لیا کالون-باتلر اخیراً نوشت که عصر راک اند رول ارز دیجیتال به پایان رسیده است، و او در مورد مسیر کلی بیشتر درست میگوید. اما من در صنعت موسیقی زندگی میکردم زمانی که راک اند رول واقعاً مرد، و داستان بیشتری در این میان وجود دارد.
من یک رهبر محصول در یونیورسال موزیک در دوران تورنت بودم. در اتاقهایی نشستم که مدیران تصمیم گرفتند به جای ساخت اسپاتیفای، مادربزرگها را شکایت کنند. دیدم که آنها بیشتر برای وکلا هزینه میکنند تا برای هنرمندان. و در نهایت، به خاطر اشاره به اینکه قبلاً باخته بودیم، اخراج شدم.
بنابراین وقتی کسی از راک اند رول به عنوان استعارهای برای آنچه در داراییهای دیجیتال در حال وقوع است استفاده میکند، من میدانم که این استعاره واقعاً چه چیزی را در بر دارد.
اینجا نشان میدهد که پایان عصر راک اند رول واقعاً از درون چگونه به نظر میرسید. پرسروصداترین و هیجانانگیزترین بخش فرهنگ مرد در حالی که زیرساخت خستهکننده زیر آن بیسروصدا به چیزی تبدیل شد که اهمیت داشت. ستارههای راک ناپدید شدند. مدیران استریمینگ قدرت را در دست گرفتند. و مخاطبان رشد کردند حتی زمانی که فرهنگ کمتر جالب شد.
کالون-باتلر این را به عنوان نوعی سوگواری قاب میکند. رویای سایفرپانک با ETFها و نگهداری نهادی رقیق شد. میم چشمهای لیزری که توسط رؤسای جمهور پوشیده شد. و بله، من غم را درک میکنم. آن را احساس کردم وقتی یونیورسال موزیک از شکستن هنرمندان به بهینهسازی فهرستهای پخش چرخید.
اما اینجا جایی است که تشابه صنعت موسیقی واقعاً مفید میشود، و هیچکس درباره این بخش صحبت نمیکند.
لیبلها زنده ماندند. آنها استریمینگ را بستهبندی کردند و آن را نوآوری نامیدند. آنها از مبارزه با نپستر به مالکیت سهام در اسپاتیفای رفتند. همان مدیرانی که میخواستند اشتراکگذاری فایل را نابود کنند، در نهایت از زیرساختی که اشتراکگذاری فایل به وجود آورد، سود بردند. استقرار انقلاب را جذب کرد و آن را بازنامگذاری کرد.
این همان چیزی است که اکنون با داراییهای دیجیتال در حال وقوع است. جیپی مورگان همان کاری را انجام میدهد که یونیورسال با استریمینگ انجام داد. آنها چیزی را که با آن مبارزه کردند، بستهبندی میکنند و آن را محصول مینامند. و درست مانند موسیقی، مخاطبان بزرگتر میشوند، زیرساخت بهتر میشود و فرهنگ کمتر جالب میشود. آن بخش را کالون-باتلر دقیق بیان میکند.
اما بخشی که او از دست میدهد این است که بعد از آن چه اتفاقی در موسیقی افتاد. چیزی که استقرار نتوانست جذب کند.
در حالی که یونیورسال مشغول تبدیل شدن به یک شرکت استریمینگ بود، ده هزار نوجوان با وبلاگها و استودیوهای اتاق خواب چیزی میساختند که لیبلها نمیتوانستند بستهبندی کنند. بچه دث متال سوئدی. تولیدکننده بایله فانک برزیلی. باستانشناس تکنوی دیترویت. آنها یکدیگر را نمیشناختند. حتی نمیدانستند که یونیورسال اهمیت دارد. آنها فقط میخواستند آنچه را که دوست داشتند مستند کنند.
و به طور جمعی، بدون هیچ هماهنگی، چیزی را خلق کردند که مؤسسات نمیتوانستند تکرار کنند: ویژگی بینهایت. هر سلیقه ممکن اکوسیستم خود را دارد. هر میکروژانر کانال توزیع خود را دارد. تکفرهنگی به چیزی آنقدر دانهای تبدیل شد که هیچ ساختار شرکتی نمیتوانست آن را دوباره جمع کند.
عصر راک اند رول آشکارا به پایان رسیده است. سؤال این است که در فضاهای ساکتی که مؤسسات به آنها نگاه نمیکنند، چه چیزی در حال ساخته شدن است.
استیبل کوینها ارزش را در سراسر مرزها برای افرادی که هرگز نام دیفای را نشنیدهاند، منتقل میکنند. داراییهای توکنی شده در جاهایی که امور مالی سنتی هرگز زحمت حضور را نداشت، بازارها را ایجاد میکنند. ابزارهای خود نگهداری به طور بیسروصدا بهتر میشوند در حالی که همه توسط جریانهای ورودی ETF منحرف شدهاند. زیرساخت خستهکنندهای که موج بعدی را ممکن میسازد.
من در آرژانتین بزرگ شدم. دیدم که یک دولت یک شبه حسابهای بانکی را مسدود کرد و به مردم گفت که دلارهایشان اکنون یک سوم ارزش دیروزشان را دارند. آن تجربه چیزی درباره پول به شما میآموزد که برای همیشه با شما میماند. و به شما میآموزد که افرادی که در دورههای ساکت لولهکشی میسازند، کسانی هستند که وقتی دوباره اوضاع پرسروصدا میشود، اهمیت دارند.
کالون-باتلر میپرسد که آیا ارز دیجیتال عجیب باقی خواهد ماند. من سؤال را بازتعریف میکنم. صنعت موسیقی عجیب باقی ماند. فقط در جاهایی که مدیران تماشا میکردند، دیگر عجیب نبود. عجیب بودن به حاشیهها، به تولیدکنندگان اتاق خواب، جوامع خاص و کانالهای توزیعی که نیازی به مجوز نداشتند، مهاجرت کرد.
پایان عصر راک اند رول ارز دیجیتال صعودیترین اتفاقی است که میتواند برای صنعت رخ دهد. این به معنای آن است که بزرگسالان ظاهر شدند، و بزرگسالان سرمایهای را میآورند که وقتی حس و حال تغییر میکند، رها نمیشود. ارز دیجیتال به لولهکشی نهادی خستهکننده نیاز دارد. و این دقیقاً چیزی است که در حال حاضر در حال ساخته شدن است.
اما جایی در آنجا، یک بچه در لاگوس یا بوئنوس آیرس یا بیروت چیزی را روی این ریلها میسازد که هیچکس در یک اتاق جلسه هنوز تصورش را نکرده است. آنها حتی نمیدانند که استقرار وجود دارد. آنها فقط نیاز دارند که زیرساخت کار کند.
این آغاز بخش جالب است.
توجه: نظرات بیان شده در این ستون نظرات نویسنده است و لزوماً منعکس کننده نظرات CoinDesk، Inc. یا مالکان و شرکای وابسته آن نیست.
بیشتر برای شما
هاسکینسون ممکن است در مورد آینده محاسبات غیرمتمرکز اشتباه کند
بنیانگذار کاردانو اخیراً استدلالی درباره هایپراسکیلرها مطرح کرده است که باید به آن پرداخته شود، فن میگوید.


