باید خواند
دکتر هولمز و آقای بائر عزیز:
عمه ما هلن در 28 دسامبر سال گذشته درگذشت. او کسی بود که وقتی والدین ما فوت کردند از ما مراقبت کرد. او زن مجردی بود و هر سه ما را مانند فرزندان خودش بزرگ کرد. او در تاریخ 1404/10/10 ساعت 23:30 به خاک سپرده شد. برادر بزرگترم (کویا آرنولد) همه چیز را ترتیب داد تا عمه ما "با صدای شیپورها - در واقع ترقهها - به خانه خوش آمد گفته شود وقتی به سوی بهشت پرواز میکند."
برادر کوچکترم (فیلیپ) و من به شدت مخالف بودیم. احساس میکردیم عمهمان سزاوار یک مراسم تدفین محترمانه و متمرکز است و نباید مجبور باشد با جشن سال نو کشور در این سرزمین خدا ترک شده که هیچ چیز در آن هرگز تغییر نمیکند، رقابت کند.
ما سعی کردیم با کویا آرنولد استدلال کنیم، اما او بر روش خود اصرار داشت. او برای همه چیز پرداخت میکند، بنابراین احساس میکند حق دارد اصرار کند. همچنین، به ما آموخته شده بود که از او پیروی کنیم. همه بستگان دیگر ما موافق هستند که او بهتر میداند چون بزرگترین است.
کویا آرنولد این اقتداری را که بر ما داشت دوست داشت، به هیچ دلیلی جز مسنتر بودنش. هر چه کویا فیلیپ و من به خاطر این موضوع ناراحتتر میشدیم، او بیشتر اصرار میکرد که به او "احترام" بگذاریم. وقتی بزرگتر شدیم، به محض اینکه توانستیم، خانه عمهام را ترک کردیم. من هنوز در یک خانه اجارهای زندگی میکنم، اما حداقل میتوانم انتخاب کنم که چگونه میخواهم زندگی کنم. همینطور با کویا فیلیپ. در واقع، ما برادرم را تا زمان مرگ عمهام ندیده بودیم. رفتار او فقط تأیید میکند که چرا بهتر بود تمام این مدت از او دوری کنیم.
لطفاً به ما بگویید چگونه با او برخورد کنیم.
– اولگا
اولگا عزیز،
از ایمیل شما متشکرم.
سلسله مراتب و خواستههای آن به قدمت جامعه بشری است. سلسله مراتب در زندگی اجتماعی ما، زندگی کاری ما نفوذ کرده و در واقع از ما هم طولانیتر است، به عنوان مثال، نخستزادگی، حق یا رسمی که به موجب آن نخستزاده (اغلب مرد) املاک والدین خود یا حتی تاج و تخت آنها را به ارث میبرد. این در فیلیپین بسیار رایج است، همانطور که روایت شما نشان میدهد.
سلسله مراتب نظم طبیعی چیزها در حوزههایی مانند دولت، نیروهای مسلح و تجارت است، اما کمتر به وضوح در خانواده. البته، سن عامل مهمی است وقتی خواهر و برادرها در حال بزرگ شدن هستند - هر چه خواهر یا برادر مسنتر باشد، هم از نظر جسمی و هم ذهنی بیشتر رشد یافته است (در اکثر موارد). با این حال، الگوهای دوران کودکی تمایل دارند تا بزرگسالی ادامه یابند، و احترام/تواضع اغلب عاملی است که روابط خانوادگی را از گهواره تا گور حکومت میکند.
به نظر میرسد خانواده شما، اولگا، در این زمینه با بسیاری از خانوادههای دیگر تفاوتی ندارد. برادر بزرگتر شما آرنولد از نقش خود به عنوان رئیس خانواده لذت میبرد، صرفاً بر اساس این واقعیت که او نخستزاده است، و در واقع در این مورد توسط بقیه خانواده شما حمایت میشود، به جز عمه شما.
تا به حال، روشی که شما و برادر کوچکترتان با این موضوع برخورد کردهاید این بوده که زندگیهای جداگانهای داشته باشید و تا حد امکان کمتر با آرنولد سر و کار داشته باشید. تا آنجا که میدانیم، این برای هر دوی شما خوب پیش رفته است اما اکنون، با مرگ عمه شما، با یک مخالفت متحد روبرو هستید که هیچ کس شما را حمایت نمیکند.
بنابراین بهترین گزینه ممکن است این باشد که عملگرا باشید و تشخیص دهید که این نبردی است که نمیتوانید برنده شوید. آرنولد خانواده را در کنار خود دارد و پول برای اجرای برنامههایش. در عوض، شما و برادر کوچکترتان باید به روش خودتان به عمهتان احترام بگذارید و سپس مانند قبل ادامه دهید و تا حد ممکن فاصله خود را با آرنولد حفظ کنید.
بهترین آرزوها،
JAFBaer
اولگا عزیز،
از نامه شما بسیار متشکرم. من از رفتار کویا آرنولد متأسفم. حتی بیشتر متأسفم که شما و کویا فیلیپ مجبور شدید دوباره به خاطر تصمیمات و "شیطنتهای" او ناامید شوید، به خصوص از آنجایی که او شما را در زمانی که مواجهه با مرگ عمهتان به اندازه کافی سخت بود، ناراحت کرد.
این را میگویم حتی اگر نمیدانم چند تا بودند و چقدر ممکن است برای شما پوچ به نظر رسیده باشند، اما به نظر میرسد تصمیم کویای شما مبنی بر اینکه عمهتان باید در 1404/10/10 ساعت 23:30 به خاک سپرده شود یکی از آنهاست.
همچنین ممکن است که کویا آرنولد عمداً زمان و تاریخ مراسم تدفین را انتخاب کرده باشد چون احساس میکرد این چیزی است که شما را بیشتر ناراحت میکند. این درک اتفاقات سال 1404 را پاک نخواهد کرد، اما امیدوارم به شما کمک کند تا از دیدگاه دیگری به رفتار او نگاه کنید. قطعاً، رفتار او میتواند به عنوان عوضی طبقهبندی شود، یعنی، از آنجایی که به نظر میرسد انتخابهای او به واکنشی بستگی دارد که میتواند از هر دوی شما بگیرد. با این حال، رفتار او همچنین رقتانگیز است، زیرا به نظر نمیرسد بتواند مستقل از شما هر دو تصمیم بگیرد.
فکر میکنید یک فرد بالغ صداقت، درستی ذاتی موقعیت و مهربانی را به عنوان راهنمای رفتار خود انتخاب میکند، نه اینکه بیشترین آزار را به خواهر و برادرش برساند. از این نظر، پارانگ او بیشتر کاوا (شخصیتی که باید به او ترحم کرد) به نظر میرسد تا تهدیدکننده.
همچنین ممکن است فرزندان بالغ همانطور رفتار کنند که زمانی که جوانتر بودند رفتار میکردند. آیا برادر شما در جوانی قلدر بود؟ آیا ممکن است غمی که همه شما در طول سوزاندن عمهتان تجربه کردید، این پویاییهای قدیمی را دوباره فعال کرده و او (و شما) را به یاد تعارضات حل نشده دوران کودکی انداخته باشد؟
شما و برادرتان تصمیم گرفتهاید به دلیل شخصیت او و انتظارات خانوادگی دور از برادرتان زندگی کنید. امیدوارم رفتار او و واکنشهای شما تأیید کند که بهترین تصمیم را گرفتهاید.
مسلماً، این ممکن است در چنین زمانی تسلی کوچکی به نظر برسد، اما یادآوری این موضوع به خودتان (و کاوا بودن او) ممکن است کمی از آزردگی را که شما و برادرتان هنوز ممکن است تجربه کنید، کاهش دهد.
بهترین آرزوها،
MG Holmes
– Rappler.com


