواند فرآیند یادگیری یا درک اینکه چرا سیستمها به این شکل رفتار میکنند، را جایگزین کند. بدون سرمایهگذاری عمدی در توسعه انسانی، سازمانها در معرض خطر تولید در کوتاهمدت قرار دارند، در حالی که تخصصی را که هم برای حرفه و هم برای رفاه جامعه حیاتی است، تخلیه میکنند.
نوآوری که از واقعیت جان سالم به در میبرد
ارائه نوآوری تحت فشارهای نظارتی و بالینی، بهترینها را از ارائهدهندگان فناوری سلامت میطلبد. هرناندز برای متعادل کردن نوآوری با ایمنی، دقت و احترام به محیطهای بالینی که در آن فناوری مستقر میشود، به سه روش تکیه میکند.
یکی مقاومت در برابر مهندسی بیش از حد است. در مراقبتهای بهداشتی، طراحی برای هر مورد لبهای میتواند پیشرفت را قبل از اینکه پزشکان ارزشی را ببینند، متوقف کند. هرناندز نسخههای اولیه محدود را که به وضوح رفتار ناامن را مسدود میکنند و به جلو حرکت میکنند، ترجیح میدهد، با این درک که سیستمها میتوانند با ظهور نیازهای دنیای واقعی تکامل یابند.
او میگوید: "اجازه ندهید کمال دشمن خوب باشد. پزشکان اکنون به ارزش نیاز دارند، نه کامل بودن نظری ماهها بعد."
بهترین روش دیگر، توجه دقیق به افرادی است که صحبت نمیکنند. مهندسان و پزشکان اغلب خطرات را زود میبینند، اما همیشه احساس امنیت یا دعوت برای مطرح کردن آنها را ندارند. ایجاد فضا برای این صداها به کشف نقاط کور که به راحتی در گردش کار روزانه نادیده گرفته میشوند، کمک میکند.
هرناندز همچنین تیمهایی را با این انتظار میسازد که مشکلات پیچیده یک پاسخ درست واحد ندارند. با تشویق اختلاف نظر در اوایل و آزمایش فشار ایدهها از زوایای مختلف، تیمها به سرعت مبادلات را کشف میکنند و قبل از تعهد به مسیر رو به جلو، از قطعیت کاذب اجتناب میکنند.
مدیر ارشد فناوری به عنوان مدیر سیستم
با تسریع چرخههای فناوری، هرناندز نقش مدیر ارشد فناوری را از معمار ارشد به مدیر سیستم تغییر میبیند. ابزارها به طور مداوم تغییر میکنند، تیمها فشرده میشوند و انتظارات گسترش مییابند. خطر بهینهسازی برای بهرهوری فوری است، در حالی که پایههایی که تابآوری بلندمدت را حفظ میکنند، فرسایش مییابند.
هرناندز میگوید: "هوش مصنوعی میتواند متخصصان با تجربه را تسریع کند، اما یادگیری، ایجاد قضاوت یا درک اینکه چرا سیستمها به این شکل رفتار میکنند را جایگزین نمیکند."
رهبران فنی مؤثر تشخیص خواهند داد که حفظ قابلیت انسانی اکنون یک مسئولیت اصلی است. سازمانهایی که در قضاوت، زمینه و استدلال اخلاقی سرمایهگذاری میکنند، با تکامل ابزارها، انعطافپذیر باقی میمانند. آنهایی که این کار را نمیکنند ممکن است خود را با سیستمهای بسیار خودکار و هیچ کس که واقعاً آنها را درک کند، نیابند.
برای بینش بیشتر، نیک هرناندز را در LinkedIn دنبال کنید.







