نویسنده: Jae، PANews
رالی مورد انتظار کریسمس به نفع بازار ارزهای دیجیتال نبود، بلکه شور و شوق طلا و نقره را برانگیخت. اخیراً قیمت طلای اسپات بیسر و صدا از مرز 4500 دلار به ازای هر اونس عبور کرد، در حالی که عملکرد نقره حتی چشمگیرتر بود و برای اولین بار به 75 دلار به ازای هر اونس رسید و سود سالانه آن به حدود 160٪ نزدیک شد.
این اشتیاق به بازار کریپتو نیز سرایت کرده است. با سوختگیری از بازار گاوی فلزات گرانبها، سرعت توکنیزه شدن کالاها در بلاک چینها امسال شتاب گرفته است و ارزش بازار کل طلا و نقره توکنیزه شده به 4 میلیارد دلار نزدیک شده است. بسیاری از صرافیهای غیر متمرکز فیوچرز دائمی (Perp DEX) به طور متوالی فلزات گرانبها را لیست کردهاند. به عنوان مثال، پروتکل پیشرو Ostium حجم معاملات انباشته خود را بیش از 30 میلیارد دلار مشاهده کرده است که مارجین فیوچرز دائمی کالاها تا 40٪ از آن را تشکیل میدهد.
منطق اساسی افزایش حماسی قیمت کالاها توسط یک عامل واحد هدایت نمیشود، بلکه از همگرایی سه عامل ناشی میشود: تغییر در سیاست پولی، بحران اعتبار دلار و درگیریهای ژئوپلیتیکی. از منظر سیاست اقتصاد کلان، فدرال رزرو موضع انقباضی "بالاتر و طولانیتر" خود را در نیمه دوم امسال رها کرد و سه کاهش نرخ بهره متوالی را برای مقابله با رکود احتمالی اقتصادی اجرا کرد. این تغییر سیاست مستقیماً منجر به کاهش شاخص دلار به پایینترین سطح خود از مارس 2022 شد و در نتیجه هزینه فرصت نگهداری داراییهای غیربهرهای مانند طلا و نقره را به طور قابل توجهی کاهش داد.
نهادهای مالی سنتی اصلی به اتفاق آرا در مورد بخش کالاها خوشبینی ابراز کردهاند. گلدمن ساکس پیشبینی میکند که قیمت طلا در سال 2026 به 4900 دلار افزایش یابد و خریدهای طلای بانکهای مرکزی جهانی و کاهش نرخ بهره فدرال رزرو را به عنوان محرکهای دوگانه این روند صعودی ذکر میکند. تحلیلگران اشاره میکنند که ریسکهای ژئوپلیتیکی و عدم قطعیت اقتصادی بانکهای مرکزی بازارهای نوظهور را به تسریع در خریدهای طلای خود وادار میکند، در حالی که ورود بالقوه سرمایهگذاران خصوصی میتواند قیمت طلا را بیشتر افزایش دهد. گلدمن ساکس انتظار دارد خریدهای طلای بانکهای مرکزی جهانی در سال 2026 حدود 70 تن در ماه باقی بماند.
IG در گزارش چشمانداز کالاهای 2026 خود نشان داد که روند صعودی طلا احتمالاً ادامه خواهد داشت و از کاهش بازده واقعی، هزینههای بالای دولتی و خریدهای مستمر طلای بانک مرکزی بهرهمند میشود و به طور بالقوه در میان یک محیط اقتصاد کلان مساعد از 5000 دلار عبور میکند. نقره وارد فاز کاوش قیمت شده است. با کمبود عرضه برای پنجمین سال متوالی و تقاضای صنعتی در حال شتاب، مدلهای فنی به 72 یا حتی 88 دلار اشاره میکنند. بخش فلزات گرانبها توسط تقاضای واقعی اقتصاد کلان هدایت میشود و از پشتیبانی ساختاری بلندمدت برخوردار است.
Yardeni Research هدف قیمت طلای خود را افزایش داده است و پیشبینی میکند تا پایان سال 2026 به 6000 دلار و به طور بالقوه تا پایان سال 2029 به 10000 دلار برسد. Yardeni اشاره میکند که ریسکهای ژئوپلیتیکی و نگرانیهای بازار در مورد محرکهای پولی و مالی بیش از حد، افزایش قیمت طلا را هدایت میکنند.
همانطور که نهادهای فوق اعلام کردهاند، تغییرات قابل توجهی در بخش ذخیره حاکمیتی در حال وقوع است. در سال 2025، بانکهای مرکزی بازارهای نوظهور، که چین، روسیه و لهستان نماینده آنها هستند، تمایل قوی به تخصیص طلا نشان دادند.
بانک خلق چین ذخایر طلای خود را برای سیزدهمین ماه متوالی افزایش داد؛ ذخایر طلای روسیه در نوامبر برای اولین بار از 300 میلیارد دلار فراتر رفت و رکورد مدرن جدیدی ثبت کرد؛ و بانک مرکزی لهستان اعلام کرد که هدف ذخیره طلای خود را به 30٪ از کل داراییهای خود افزایش خواهد داد.
این تغییر استراتژیک از نگهداری اوراق خزانهداری ایالات متحده به نگهداری ذخایر طلا به طور موثری یک کف نهادی نسبتاً محکم برای قیمت طلا بالای 4000 دلار ایجاد کرده است. در این زمینه، طلا دیگر صرفاً به عنوان یک دارایی پناهگاه دیده نمیشود، بلکه ممکن است به یک لنگر خنثی در حرکت نظم مالی جهانی به سمت حذف دلار تبدیل شود.
در حالی که بازارهای دارایی سخت سنتی حق بیمه ساختاری را تجربه میکنند، فلزات گرانبها (داراییهای واقعی) نیز وارد دوره رشد سریع میشوند.
تا 1403/10/06، ارزش بازار کل کالاهای توکنیزه شده به 3.95 میلیارد دلار رسیده بود که نزدیک به 3 میلیارد دلار از ابتدای سال افزایش یافته و رشد سالانه تا به امروز تقریباً 300٪ را نشان میدهد. کالاها پس از اوراق قرضه دولتی، فعالترین کلاس دارایی در فضای توکنیزاسیون داراییهای واقعی شدهاند و وجوه به سرعت به بازار کالاهای توکنیزه شده جریان مییابند.
در حال حاضر، طلای توکنیزه شده موقعیت مسلط مطلق در این بازار خاص دارد و سهم بازار آن بیش از 80٪ است. Tether Gold (XAUT) و Paxos Gold (PAXG)، به عنوان دو شرکت پیشرو در این بخش، ارزش بازار 1.7 میلیارد دلار و 1.6 میلیارد دلار دارند، با افزایش 30 روزه اخیر به ترتیب 8.53٪ و 16.83٪.
این مدل طلای درون زنجیرهای به طور قابل توجهی هزینههای نگهداری و نقدینگی در بازار طلای سنتی را بهینه خواهد کرد. با نگاشت هر اونس طلای فیزیکی ذخیره شده در خزانهها در لندن یا سوئیس به توکنهای درون زنجیرهای، سرمایهگذاران قادر به معامله با آستانه سهام پایینتر خواهند بود.
جوهره این روند اتمیزه شدن و پردازش در زمان واقعی داراییهای مالی است. در سیستم مالی سنتی، تحویل کالاها معمولاً به فرآیندهای تسویه پیچیده و هزینههای لجستیکی بالا نیاز دارد؛ با این حال، درون زنجیره، گواهی موجودی اجرا شده از طریق قراردادهای هوشمند اجازه میدهد تا اصالت هر کالای توکنیزه شده در زمان واقعی تأیید شود و هزینههای نهایی مبارزه با پولشویی و مراقبتهای لازم را به طور قابل توجهی کاهش دهد.
امسال، نه تنها صرافیهای متمرکز مانند Binance، Bybit و Gate به تدریج معاملات اسپات و قراردادی برای XAUT/PAXG را راهاندازی کردهاند، بلکه صرافی غیر متمرکز فیوچرز دائمی نیز فلزات گرانبهای جدیدی را اضافه کرده است. اگر توکنیزاسیون داراییهای واقعی مسائل تسویه و گردش کالاها را بهینه و حل کند، صرافی غیر متمرکز فیوچرز دائمی ابزارهایی برای سفتهبازی و هج فراهم میکند.
روند گاوی در فلزات گرانبها ممکن است به بخش صرافی غیر متمرکز فیوچرز دائمی نیز سود رسانده باشد. PANews آماری را در مورد چندین پلتفرم ارائهدهنده معاملات کالا گردآوری کرد و سه مورد از آنها حجم معاملات روزانه بیش از ده میلیون دلار آمریکا را گزارش کردند. Ostium، یک پروتکل پیشرو معاملات کالا، حرکت رشد فوقالعاده قوی را در این ماه نشان داده است.
موقعیت متمایز Ostium، با تمرکز شدید بر معاملات کالا، احتمالاً دلیل اصلی صعود شهابوار آن در بازار رقابتی شدید صرافی غیر متمرکز فیوچرز دائمی است. در حالی که رقبایی مانند Hyperliquid هنوز درگیر نبرد شدید بر سر مشتقات ارزهای دیجیتال هستند، بیش از 95٪ از موقعیت باز در پلتفرم Ostium در داراییهای سنتی مانند طلا، انرژی و فارکس متمرکز است. در طول افزایش قیمت طلا به 4500 دلار، Ostium بیش از 50٪ از موقعیتهای مارجین فیوچرز دائمی طلای درون زنجیرهای را به دست آورد.
تا به امروز، حجم معاملات انباشته Ostium از مرز 30 میلیارد دلار فراتر رفته است و معاملات کالاها تقریباً 40٪ از کل را تشکیل میدهد. مسیر رشد پلتفرم تغییر متنوع در پروفایل کاربر کریپتو را منعکس میکند: از تمرکز واحد بر "سفتهبازان کریپتو" تا شامل "معاملهگران هج کلان".
ظهور معاملات کالای درون زنجیرهای نه تنها تغییر در اعتبار پولی را نشان میدهد، بلکه مهاجرت پارادایمهای معاملاتی داراییهای کلان را نیز نشان میدهد. یک بازار موازی هدایت شده توسط قراردادهای هوشمند بیسر و صدا در حال بلوغ است.
این همچنین نشان میدهد که بازار کریپتو داراییهای اصلی فراتر از جایگزینها را به سرمایهگذاران ارائه میدهد. این نه تنها یک پیروزی فناوری است، بلکه یک انتخاب ضروری برای سرمایهگذاران برای تنوع تخصیص داراییهای خود در دوران عدم قطعیت است.
جنگ درون زنجیرهای برای کالاها ممکن است تازه شروع شده باشد.


